تردد نیلوفر.
چرا گرفته دلت؟
مثل آنکه تنهایی
چقدر هم تنها
خیال میکنم
دچار آن رگ پنهان رنگها هستی
دچار یعنی عاشق
و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک
دچارآبی دریای بیکران باشد
ه فکر نازک غمناکی
و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است
و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاء است
خوشا بحال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست
نه، وصل ممکن نیست
همیشه فاصله ای هست
اگر چه منحنی آب بالش خوبی است
برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر
همیشه فاصله ای هست
دچار باید بود
و گرنه زمزمه حیات
میان دو حرف حرام خواهد شد
و عشق
سفر بروشنی اهتزار خلوت اشیاء است
و عشق
صدای فاصله هاست
صدای فاصله هایی که غرق ابهامند
نه، صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند
و با شنیدن یک هیچ، میشوند کدر
همیشه عاشق تنهاست
و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست.
سهراب سپهری
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر