یکشنبه، آبان ۱۸، ۱۳۹۳

بیدار کن از خوابم ای شاهد رویائی


راهی به خدا دارد خلوتگه تنهائی
آنجا که روی از خود آنجا که بخود آئی
هرجا که سری بردم در پــرده ترا دیدم
تو پرده نشینی و من هرزه هر جائی
بیدار تو تا بودم رویای تو میدیدم
بیدار کن از خوابم ای شاهد رویائی
از چشم تو میخیزد هنگامه سرمستی
وز زلف تو میزاید انگیزه شـیدائی
هر نقش نگارینــت چون منظره خورشید
مجموعه لطف است و منظومه زیبائی
چشمی که تماشاگر در حسن تو باشد نیست
در عشق نمیگنجد این حسن تماشائی .
شهریار

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر