پنجشنبه، شهریور ۱۴، ۱۳۹۲

گنج‌نامه همدان یکی‌ دیگر از اسناد هویت ایرانی‌ ، به دست آخوند‌ها و پانترک ها در حال تخریب است.


كتیبه‌های گنج‌نامه كه یادگارانی از دوران داریوش و خشایار شاه هخامنشی است بر دل یكی از صخره‌های كوه الوند در ۵ كیلومتری غرب همدان و در انتهای دره عباس آباد حكاكی شده است. كتیبه‌ها هر كدام در سه ستون ۲۰ سطری به زبان‌های پارسی باستان، بابلی و عیلامی نوشته شده‌اند. متن پارسی در سمت چپ هر دو لوح قرار گرفته است و پهنایی معادل ۱۱۵ سانتی‌متر دارد. متن بابلی در وسط هر دو كتیبه نوشته شده و متن عیلامی نیز در ستون سوم قرار دارد. با توجه به سوراخ‌های كنار كتیبه، به نظر می‌رسد كه كتیبه‌ها روپوشی داشته‌اند كه آنان را از گزند باد و باران حفظ می‌كرده است.


به طوریکه جمعی از دوستداران میراث با یاد کردن از پایه‌های باقی مانده بر پیکره الوند ، معتقدند :« غم انگیزترین حادثه برای کتیبه‌های گنجنامه سرانجام اتفاق افتاد ،در چند صد متری کتیبه ها. جایی که بیل‌های مکانیکی و بولدوزرها به جان الوند کوه افتاده اند تا با ساخت تله کابین،همه آنچه را که در پایین است تا نخستین تختگاه الوند, جایی که میدان میشان نام دارد و پناهگاه‌های کوه نوردی در آنجا واقعند, بالا ببرند. ناگفته پیداست کوچکترین تغییرات در طبیعت الوند تا هزاران سال بعد نیز اثرات منفی بسیاری برجای می گذارد.»

دوستداران میراث فرهنگی بارها به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نوشتند :« برجای ماندن کتیبه‌های ۲۵۰۰ ساله آرزو و خواسته همه مردم همدان است. اما آنچه از ساخت تله کابین برجای گذاشته می شود زیباترین اثر گرافیکی جهان شناخته نخواهد شد! آنچه در حال شکل گیری است زخم‌های جاودان و بی‌مرهمی ست که بر پیکره این کوه وارد می شود و همچنان ادامه دارد. یکبار پایه‌های بتونی تله کابین را در نزدیکی کتیبه‌های هخامنشی در سینه کوه فرو کردند و رها کردند تا یادگارهای بی‌ترکیبی باشد از ما برای آینده و معیاری باشد برای قضاوت آیندگان درباره ما.»

دوستداران میراث فرهنگی در همدان عنوان می‌کنند:« از یکسال پیش بولدوزرها پس از توقفی چند ساله دوباره روشن شده اند. برای ساخت ایستگاه تله کابین در چند صد متری کتیبه‌ها کوه را آنقدر تراشیده اند و بر آن ضربه زده اند که بسیاری از تخته سنگ‌های اطراف آبشار و کتیبه دچار لغزش و جابجایی یا سقوط شده اند. در مسیر میدان میشان با تخریب کوه و انباشتن سیمان، پایه‌های سیمانی و فلزی دیگری برپا داشته اند و در میدان میشان که الوند زیباترین دامنش را در آنجا گسترده است. امروز جرثقیل‌ها و لودرها تلاش می کنند تا طبیعت را با آهن و سیمان متمدن سازند»

با این وجود عملیات احداث تله کابین در دامنه‌های الوند همچنان ادامه دارد.

اگر چه مسوولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری همدان روند اجرایی پروژه احداث تله کابین را مجاور گنجنامه‌های هخامنشی تایید می کنند اما برخی کارشناسان همچنان درباره بر هم خوردن اکوتوریسم منطقه و تخریب تدریجی کتیبه‌ها هشدار می دهند .


پیش از این در خبرها آمده بود تله کابین گنج‌نامه همدان که از سال ۸۱ پلمب شده بود در راستای گسترش فضای منطقه و جلب گردشگر با موافقت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، از ۲۹ مرداد ۱۳۸۵ به‌طور رسمی آغاز به کار کرد اما این مجوز،مهر تاییدی بر ماندگاری کتیبه‌های گنجنامه از نظر بسیاری از متخصصان نبود و همچنان تردید و نگرانی‌های بسیاری برای دوستداران میراث فرهنگی بر جای ماند.

"محمد رحیم رنجبران"،معاون پژوهشی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری همدان ،همچنان که بارها در گفت و گو با رسانه‌ها اعلام کرده بود، این بار نیز به خبرنگار میراث قاطعانه اعلام کرد :« سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان همدان مجوز ادامه عملیات احداث تله کابین همدان را داده و تردیدی درباره وضعیت این کتیبه‌ها وجود ندارد .»

گفته‌های این معاون پژوهشی در حالی است که "عباس محمدی"،رییس انجمن کوهنوردان ایران و مدیر گروه دیده بان کوهستان ،تغییر فاصله پایه‌های تله کابین را برای رفع آشفتگی منظری کافی نمی‌داند و معتقد است :« لرزش‌های ایجاد شده از حرکت تله کابین همچنان می تواند کتیبه‌های گنجنامه را که از جمله اسناد مهم تاریخی ایران به شمار می روند با خطر تخریب تدریجی مواجه کند .»


با این وجود رنجبران این گفته‌ها را درست نمی داند و معتقد است:«فاصله‌ای که در ضوابط و قوانین میراث فرهنگی تعیین شده است از سوی شرکت احداث این تله کابین رعایت شده و پایه‌ها در حد نهایی حریم درجه یک قرار گرفته است و هیچ گونه خطری کتیبه‌ها را تهدید نمی کند .»

رنجبران از اقدامات سازمان میراث فرهنگی درباره احداث این تله کابین به شدت دفاع و تاکید کرد :« احداث تله کابین می تواند در توسعه گردشگری و جلب توریست به این منطقه بسیار موثر و حایز اهمیت باشد .»

محمدی اما نگرانی دوستداران میراث فرهنگی و علاقمندان به طبیعت را درباره کتیبه‌های گنجنامه بدون بی‌دلیل اصولی و علمی ندانست و به میراث خبر گفت :« با احداث این تله کابین که صحت و سقم سالم بودن آن نیز نیاز به بررسی دوباره دارد ، افزون بر در خطر بودن کتیبه‌های هخامنشی ،زیست بوم و میراث معنوی کوهنوردی این منطقه که نسل به نسل ادامه یافته است، زیر سوال می رود .»

به گفته وی نباید به خاطر منافع و سودآوری ،شرایط طبیعت را بر هم زد .

در همین حال عده‌ای از کارشناسان میراث معتقدند :«با کشیدن تله کابین، گنج‌نامه از بن بست نجات می‌یابد و با احداث جاده، پیست اسکی روی چمن و تشکیل نیروگاه خورشیدی که پروژه‌های بعدی هستند، سیل گردشگر به همدان هجوم می‌آورد.»

به گفته آن‌ها با راه افتادن تله کابین، مردم استان همدان پس از ۳۰ سال به آرزوی دیرینه خود می‌رسند و یکی از نقایص پکیج گردشگری همدان برطرف می‌شود. علاوه بر آن اشتغال‌زایی مستقیم و غیرمستقیم ایجاد می‌شود و توریست‌های بیشتری با کتیبه‌های گنج‌نامه آشنا شده و از آن بازدید می‌کنند.

به رغم این گفته‌ها ،" یعقوب محمدى فر"، رئیس دانشکده هنر و معمارى دانشگاه بوعلى سینا در این باره به میراث خبر گفت: «کتیبه هاى گنجنامه یکى از سندهاى افتخار ما است و از کنارش ساده نمى توان گذشت.»

به گفته وی از ابتداى قرن بیستم بحث هاى نظرى زیادى در مقوله حفاظت سنگ و راهکارهاى آن انجام شد زیرا باران و باد نیز این آثار ارزشمند را در خطر قرار داده است و البته در این مورد اختلاف نظر زیادى وجود داشت و دیدگاه‌ها هنوز هم به اجماع کلى نرسیده است.

کتیبه‌های گنجنامه در یکی از دامنه‌های کوهستان الوند و در ۵ کیلومتری جنوب غربی همدان واقع شده اند. گنجنامه همدان، همان کتیبه‌ای است که داریوش اول دستور ساخت آن را داد و روی آن نوشت:« من داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای با ملت‌های بسیار، شاه این سرزمین بزرگ دور دست پهناور، پسر ویشتاسب هخامنشی.»

پس از داریوش، فرزندش خشاریارشا نیز به پیروی از پدر، دستور ساخت کتیبه‌ای در سمت راست و اندکی پایین تر از کتیبه نخست را داد. این دو کتیبه به سه زبان پارسى باستان، عیلامى و بابلى و هریک در ۲۰ سطر و از چپ به راست به خط میخى نقش شده اند. بلندى حروف میخى بین شش تا هفت سانتى متر است.

منبع










منبع



نحوه رمز گشایی خط میخی فارسی باستان



خط میخی فارسی باستان پس از دولت هخامنشی از رواج افتاد و خواندن آن فراموش شد؛ تا اینکه ، اخبار و گزارش هایی که جهانگردان و سیاحان اروپایی از اوایل قرن هفدهم میلادی به این سوی، به هنگام سیر و سیاحت در شرق و بازدید از ویرانه های تخت جمشید ، فراهم کرده بودند، توجه دانشمندان اروپایی را به آن جلب نمود. در قرن هجدهم میلادی ،چندین کتیبه به خط میخی فارسی باستان در اروپا منتشر شد ، از آن جمله است رونوشت کامل یکی از کتیبه های داریوش در تخت جمشید ( DPC ) که ، شاردن Chardin جهانگرد معروف فرانسوی ، در سال ۱۷۱۱ ، آن را منتشر کرد ؛ همچنین کتیبه ای از خشایارشا بر روی گلدانی از سنگ مرمر که کنت کایلوس Count Caylus ، در سال ۱۷۶۲ ، گزارشی درباره آن به محافل علمی آن روزگار ارائه نمود .
در سال ۱۷۶۵ ، کارستن نیبور Carsten Niebuhr رونوشتهای دقیقتری از کتیبه سه زبانی تخت جمشید تهیه کرد و پس از بازگشت از شیراز ، در سال ۱۷۷۸ ، به انتشار آن پرداخت . نیبور از بررسی این اسناد به خوبی دریافت که ، کتیبه ها از چپ به راست و به سه گونه نظام خطی کاملا متفاوت از هم نوشته شده اند . چند صباحی بعد ؛ در سال ۱۷۹۸ م ؛ اولاف گرهارد تیخسن Olav Gerhard Tychsen پی برد که این سه نظام خطی متفاوت در کتیبه ها ، در حقیقت ، مبین سه زبان مختلف هستند و نشانه میخ مانند موربی که در ساده ترین نوع این سه شیوه کتابت به طور منظم پس از چند علامت تکرار می شود ، ظاهرا نشانه مقسم کلمات بوده است . اما او ، به اشتباه ، این کتیبه ها را متعلق به دوره اشکانیان دانست . در سال ۱۸۰۲ م ؛ فردریش مونتر Friedrich Munter مستقل از تیخسن ، علامت واژه جداکن را در این کتیبه ها تشخیص داد و تصور کرد که ، گروهی از نشانه هایی که در این سنگ نبشته ها بیشتر از نشانه های دیگر تکرار می شود ، احتمالا بر مفهوم « شاه » و « شاه شاهان » دلالت می کند . او از روی برخی از قراین احتمال داد که کتیبهها متعلق به دوره هخامنشی هستند . علیرغم مساعی مستمر این دانشمندان و چند تن دیگر ، هنوز پیشرفت واقعی در گشودن رموز خط میخی فارسی باستان حاصل نشده بود ، تا اینکه گئورگ فردریش گروتفند Georg Friedrich Grotefend آلمانی ، در سال ۱۸۰۲ ، به این کار همت گماشت .
گروتفند کار خود را با تطبیق و مقابله دو کتیبه از تخت جمشید ( کتیبه های DPA و XPE ) شروع کرد و دیری نگذشت که به موفقیتی چشمگیر دست یافت . او نیز ، تصور کرد که کتیبه ها به سه شیوه خطی متفاوت نوشته شده اند ، میخ مورب در آنها علامت یا نشانه واژه جداکن است ؛ کتیبه ها به پادشاهان هخامنشی تعلق دارند و اساسا حاوی اسامی و القاب این پادشاهان اند ، و زبان ساده ترین نوع این نبشته ها – که در اصل به فارسی باستان بود - شبیه و همانند زبان اوستایی است . او همچنین ، احتمال داد که القاب و عناوین پادشاهان هخامنشی مشابه القاب پادشاهان ساسانی است و القاب پادشاهان اخیر در آن زمان ، توسط سیلوستر دوساسی Silvestre de sacy به این صورت معلوم شده بود : « X شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه ایران و انیران ، پسر Y شاه بزرگ »
پیش از ذکر جزئیات مربوط به نحوه کار گروتفند ، برای سهولت مقایسه ، آوانوشت دو کتیبه ای که اساس کار او در رمز گشایی خط میخی فارسی باستان بود ، در ذیل ارائه می شود :





گروتفند در حال بررسي و رمز گشايي دوكتيبه داريوش بزرگ و خشايارشا در گنجنامه همدان

▪ کتیبه خشایارشا XPa
▪ کتیبه داریوش DPa
▪ xsayArsA
▪ DArayavauS
▪ xSAya"iya vazarka
▪ xSAya"iya vazarka
▪ xSAya"iya xSAya"iyAnAm
▪ xSAya"iya xSAya"iyAnAm
▪ DArayavauS xSAya"iyahyA
▪ viStAspahyA
▪ Puca HaxAmaniSiya
▪ Puca HaxAmaniSiya
▪ (haya imAm tacaram akuanuS)
گروتفند به روشنی دریافت که در این دو کتیبه گروهی از نمادها عینا تکرار می شود و گروهی دیگر با هم تفاوت دارد . بنابراین ؛ نتیجه گرفت که کتیبه ها متعلق به دو پادشاه هستند ؛ گروهی از نشانه هایی که عینا یا با جزئی اختلاف تکرار می شود ، معرف کلمه « شاه » است و گروهی که با هم تفاوت دارد ، بر اسامی این دو شاه دلالت می کند . بر پایه این استدلال و نیز ، بر اساس الگوی یاد شده کتیبه های ساسانی ، او از این دو نبشته ، کتیبه دوم ، یعنی کتیبه خشایارشا را ، موقتا ، به صورت زیر ترجمه کرد :
« X شاه بزرگ ، شاه شاهان ، Y شاه را پسر ، هخامنشی »
ترجمه « Y شاه را پسر » بر اساس این تصور بود که واژه Y در سنگ نوشته اول ، نخستین کلمه ای بود که کتیبه با آن شروع می شد و به نظر می رسید نام پادشاهی باشد که کتیبه به نام او نوشته شده است ، اما همین نام در کتیبه دوم در جایگاهی پس از عنوان « شاه شاهان » با یک لاحقه اضافی به کار رفته بود . به همین دلیل ، او تصور کرد که این واژه از طریق همین لاحقه اضافی با واژه بعدی ، که مفهوم « پسر » داشت ، ارتباط یافته است . علاوه بر این ، گروتفند متوجه شد نامی که کتیبه اول با آن آغاز می شود ، در کتیبه دوم در جایگاه نام پدر « X شاه » قرار گرفته است . از سوی دیگر ، در کتیبه دوم پس از نام پدر کلمه شاه به کار رفته ، در حالی که در کتیبه اول پس از نام پدر ، این کلمه استعمال نشده بود . از این امر او نتیجه گرفت که ، این دو کتیبه متعلق به پدر و پسری است که هر دو شاه بودند ، اما پدربزرگ پسر، شاه نبود. بنابراین، او در فهرست شاهان هخامنشی که از روی منابع یونانی به دست آمده بود، به دنبال نام پدر و پسری گشت که دارای مشخصات فوق باشند. در میان پادشاهان هخامنشی، نام کوروش و کمبوجیه از یک سو، و نام داریوش و خشایارشا از دیگر سو، می توانست مشمول این احتمال باشد. از این اسامی، گروتفند نام کوروش و کمبوجیه را کنار گذاشت؛ چون تصور می کرد این دو نام باید با حروف یکسانی شروع شوند ، در حالی که اسامی مذکور در کتیبه ها با دو حرف مختلف شروع شده بودند. البته، در اینجا یک تصادف محض به یاری او شتافت؛ چون نام کوروش و کمبوجیه در خط فارسی باستان بنا به پاره ای از دلایل کتابتی با دو حرف مختلف شروع می شوند . به هر حال ، مجموع این دلایل گروتفند را به این عقیده رهنمون گشت که نویسنده کتیبه دوم باید خشایارشا باشد و نویسنده کتیبه اول پدرش، داریوش، که پدر او گشتاسب ( ویشتاسپ ) عنوان شاه نداشت . مرحله بعدی ، تعیین ارزش آوایی این علایم به عبارت دیگر تلفظ پارسی باستان این اسامی بود . در این مورد ، گروتفند به صورت این اسامی در متون متاخر ایرانی توجه کرد و ارزش آوایی کلمات مورد بحث را به صورت زیر مشخص نمود :
● گونه صحیح اسامی در کتیبه ها
▪ تلفظ پیش نهادی گروتفند
▪ V - i - s - T - a - S – p
▪ g-o-sch-t-a-s-p
▪ D - A - R - Y - V - U - s
▪ d-a-r-h-e-u-sch
▪ X - s - Y - A - R - S - A
▪ Kh-sch-h-a-r-sch-a
بدین ترتیب، گروتفند توانست ارزش آوایی ۱۵ نشانه از حروف خط میخی فارسی باستان را معین کند . البته، بعدها، معلوم شد که از این ۱۵ حرف ، فقط ارزش آوایی ۱۰ حرف صحیح بوده است . علاوه بر سه نام یاد شده، لغات « بزرگ » و « شاه » تنها کلماتی بودند که گرتفند به درستی آنها را تشخیص داد و بعدها، در سال ۱۸۱۵، نام کوروش را در کتیبه مرغاب CMA شناسایی کرد .
پس از تلاش های گروتفند ، به دنبال یک وقفه نسبتا طولانی ، در امر رمز گشایی، خط میخی فارسی باستان، دانشمندان دگرباره ، به این کار اهتمام ورزیدند . در سال ۱۸۲۶ م؛ راسموس راسک R. Rask دانمارکی در عبارت «شاه شاهان» لاحقه اضافی جمع را شناسایی کرد. در سال ۱۸۳۶ م؛ اوژن بورنوف O. Burnouf اوستا شناس فرانسوی توانست ارزش آوایی تعداد زیادی از حروف فارسی باستان را در یکی از کتیبه ها مشخص کند. او در سال ۱۸۳۹، پی برد که تعدادی از صامت های متصل به مصوت a را شناسایی کرد. او در سال ۱۸۳۹، پی برد که تعدادی از صامت ها فقط پیش از مصوت i و تعدادی دیگر پیش از مصوت u به کار می روند؛ در سال ۱۸۴۶، راولینسون H. Rawlinson و هینکس Hinks ؛ در سال ۱۸۴۷، اوپرت Oppert هر یک مستقل از دیگری دریافتند که این صامتها هر کدام یک مصوت i یا u به همراه دارند.
اوپرت همچنین، ساخت آواگروه های ai و au را در کتیبه های فارسی باستان روشن کرد و ، یادآوری نمود که صامت های غنه m و n در خط فارسی باستان پیش از واج های انسدادی به کتابت در نمی آیند. بدین تریتیب ، رمز خواندن خط میخی فارسی باستان گشوده شد و نهایتا، راه برای خواندن خطوط میخی دیگر و به تبع آن دستیابی به ادبیات غنی بین النهرین هموار گشت.

گنجنامه، در یکی از دامنه‌های کوهستان الوند و به فاصله ۵ کیلومتری جنوب غربی همدان، در دره مصفای عباس آباد قرار دارد. در نزدیکی گنجنامه ، چشم انداز زیبایی از آبشار گنجنامه و دره‌های سرسبز عباس آباد ، تاریک دره و کیوارستان دیده می شود. تاریک دره نیز به دو شاخه تقسیم می گردد: در شاخه شرقی آن، تاسیسات پیست اسکی تاریک دره احداث شده است و در ضلع غربی تاریک دره ، در خط الراس گردنه (گدوک) ، جاده ماشین رو جدید با راه کاروان رو قدیمی یکی می شود. این دره عصر هخامنشیان، شروع جاده هگمتانه – استخر ، معروف به "جاده شاهی" بوده، که هگمتانه را از طریق پیچ و خمهای تاریک دره، گدوک (دره)، ورد آورد علیا، شهرستانه، اشتران به تویسرکان، نهاوند، کرمانشاه،



لرستان ، تخت جمشید و فارس مرتبط می ساخته است. این راه، همچنین یکی از راههای ارتباطی همدان به غرب و جنوب کشور (و میانرودان) یا بین النهرین (عراق امروزی) بوده است.
به سبب آنکه هگمتانه، پایتخت تابستانی هخامنشیان بوده و در مسیر جاده شاهی قرار داشته است، داریوش اول هخامنشی پس از اتمام کار سنگ نبشته‌های بیستون، دستور نقر کتیبه کنونی گنجنامه را داده است. پس از او فرزندش خشایار نیز به پیروی از او کتیبه‌ای در سمت راست و کمی پائین تر از سنگ نبشته پدر، بر جای گذارده است. (حدود ۵۰ سال ق‌م)
هر یک از کتیبه‌ها به سه زبان، در سه ستون و ۲۰ سطر، بر روی صخره‌ای بزرگ حک شده اند، مه در ستون دست چپ ، متن فارسی باستان، ستون وسط؛ عیلامی یا شوشی و ستون دست راست کتیبه ها، به زبان بابلی
یا اکدی و هر سه به خط میخی ماد یا هخامنشی می باشند. اولین واژه ستونی که به فارسی باستانی حک شده ، کلیه "بگا " به معنی خداست. در تاریخ معاصر، ایران شناسان بسیاری درصدد ترجمه متون کتیبه‌های گنجنامه بوده اند، که "اوژن فلاندن" باستان شناس فرانسوی و "پاسکال کست" (۱۸۴۰ و ۱۸۴۱ میلادی) دستیارش ، از آن جمله اند. ولی عاقبت "سر هنری راولینسن" انگلیسی موفق شد، که رمز خط میخی پارسی باستان را کشف نماید و سرانجام این پندار مردم ، که این کتیبه‌ها را راز مکتوب یک گنج پنهان تصور می کردند، با کشف رازهایی از تاریخ باستان این سرزمین تعبیر شد . و اینک ترجمه سنگ نبشته داریوش هخامنشی: خدای بزرگ است اهورا مزدا که این سرزمین را آفرین، که مردن را آفرین، که شادی را برای مردم آفرین، که داریوش را شاه کرد، یگانه شاه از میان شاهان بسیار و یگانه فرانروا از میان فرمانروایان بسیار. من (هستم) داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای با دولت‌های بسیار، شاه این سرزمین بزرگ دور دست پهناور، پسر ویشتاسب هخامنشی.
متن هر دو کتبیه یکی است، فقط در کتبه خشایار شاه به جاری داریوش، خشایار شاه آمد و به جای ویشتاسب ، داریوش و عبارت : "هیه میستها بگنم" به معنی : "که بزرگترین خدایان است" ، فقط در کتیبه خشایار شاه آمده است . این کتیبه‌های از دیرباز تا کنون، نامهای گوناگونی به خود گرفته اند.
ابن فقیه همدانی، در سال ۲۹۰ هجری، در کتاب "اخبار البدان" خود، از آن بعنوان "تب نابر" نام برده است و اسامی دیگر عبارتند از: "سنگ نبشه " ، " نبشت خدایان" ، " کتیبه‌های الوند" ، "جنگ نامه" و " گنج نامه" که دو نام آخر، در سده‌های اخیر مصطلح شده اند. این اث طی شماره ۹۲ مورخه ۱۵/۱۰/۱۳۱۰ در فهرست آثار تاریخی و ملی ایران به ثبت رسیده است.
در سال ۱۳۷۳ نیز توسط شهرداری همدان، ترجمه‌های فارسی و انگلیسی هر دو کتبه بر روی دو تخته سنگ خارا کنده شده و در ضلع دیگر محوطه گنجنامه قرارداد شده است.




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر