سه‌شنبه، دی ۱۹، ۱۳۹۱

آخوند‌ چه بلایی تو که این دانه ٔ تسبیح از دست تو سوراخ بسوراخ گریزد





ای امت بدبخت بدین زرق فروشان
جز از خری و جهل، چنین بنده چرائید؟
خواهم كه بدانم كه مر این بی خردان را
طاعت ز چه معنی و ز بهر چه نمائید؟
گر راست بخواهید كه امروز فقیهان
تزویر گرایند و شما اهل ریائید
از حكم الهی به چنین فعل بد، ایشان
اندر خور حدند و شما اهل خطائید
ای حیلت سازان علما، نیك پدید است
كز حیله مر ابلیس لعین را وزرائید
هر گه كه در كیسه رشوت بگشایند
در وقت، شما بند شریعت بگشائید
هرگز نكنید و ندهید از حسد و مكر
نه آنچه بگوئید نه هرچ آن بنمائید
فقه است مر آن بیهده را سوی شما نام
كانرا همی از جهل شب و روز بخائید
گوئید كه بدها همه بر امر خدای است
جز كفر نگوئید، چو اعدای خدائید
آنرا كه ببایدش ستودن، بنكوهید
وآنرا كه نكوهیدن شاید، بستائید
با جهل شما در خور نعلید به سر بر
نه در خور نعلین كه پوشید و بیائید
ابلیس رها یابد از آتش، اگر ایدون
در حشر شما ز آتش سوزنده رهائید.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر