جمعه، خرداد ۲۳، ۱۳۹۳

منظر از هر طرف بیابان است



چهر آفتاب پنهانست
شب دیرنده زمستان است
چه نسیمی، چه شبنمی، گل من؟
باغ در دست باد و توفان است
از گل و از پرنده آنچه بجاست
پر خونین و برگ بیجان است
فصل فصل کتاب باورمان
همه بازیچه های شیتان است
عشق با نام عادت از هرسو
هدف تیرهای بهتان است
شورمان، شیون عزاداران
شعرمان اشک ناامیدان است
باغ مُرده است و رویشی گر هست
در بهار حفیر گادان است
چمن سرو و باغ گل، هیهات!
منظر از هر طرف بیابان است.
حسین منزوی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر