بیسوادان قانونگذار که از قانون تصویب شده پیش از خودشان هم چیزی نمیدانند!
در مجلس و یا طویلهای که هشتاد نماینده آن به طور ثابت همیشه غایبند، و معلوم نیست اینها کیند و چرا پول ملت را میگیرند و حتی یک بار هم در این طویله حاضر نمیشوند که یا بازی کنند، یا با دیگران شوخی و تفریح کنند، یا در اینترنت بچرخند و یا بخوابند!
لیلا داودی در سایت پانترکها ایسنا مینویسد:
۹ نماینده مجلس شورای اسلامی در تذکری به وزیر دادگستری ممنوعالتصویری، ممنوعالخروجی و ممنوعالبیانی «یک انسان» را خواستار شدهاند؛ «انسانی» که یکی از معتدلترین شخصیتهای رسمی ایران طی هشت سال ریاست جمهوری خود و حتی پس از آن بوده است؛ فردی که همواره در کلام و رفتارش همه را به صلح و قانون فراخوانده است.
این دیدگاه فراقانونی از زبان افرادی مطرح میشود که در مجلس شورای اسلامی جمهوری اسلامی به عنوان نماینده مردم حضور دارند؛ کسانی که در نهاد قانونگذاری نشستهاند تا از حقوق تک تک مردم این کشور دفاع کنند.
هرچند صاحب منصبانی که مخاطب این تذکر هستند از چند و چون قانون مطلعند، اما گویا این نمایندگان نمیدانند که:
- در اصل بیست و سوم قانون اساسی تاکید شده است که «تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمیتوان به صرف داشتن عقیدهای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد.»
- اصل سیوسوم قانون اساسی تاکید دارد که «هیچکس را نمیتوان از محل اقامت خود تبعید کرد یا از اقامت در محل مورد علاقهاش ممنوع یا به اقامت در محلی مجبور ساخت، مگر در مواردی که قانون مقرر میدارد».
- و از همه مهمتر اینکه اصل سی و هفتم قانون اساسی میگوید که «اصل، برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمیشود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد».
البته منکر نمیشویم که در همین مجلس هستند نمایندگانی که معتقدند که «ما میتوانیم انتظار تحقق حقوق شهروندی را داشته باشیم، چراکه انتخابات برای تحقق چنین حقوقی است و مردم در انتخابات دولتی را که توانایی تامین حقوق آنها را نداشته باشد تغییر میدهند و دولت دیگری که احساس کنند توانایی تامین و تحقق این حقوق را دارد، انتخاب میکنند.»
اما سؤال این است که چرا باید فردی ممنوعالبیان شود که فقط نگاهی تیتروار به آخرین دیدگاههایش نشان میدهد که اشاعه چنین دیدگاههایی در جامعه نتیجهای جز آرامش و همدلی به دنبال ندارد؛ «نباید انتظار داشت همه کارها را دولت انجام دهد»، «از تلاش برای کمک به دولت روحانی دریغ نمیکنم»، «تلفیق شریعت، اخلاق و عدالت تلفیق موثری است»، «با همه وجود از جمهوریت نظام دفاع می کنیم»، «دولت به شعارهای اصلی خود پایبند است»، «مردم موفقیت مذاکرات هستهای را قدر میدانند و پشتیبان دولت و مذاکره کنندگان هستند»، «دولت از نقد استقبال میکند» و ...
شاید هم این آقایان که بدون توجه به اصول قانونی و از روی برخی دلواپسیها نگرانند ، کسانی باشند که با اخلاقیترین روشها به نقد منصفانه میپردازند و با قاطعیت میگویند: «نباید برخی چون صدایشان بلندتر است، دیگران را متهم کنند و حق دفاع را بگیرند».
براستی چرا برخی سیاسیون و نه سیاستمداران ما از افرادی که خصلت و منش اخلاقی و فرهنگی دارند هراسشان بیشتر است؟ نمیخواهند حرفی، اسمی، رسمی، نامی و نشانی از این افراد باشد؟ چرا میخواهند آنها را در پستوها نهان کنند تا کسی نداند که چه میگویند؟ راستی چرا همواره و در هر شرایطی کسانی هستند که به جای کمک به بهبود شرایط و برداشتن باری از دوش دولت، با طرح مسائل حاشیهای و کم اهمیت به جوسازیهای بیهوده و ایجاد بحران میپردازند؟
بجز آن هشتاد نماینده که همیشه غایبند، بقیه در طویله آخوندی اینچین حضور دارند:























































































هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر