چهارشنبه، آذر ۰۱، ۱۳۹۱

فرقست میان آنکه یارش در بر تا آنکه دو چشمش بر در


سایه ای دارم که از هر آفتابی خوش تر است
گر چه جنس آفتاب و سایه از یکدیگر است
مرز بندی بین احساس و هنر منظور نیست
نقش زر والاست وقتی عهده دار زیور است
شعر را هرگز نسنج ای آشنا با نظم و نثر
این دو عنوان صدف دارند و آن چون گو هر است
پارسی گویان چه شیرینند هنگام سخن
قندشان مثل عسل حلوایشان چون شکٌر است
واژه ها مانند دلها نازک و رویا یی ا ند
باغبان باغ دل اندیشه را برزیگر است
نکته ای آوردم از اندیشه ی سعدی به یاد
آن که در قول و غزل از جمع گل گویان سر است
فرق بسیار است بین آن که چشمانش به در
وان که در منزلگه مقصود یارش در بر است
مهربانی را نباید برد ای یاران ز یاد
راز مستی های ساقی جلوه گر در ساغر است
گوش را سرشار از نجوای جان کردیم لیک
دل درین غو غای شیرین بهترین بازیگر است.
محمد روحانی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر