سه‌شنبه، بهمن ۰۳، ۱۳۹۱

برای خوردن کشورها آنها را پاره پاره میکنند


پروژه قوم سازی، قوم پرستی، قوم ستیزی توسط غربیهای جنایتکار.




قوم سازی در جهان قرن ۲۱، پروژه انگلستان و غربیها است و ادامه دارد.
انگل استانیها خاکریز بخاکریز و قدم بقدم جلو می آیند، آنها قوم سازی را تکرار می‌کنند و سرزمینَ‌های خیالی جدیدی را خواهند ساخت و کشورک‌های کوچک نوساز قومی را یکی یکی میسازند و فتح میکنند. کل نقشه این است:
۱- اول یک «قوم» را تعریف میکنند (مثل قوم پارس، تورگ، عرب، لر).
۲- دوم این قوم را بهویت جدید ظهور یک گروه از مردمان کره زمین تبدیل کنند.
۳- نام این قوم کهن را تبلیغ میکنند تا گوشها با این چیز جعلی جدید، آشنا شود. بعد آن نام را بیک «گروه انسانی هدف» منسوب میکنند. (گروه هدف هر چیزی می تواند باشد، گروهی از مردم که در یک یا چند چیز مشترک باشند کافی است. مثلا در دین، در مذهب، در تاریخچه اجداد باستانی، در زبان، در تاریخ روایی یا ساختگی، در شغل و حرفه، در قیافه، در محل سکونت، در عقاید و رسم و رسوم، ووو)
۴- بعد تبلیغ میکنند که به این قوم، ستم شده. اینها آواره و ستمدیده هستند.
۵- بعد برای جدا کردن ارتباط این قوم جدید از دیگرانی که با آنها بوده اند و در واقع قطع هویت این افراد، عموماً «فرهنگ، گفتاری، زبانی» او را تغییر می‌دهند، یعنی فرهنگ ارتباطی او را دگرگون می‌کنند. این باعث قطع ارتباط قوم جدید تاسیس با بیرون از حوزه قومی‌اش (حوزه تعریفش) می‌شود و مجبور است به ارتباط درونی روی بیاورد. این بشکل‌گیری و استحکام قوم جدیدتعریف کمک می‌کند.
۶- برای آنکه کسی به این جعل و بازسازی‌ها اعتراض نکند برای قوم جدید یک تابو درست می کنند تا هرکس اعتراض کرد براحتی مورد حمله و هجمه قرار گیرد و خفه شود (قوم سازی‌های دیگر هم همین روند را دارند و تابوسازی برای آنها اصل و رکن است).
این کارهای انگلیسی‌ها از اوایل قرن بیستم، همزمان با وابستگی انگلیسی‌ها به نفت خاورمیانه و نیاز آنها به داشتن پایگاه‌های دائمی در شرق میانه شروع شده است.
این سیاست کاری انگل استانها بهمراه فرانسویها و روسها که در پنهان با هم متفق و هم قولند، در ایران بزرگ است که آنها از دید خودشان به آن، شرق میانه (خاورمیانه) می‌گویند!
پروژه قوم‌سازی یکبار در غرب آسیا به نتیجه مثبت رسید و اسرائیل و قوم یهود و تورگیه و قوم تورگ بازسازی و بازآفرینی شدند. در نقشه شیطانی سه مفسد(انگل استان و فرانسه و روسیه) برای غرب آسیا، پروژه قوم‌سازی باید ادامه یابد تا برای دهه‌های آینده، این منطقه مهم و باستانی جهان (ایران بزرگ و یا خاور میانه ) که مهد تمدن بشری است را سرگرم و درگیر خود سازد. هر پروژه جدید، ساختار سنتی بخشی از این مردمان کهن را ویران می‌کند و با کمک استخوان‌های پوسیده اسطوره‌های تاریخی، قوم‌های جدیدی تعریف می‌شوند. این قوم‌ها از درون مردمان شرقی که پیوستار فرهنگی هزاران ساله دارند، سربرمی‌آورند و هویّت‌های پیوسته کهن، جای خود را به هویّت‌های منقطع جعلی می‌دهند. بنابراین استعمارگران بیکار ننشسته‌اند و «قوم بنی اسرائیل سازی» را مقدمه قوم‌سازی‌های دیگر می‌دانند: پروژه «قوم تورگ»! پروژه «قوم عرب» ! پروژه «قوم کرد» ! پروژه «قوم بلوچ» ! مقدمه اینکار آن است که برای گروهی از مردم، حول یک نقطه مشترک، هویت مجزا تعریف کنند و آن را «قوم» بنامند: این نقطه مشترک و متمایز از «همه دیگران» می‌تواند هر چیزی از اجزای هویت باشد و فرقی هم نمی‌کند: مثلاً دین، زبان، آیین و رسم و رسوم، اعتقاد، سرزمین، تاریخ، خون و نژاد، تبار ووو. با هر یک از اینها می‌توان گروهی را گرد هم آورد و به بهانه آن از یک دُکمه، یک پالتو ساخت. تابو سازی راه مقابله با اعتراضات مردم را هموار می کند.



هویت ایرانی و پروژه جعلی قوم سازی در ایران
روش پروژه «قوم سازی در ایران» نیز چهارچوب کلی همان است اما از سویی سختتر است و از سوی دیگر سهلتر.
سخت است زیرا ایرانیان در همه اجزای هویّت (سرزمین، تاریخ، فرهنگ، شامل دین و زبان و آیین‌ها و رسوم ووو، حکومت)، با هم اشتراک هزاران ساله دارند. حتی با آنکه کشور ایران تنوع فرهنگی (انواع زبان محلی، دین، آیینهای محلی، رسوم ووو دارد اما وحدت فرهنگی و سرزمینی و تاریخی و هویتی دیرپا نیز دارد.
ایرانیان ضمن تنوّع و تکثّر غنی در زبان محلی، امّا دارای وحدت در زبان ادبی و رسمی مشترک پارسی هستند‌ و بدین وسیله بیش از ۷هزار سال است که بهم متصل هستند (هفت هزار سال یعنی بیش از مدت کل تمدن ۸۰ درصد کشورهای دنیا از آغاز) و خود زبان پارسی با سابقه‌ای هزاران ساله، زبانی است که از همه زبانهای محلی ایران نیز چیزهایی برگرفته است.
یا دین و اعتقادات ایرانی، (شامل اسلام و مسیحی و یهودی و زردشتی و صائبی و ادیان هندی) که به دسته‌های (شیعه و سنی و اهل حق و ایزدی و متصوفه و اسماعیلی و ارمنی و آشوری و کاتولیک و کلیمی و زردشتی و صبی و مغتسله و جنی و غیره ) قابل تقسیم است، اشتراکات اعتقادی بسیاری دارند که منشأ آنها فرهنگ ایرانی است و برای غیر ایرانیان قابل درک نیست.
از این روی، پروژه «قوم سازی» انگل استانیها در ایران شامل سه بخش است: ۱- حمله به عوامل مشترک و وحدت بخش ایرانیان (شامل تاریخ، سرزمین، حکومت، اجزای فرهنگ مشترک مثل زبان فارسی، آیین‌های ایرانی، اعتقادات دینی مشترک ایرانیان و بزرگ مردانی که در اینکار بوده یا هستند)
۲- تأکید بر جزئیات تنوع فرهنگ ایرانی و در تقابل جلوه دادن آنها با مشترکات هویت ایرانی( درحالیکه همه اینها در کنار هم هستند نه مقابل هم. مثل زبان‌های محلی که در کنار و همسو با زبان ملی هستند. مثل انواع ادیان و باورهای دینی (تسنن و تصوف و غیره) که در کنار مشترکات دینی ایرانیان قرار دارند و تقابلی وجود ندارد مگر در تبلیغات غیرواقعی شیاطین)
واژه (قوم)، با این مفهوم جدید یک واژه جعلی و جدید است.
«قوم تورگ! قوم عرب! بزودی: قوم مازندرانی! قوم تهرانی! قوم اصفهانی! قوم کاشانی! قوم قوم قوم! این اصطلاح جدید «قوم» چیست؟ چرا ما ایرانیان تابحال «قوم» نبوده ایم؟ و هزاران سال است با تمامی تفاوت ها، ایرانی‌ بوده و در آرامش و متمدن در کنار هم زندگی‌ کردهیم؟
چرا فردوسی‌ها و نظامی و سعدی و ابن سینا و خیام و عطار و مولوی و خاقانی و منوچهری و تا شهریار تبریزی‌ها هیچ جا نگفته‌اند که ایرانیان اقوام هستند. پدران ما یعنی همین نسل گذشته این کلمه قوم را فقط برای قوم و خویش بکار می بردند و دیگر هیچ. یعنی فامیل. این ادعای جدیدتأسیس خارجیان که ایرانیان را «اقوام ایرانی» خطاب می‌کنند و بداخل نیز تسری یافته است و مثلا جدیداً سازمان میراث فرهنگی می‌آید و جشنواره اقوام ایرانی برگزار می‌کند را کسی از نسل گذشته نشنیده نبود و این جزو «پروژه قوم‌سازی در ایران» است و نوظهور. و تازهگی وزارت اقوام هم ساخته اند.
در تاریخ و کتابهای باستان ایران، که تنها کتب باستانی دنیا و تاریخ بشرند و اکثرا با الهام از اوستا نوشته شده اند و تعداد آنها سر به میلیونها میزند، از اعراب با نام «قوم‌های تاژی» یاد شده و وجه تمایزشان هم قبایل آنها بوده است. این واژه اقوام در اصل یعنی طایفه ها. در همه کتابهای پارسی، فقط و فقط و فقط این چند قوم را از صد سال پیش تا کنون در بین ایرانیان جا انداخته و نام برده‌اند: ۱- قوم ایرانی (و به عربی: قوم العجم، فرس= یعنی ایرانیان) ۲-قوم بنی امیه ۳- قوم بنی عباس ۴-قوم بنی هاشم (همه این اقوام قبایل صحراگرد نیمه وحشی و تاژی زبان و از اجداد گوناگون و مجزا بوده و قوم و خویش خود را ساخته‌ اند که هیج وجه اشتراکی بینشان نیست و حتی زبان هم را نمیفهمند و تنها بخاطر آئین ایرانی «اسلام» که امروزه آنرا عربی مینامند، بعنوان مسلمین، بهم متصل میشوند.)
چند دهه است که پروژه ساخت «قوم تورگ» از ایرانیانی که زبان مادریشان پارسی نیست شروع شده و در حال اجراست. از مردمان ایرانی که پیشینه شان به زرتشت، ستارخان و باقرخان، شهریار آذری و تقی زاده‌ها و کسروی ها وووو از آذرآبادهگانی که همیشه از پاسداران زبان پارسی و دین زرتشت ایرانی‌ بوده قوم بسازند، سکنه‌اش را سرگشته و حیران کنند و أرض موعود را نجات دهند تا برای استعمار پایگاه و جای پایی باز شود.
ویژگی این قوم‌های جدید ظهور نیز مشترک است: قوم ستم کشیده مظلوم که لازم است آن را از اسارت نجات داد!
صد سال پیش همین‌هایی‌ که ادعای خواهر خواندگی با آذربادهگانیهای ایران را میکنند یعنی‌ تورگان چادر سیاه نشین، ۵۰ هزار زن و کودک و سالخوردهگان تبریز را از دم تیغ‌های زهرآگین خویش گذراندند و شهر تبریز هم غارت کرده و هم به آتش کشیده و به تلی از خاکستر مبدل کردند، آن زمان نه اینها آذری‌ها را تورگ می‌دانستند و نه آذری‌ها خویش را تورگ مینامیدند، که تورگ بودن از نظر آنها ننگین بود و به همین خاطر هم سال‌ها در مقابل تورگان ایستادند و از ایران و ایرانی‌ بودن دفاع کردند، چگونه شد که بعد از صد سال فرزندان آنانی‌ که بخاک و خون کشیدید و پدرانشان را سوزانیدید و مادرانشان را به بردگی بردید بیک باره شدند خواهر خوانده شما؟
اگر ستمی هم به آذری‌ها رفته از طرف شما تورگان بوده و نه دیگر ایرانیان.
آن عربی که امروز ادعا کردید ایرانیان در حال ستیز با او هستند کیست؟ یکی را بیاورید‌.
عرب ستیزی «رایج» در ایران!؟ «کدام عرب؟» «کدام ستیز؟» و«کدام رایج؟»
کدام عرب؟ آیا منظورتان از عرب ستیزی ایرانیان، همان جنگ ۸ ساله ما با لشکر صدام و لشکر عربی مزدور غرب است؟
آیا منظورتان از ستیز ایران با اعراب، همان ۸ سال ستیز ما با وحشیها و یورشگران مزدوری است که از فلسطین و شمال آفریقا و عربستان و اردن و عراق و یمن و لیبی و سودان و اتیوپی جمع آوری کرده و با آنها به خاک پاک خوزستان حمله کرده و هم میهنان غیرنظامی را قتلعام کرده و خرمشهرها را به تلی از خاک تبدیل کردید و به کودکان و سالخوردهگان هم رحم نکردید، و بردید و سوزاندید و کشتید و نرفتید بیرون مگر با زور؟
آری ما با آنهائی که اعراب نامیدید، ستیز کردیم و بدین معنی ما عرب ستیزیم چون با آن اعراب ستیز کردیم. ما جنگیدیم و دشمن عربی خونخوار ما یا مُرد و نابود شد، و یا از سرزمین خوزستان و ایلام و کرمانشاه و کردستان گریخت.
آیا منظورتان از عرب ستیزی رایج ما، همان رسم جنگیدن با صدامیان و مزدورانش از ۲۸ کشور دیگر است؟
آری ما با عرب متجاوز می ستیزیم و این عادت ما در آن ۸ سال بود و اعراب از ما شکست خوردند چون پول‌ و آبرویشان بر باد رفت و صدام را به غولی تبدیل کردند که ماتحت خودشان را درید و بعد سرنگون و ذلیل و اعدام شد. همه اعراب از آن وقایع ذلیل شدند. همه آن ۲۸ کشور، هنوز هم در عقده حقارت از شکست‌ صدام به سر می برند و این عادت پسندیده ایرانی تا ابد با ماست که با دشمنی که به خانه مان یورش می‌آورد ستیز کنیم، آنگونه که از ازل با ما بوده است.
عرب؟! عرب کدام است؟ آیا منظور همان چادرنشینانی هستند که تا پیش از فتنه ۵۷ در حقیر ترین و نکبت بار ترین اوضاع در صحرای پارس میزیستند؟
آیا منظور از عرب همان حاشیه نشینان خلیج پارس هستند که به یمن پادوئی و نوکری غرب، با دزدی نفت و گاز خلیج پارس از فلاکت نجات یافته و خود را داخل آدمها جا زدند؟
آیا منظورتان همان‌ اعراب انگلیسی امارات و قطر و جده و حجاز است که همه شرایط را مهیا می کنند تا ایرانی ها را بچاپند و تحقیر کنند و بدین ترتیب حرام لقمه گی خود را به اثبات برسانند؟
آن ناجوانمردان و نامردان را می‌گویید؟
شما نفرت از اعراب را گفتید اما نام اعراب خونخواری مانند سعد ابی وقاص و عمربن سعد (قاتل مردم عراق وسوریه) و معاویه بن ابی سفیان و عمر و عاص را که سران وحشیهائی بودند که در جنگ جهانی اول به شهرها و ایرانیان غیر نظامی، بیشتر زنان و کودکان، وحشیانه حمله کرده و جنایات مو بتن سیخ کن مرتکب شدند، را نبردید. نام قطر و امارات و عربستان و کویت را حتی یک بار هم نبردید. نام عربستان و قطر را که چون شیاطین با لشکریان ابوجهل و آدمکش به سوریه و ایراگ و افغانستان یورش برده اند را نبردید؟
شما مکان و زمان اعراب مورد ستیز ما را مبهم گذاشتید و نگفتید کدام اعراب را می گویید. شما یک ساعت از نفرت تاریخ جعلی حمله اعراب به ایرانیان گفتید، اما مدام نام خوزستان قرن ۲۱ و ایرانیان را میبرید، چراکه بخوبی میدانید چیزی بعنوان عرب در صد سال پیش وجود خارجی نداشته است.
آیا انتقاد و نفرین و فحش به اعراب متجاوز جنگ جهانی اول که کاری جز غارت و کشتن و تجاوز نداشتند و بجز قتل و غارت و منش کفتار و شغال هیچ از انسان بودن نمیدانستند، و نمی شناخته اند برای ایرانیان ممنوع است؟ انتظار دارید ایرانیان برایشان شعر بخوانند؟
کار شما تابو سازی برای ساخت قوم عرب است. شما در حال ساخت تابو برای «قوم‌های جدید تحت ستم» مورد نظرتان هستید. برای ساخت قوم موهوم و خیالی تورگ در ایران، لهچه تورگی را تابو کرده اید و برای ساخت قوم عرب، انتقاد به اعراب صحرا را تابو می کنید.
بزرگان ایران شعرها و روایتها گفته اند و شهریار ها و عارف قزوینی ها و کسروی و تقی زاده‌ها هم بارها و بارها «ضمن یادآوری فتنه سازی جدید فرانسه و روس و انگلیس» یادآور شده اند و بلکه فریاد زده اند که ای مردم، این ‌مزدورهای بیگانگان که با شبکه های مجازی و تلویزیون و فیلم و عکس ووو می‌آیند و برای شما تورگ سازی و عرب سازی و کلاً «قوم سازی» می کنند، دروغگویان بی‌شرم و حیا و حیله گرانی هستند که با کلمات بازی می کنند. شب را روز جلوه می دهند و روز را شب! شما باور نکنید.
بزرگان ما قبلاً گفته‌اند که ایرانیِ آذری، تورگ نیست، و عرب زبانی، موجب عرب بودن نیست. امّا این امر طبیعی است که ایرانی می تواند تورگی زبان و عرب زبان باشد، اما ایرانی است.
کجای تاریخ به مردم آذربایجان، تورگ گفته شده است؟! کجا؟ حتی یک بار هم در هیچ جا به مردم تبریز و اردبیل تورگ گفته نشده است. حتی یک بار هم نه! هرگز! با اینکه تلاش شده هر دسته یا گروهی از مردم که دارای زبان نامفهوم هستند و اتفاقا همدیگر را هم نمیفهمند، بعنوان قوم تورگ و قوم عرب تلقی شوند، ‌ولی زبان نامفهوم دانستن باعث اتحاد بین این گونه اقوام هم نشده و نخواهد شود! هرگز! تورگ یعنی سرباز زردپوست خونریز و وحشی که در پادگان های پارسی به غلامی زندگی می کند و مفهوم تورگ در «تورگ تاژی» بخوبی مشخص است. و یک ایرانی هیچگاه مختصات یک تورگ تاژی و عرب تاژی را نداشته و ندارد.
دولت انگلیس، پول این همه سخنرانی و تجهیزات فنی ماهواره‌ای و ارسال امواج تلویزیونی را برای چه می پردازد؟ برای رضای خدا؟!
از قدیم گفته اند که گربه برای رضای خدا موش نمی گیرد. پول ساعت‌ها برنامه سازی و پرداخت‌های نقدی به «سخنرانان برنامه ها» را چه کسی پرداخت می کند؟ انگلیسی‌ها برای ۱ پوند که نه برای یک پِنی، به دنیا لشکرکشی می کنند، حالا چه شده که یکباره انگلیس به ایران گیر داده و بی‌بی سی فارسی راه انداخته و برای هر برنامه پرگار صدها پوند هزینه می‌کنند و برای هر ساعت برنامه آپارات، هزاران پوند به فیلمی که می خرند می‌پردازند؟ این پولها از کجا می آید؟ برای چیست؟ چکیده همه این برنامه‌ها هم یک چیز است: مسخ کردن ایرانیان. لپ کلامشان این است: «شما ایرانیان، قوم ایرانی نیستید، ملت نیستید، تاریخ ندارید، آریایی، ایرانی بودن مایه افتخار شما نیست، شما اقوام پاره پاره و سرگشته ‌هستید! این خلاصه حرف شیطان است، شیطان مجسمی به نام انگلستان.
منبع: پاره‌ای ویرایش شده از مقاله مهرداد بصیرت

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر