دوشنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۹۲

صادق هدایت


و براستی‌ که هم صادق بود و هم هدایتگر. بمناسبت سالروز میلاد یکی‌ از بزرگترین اندیشمندان ایران، صادق هدایت.


من همان قدر از شرح حال خودم رَم میکنم که در مقابل تبلیغات امریکائی مآبانه. آیا دانستن تاریخ تولدم به درد کسی میخورد؟ اگر برای استخراج زایچه‌ام است، این مطلب فقط باید طرف توجّه خودم باشد. گرچه از شما چه پنهان، بارها با منجّمین مشورت کرده‌ام اما اگر برای علاقهٔ خوانندگانست، باید اول مراجعه به آراء عمومی آنها کرد. چون اگر خودم پیش‌دستی بکنم مثل این است که برای جزئیات احمقانهٔ زندگیم قدر و قیمتی قائل شده باشم!
بعلاوه خیلی از جزئیات است که همیشه انسان سعی میکند از دریچهٔ چشم دیگران خود را قضاوت کند. و ازین جهت مراجعه به عقیدهٔ خود آنها مناسب تر خواهد بود. مثلاً اندازهٔ اندامم را خیاطی که برایم لباس دوخته بهتر میداند و کفاش سر گذر هم بهتر می‌داند که کفش من از کدام طرف ساییده میشود.
این توضیحات همیشه مرا به یاد بازار چارپایان می‌اندازد که یابوی پیری را در معرض فروش میگذارند و برای جلب مشتری به صدای بلند جزئیاتی از سن و خصایل و عیوبش نقل میکنند.
از این گذشته، شرح حال من هیچ نکتهٔ برجسته‌ای در بر ندارد. نه پیش آمد قابل توجهی در آن رخ داده نه عنوانی داشته‌ام نه دیپلم مهمی در دست دارم و نه در مدرسه شاگرد درخشانی بوده‌ام. بلکه برعکس همیشه با عدم موفقیت روبرو شده‌ام.
در اداراتی که کار کرده‌ام همیشه عضو مبهم و گمنامی بوده‌ام و رؤسایم از من دل خونی داشته‌اند بطوری که هر وقت استعفا داده‌ام با شادی هذیان‌آوری پذیرفته شده‌است.
روی‌هم‌رفته موجود وازدهٔ بی مصرف قضاوت محیط دربارهٔ من میباشد و شاید هم حقیقت در همین باشد.
منسوب به صادق هدایت


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر