هایکوی مرگ، واقعیت بگل میماند، ابرهای سرد تهنشین میشوند در گرگ و میش.

هایکو در ایران طرفداران پر و پا قرصی پیدا کرده و اندکاندک دارد محبوب میشود. حتا هایکوسرایی هم رونق گرفته و بعضی از شاعران ایرانی، به سبک ژاپنیها، کوتاهسرایی را در پیش گرفتهاند. سال گذشته، یک مجموعه دیگر از هایکوهای ژاپنی به پارسی ترجمه و منتشر شد:
«هایکوی مرگ.» این کتاب دربرگیرندهی حدود ۹۰ هایکو از ۸۸ هایکوسراست.
ظاهرن بین هایکوسرایان ژاپن رسم بوده که هنگام نزدیک شدن زمان مرگشان شعری برای مرگ خود بسرایند. البته این شعر همیشه در بستر مرگ سروده نمیشده و گاهی شعرا شعرهای مرگشان را مدتها پیش از مردنشان میسرودهاند.
«هایکوی مرگ» شامل اشعاری است که مضمون اصلی آنها مرگ است و البته هنر شاعران ژاپنی اینجاست که این مضمون را در لفافهای از نمادها و تصاویر طبیعی پیچیدهاند. در فرهنگی که با مرگ عجین است و سپوکو و هاراگیری (خودکشیهای ژاپنی) بخشی لاینفک از زندهگی بوده سرودن هایکوی مرگ نباید چیز عجیبی باشد.
مثل اغلب هایکوهای ژاپنی، در هایکوهای مرگ هم طبیعت نقشی پررنگ و محوری دارد و شاعران از المانهای طبیعی، مثل گل و کوه و باران و فصلها ووو، برای استعارهسازی و آفرینش تمثیل بهره میگیرند. شاعر ژاپنی حتی وقتی از مرگ صحبت میکند، نمیتواند از زیبائیهای طبیعت غافل باشد.
خانم فخرایی «هایکوی مرگ» را از زبان انگلیسی به پارسی ترجمه کردهاند و یکی از محاسن کتاب این است که متن انگلیسی هایکوها هم در کنار پارسی آنها چاپ شده است.
پیداست که مترجم انگلیسی هایکوها بسیار زبردست و متخصص بوده، چون ریتم و هجاهای شعرها را تا حد ممکن حفظ کرده و البته، از حق نگذریم، کار مترجم پارسی هم در بازآفرینی آهنگ و قالب هایکوها خوب است و با حوصله و ذوق شعرها را به پارسی برگردانده است.
«هایکوی مرگ» از آن کتابهاییست که حتما بمذاق دوستداران شعرهای کوتاه، و بویژه علاقهمندان هایکو، خوش خواهد آمد. من که از خواندن آن واقعا لذت بردم.
چند نمونه از هایکوهای این کتاب:
خنکا، ناگاه در آب فرو میرود، یک مرغ دریائی.
باد پاییزی، گلها همه پژمردهاند، اگر میخواهی بوز.
تن سالخوردهام، سنگین شده بر نوک برگ، قطره شبنمی.
کاش مرگم، مرگ ناگهانی باشد، با چشمانی دوخته به کوه فوجی
در شگفتم بکجا میبرند، ابرهای بارانزا را، بادهای زمستانی.
رگبار زمستانی، از جاده بالا میآید، چتری.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر