پنجشنبه، فروردین ۲۱، ۱۳۹۳

هوا آرام شب خاموش راه آسمانها باز


فریدون مشیری



هوا آرام
شب خاموش
راهِ آسمانها باز
خیالم چون کبوترهای وحشی میکند پرواز
رَوَد آنجا که میبافند کولیهای جادوگیسوی شب را
تنم را از شراب شعر چشمان تو خواهم سوخت
برایت شعر خواهم خواند
برایم شعر خواهی خواند
تبسمهای شیرین ترا با بوسه خواهم چید
وگر بختم کند یاری
در آغوش تو
‌ای افسوس
سیاهی تار میبندد
چراغِ ماه
لرزان از نسیم سرد پاییز است
هوا آرام شب خاموش راه آسمانها باز
زمان در بستر شب خواب و بیدار است.
فریدون مشیری

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر