دوشنبه، دی ۲۹، ۱۳۹۳

همپای رقص نازک نی زار


در دور دست
قویی پریده بی گاه از خواب
شوید غبار نیل ز بال و پر سپید

لب های جویبار
لبریز موج زمزمه در بستر سپید

درهم دویده سایه و روشن
لغزان میان خرمن دوده
شبتاب می فروزد در آذر سپید

همپای رقص نازک نی زار
مرداب می گشاید چشم تر سپید

خطی ز نور روی سیاهی است
گویی بر آبنوس درخشد زر سپید
دیوار سایه ها شده ویران
دست نگاه در افق دور
کاخی بلند ساخته با مرمر سپید.

سهراب سپهری

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر