دوشنبه، بهمن ۰۷، ۱۳۹۲

موضوع داغ و ثابت انشائی ازهرجهت همیشه معمائی

خواب و خیال بره مهتاب است آن چشمهای سبز تماشائی
پشت چراغ قرمز لبهایت، شد گلفروش دختر زیبائی

در چشمهای گربه_که من باشم_،ای ماهی خجالتی قرمز
تـُنگ است چادری که به سر کردی،بیهوده رو نگیر که پیدائی!

با اسم اعظمت که خدادادست فرقی نمی کند که کجا باشی
پلک خیال را که بهم بزنم پای پیاده هم شده اینجائی !

امروز دختران شمالی از مردان حریصتر به شنا هستند
شاید که دیده اند ترا در آّب،وقت شنا، عروسک دریائی!

پیچیده ای سفیدی تن را باز، در ابرهای تیره پیراهن
در این هوای گرم چه پوشیدی؟ ای رشته کوه برفی سرمائی!

ای بهتر از تمامی ثروتها از علم بهتری و نمی دانند
ای وای اگر که لو بروی، آنوقت، موضوع داغ و ثابت انشائی

وقتی تو در میان زمین باشی کار حریف یکسره خواهد شد
با آبشار موی تو مغلوبند،حتی مدافعان اروپائی

روزی که دکترای پزشکی شد اهدا به بوسه های شفابخشت
گفتم بعید نیست که بعد از این،درمان شود جنازه، سرپائی

با شعر کشف رمز نخواهی شد ای جدول مجله تصویری!
خوابیده، ایستاده، به هر حالت از هر جهت همیشه معمائی!
مجید آژ

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر