جهانی اینچنین رسوا کجا شایسته رویاست
چه آغازی چه انجامی چه باید بود و باید شد
در این گرداب وحشت زا
در این گرداب وحشت زا
چه امیدی چه پیغامی کدامین قصه شیرین
برای کودک فردا
برای کودک فردا
زمین از غصه می میرد گل از باد زمستانی
شعور شعر ناپیدا در این مرداب انسانی
همه جا سایه ی وحشت همه جا چکمه قدرت
گلوی هر قناری را بریدند از سر نفرت
به جای رستن گلها به باغ سبز انسانی
شکفته بوته ی آتش
نشسته جغد ویرانی
نشسته جغد ویرانی
چه آغازی چه انجامی چه باید بود و باید شد
در این گرداب وحشت زا
در این گرداب وحشت زا
که می گوید که می گوید جهانی این چنین زیباست
جهانی این چنین رسوا کجا شایسته رویاست
چه آغازی چه انجامی چه امیدی چه پیغامی
سوالی مانده بر لب ها که می پرسم من از دنیا
به تکرار غم نیما کجای این شب تیره
بیاویزم بیاویزم قبای ژنده ی خود را
قبای ژنده ی خود را .
متن ترانه به تکرار غم نیما
شاعر : شهریار کهن زاد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر