داستان پادشاه و امتحان ندیمان بخش دوم از دفتر دوم مثنوی حسام دین ضیاء حق چلیپی

در این بخش مولانا از جسم و جان و تبدیل ایندو بیکدیگر میگوید.
در ابتدای این بخش مولانا از بزرگ مردان تاریخ ایران نام برده و آنها را ستوده است. طبق معمول بیابانگردان وحشی خود را اینجا هم تحمیل کرده و مطابق معمول و همیشگیشان نام یک گله ناشناس وحشی را بجای نامهای اصلی قرار داده اند و بخرج تاریخ و فرهنگ ایران، برای جهود و پسر عمه های عرب بغایت نادان و جاهل و مخ مرده اش، که با دزدی نفت و گاز خلیج پارس و منابع گرانبها و ثروتهای بیشمار ایرانیان، و با نوکری آدمخوران وحشی، تنها پنجاه سال است از بیابان درآمده و تمدن یافته اند، اراجیف بهم بافتند. من ابتدای این بخش را در پاورقی نوشته و شرح کوتاهی هم برایش نوشته ام و تلاش کردم آنرا تا حدی تصحیح کنم. (۱) و امیدوارم اهل فن و دانایان پارسی زبان روزی در پاکسازی مثنوی از بیشرمی بیابانگردان، آستین بالا زده و در اینراه کاری کنند و این ارث بزرگ دنیای بشریت و بویژه ایرانیان را به جایگاه شایسته خود بازگردانند.
صد هزاران پادشاهان کیان
سر فرازانند در هیر جهان
۱۲۶ هزار پادشاه پر افتخار و دانشمند و نیمه خدای جم (کیان) در سراسر دنیا با دادگستری و رادی و آزادی حکومت کرده اند، که نامشان در همه جهان هستی بعنوان ناجیان بشر و بشریت ثبت گشته است. بگونه ای که از آنها با عنوان ۱۲۶ هزار پیغمبر یاد میکنند.
واژه اوستائی «هیر» دراینجا یعنی یاد، حافظه.
واژه اوستائی «جم» به معنای خورشید و یا شمس است که از القاب حضرت زرتشت مقدس میباشد. و نام دیگر امپراتوری ایران از دوازده هزار سال پیش تاکنون میباشد و به ملک جم معروف است. چراکه حضرت جم در سرزمین ایران بزرگ ظهور کرده است ، پس این سرزمین را سرزمین خورشید و یا سرزمین زرتشت و یا جم میگویند. و ملک جم، نام امپراتوری ایران بر سراسر دنیا است. و جم شید، بمعنای پرتو خورشید، یکی از بزرگترین پادشاهان تاریخ بشر است که نیمه خدا و توانا به شگفتیهای بزرگ بوده است. نام جمشید را با کوروش کبیر یکی میدانند. و جم ایل، یعنی خدای خورشید. و جمیل و یا جمیله نام یکی از ملکه های ایران باستان است که به دُر و مروارید بسیار علاقه داشته است و هماره با جامه ای مزین به مروارید های ناب میگشته، و بدین سبب او را مرجان هم مینامند. ظاهرا ملکه سبا و یا ملکه یمن که عاشق جمشید شاه بوده و جمشید بهشت زمینی را برای او ساخته، و در جوی های آن در و مروارید روان ساخته بود، همین مرجان ملکه یمن و همسر جمشید شاه است. (۲) واژه جم همچنین بمعنای بسیار بزرگ و شگغت انگیز است. این واژه را ناقص زبانان، ناتوان از بیان بوده و انرا عجم مینامند.
نامشان از رشگ خلق پنهان بماند
هر گدایی نامشان را بر نخواند
نام این ۱۲۶ هزار پادشاه شگفت انگیز پارسی بخاطر حقد و حسد جهودی پنهان ماند و هر گدای پست فترتی که به کتب باستان ایران دست یافت، انرا پنهان ساخته تا با تحریف آنها، موجودیت ناچیز خود را نمایان سازد.
واژه پارسی «رشگ» یا رَهشگ یعنی راه گشایی. آنکه به دیگری رَشک میبرد یعنی بدنبال باز کردن و ایجاد یک راهی است تا او هم به مقام و موقعیت آن دیگری برسد. ز رشگ نام او آلم دو نیم است، که آلم را یکی، او را دو میم است. مدح حضرت زرتشت از زبان نظامی که در آن زرتشت را به ماه تشبیه کرده است.
حق آن نوران و حق نوریان
کاندر آن بحرند همچون ماهیان
ندیم به ۱۲۶ هزار پادشاه پارسی که آنها را نوران مینامد و به تمامی پرهیزگاران (نوریان) که در دریای عشق به پروردگار مانند ماهیان غوطه ورند سوگند میخورد که:
بحر جان و جان بحر ار گویمش
نیست لایق، نام نو میجویمش
اگر او را دریای جان و یا جانِ دریا بنامد، حق مطلب را ادا نکرده و میبایست نامی نو برایش پیدا کرد.( مبالغه تا این حد؟)






