جمعه، خرداد ۳۰، ۱۳۹۳

ای تو جان جان جان جان من


زدگی زیباست چشمی باز ک
گردشی در کوچه باغ راز ک
هر که عشقش در تماشا قش بست
عیک بد‌بیی خود را شکست
م میا جسم‌ها جا دیده‌ام
درد را افکده درما دیده‌ام
دیده‌ام بر شاخه‌ها احساس‌ها
می‌تپد دل در شمیم یاسها
زندگی موسیقی گجشکهاست
زندگی باغ تماشای خداست
گر تو را ور یقی پیدا شود
می‌تواد زشت هم زیبا شود
حال م، در شهر احساسم گم است
حال م، عشق تمام مردم است
زدگی یعی همی پروازها
صبح‌ها، لبخد‌ها، آوازها
ای خطوط چهره‌ات قرآ م
ای تو جا جا جا جا م
با تو اشعارم پر از تو می‌شود
مثوی‌هایم همه و می‌شود
حرفهایم مرده را جا می‌دهد
واژه‌هایم بوی بارا می‌دهد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر