دلش خون است کردستان برای پاره قلبش.
طنین کوب کوب قلب کوبانی چه میگوید؟
میان اینهمه سردرگریبانی چه میگوید؟
صدای زوزه کفتار میپیچد بدور شهر
پس دیوارها چشمان جیرانی چه میگوید؟
گره خورده است بغض کودکان در وحشت و آشوب
غم لالایی مادر چه میدانی چه میگوید؟
بجای گل گلوله، جای هر نارنج نارنجک
رگ از رگبار و جان از دست هرجانی چه میگوید؟
دلش خون است کردستان برای پاره قلبش
بغل وا کرده بر شبهای ظلمانی چه میگوید؟
درون حجله خوینا خوا بستوگ چاوانی
بداخ و ناله بژ، او بوک یزدانی چه میگوید؟(۱)
جهان در مجمع شورای بی امنیتش در خواب
رئیسش در خر و پفهای طولانی چه میگوید؟
جنایت کن، بکش، آتش بزن، له کن، حلالت باد
میان قهقهه آیات شیطانی چـه میگوید؟
اگر اسلامشان این است لعنت بر چنین دینی
خدا شرمنده از رسم مسلمانی چه میگوید؟
ندارد هیچ فرقی کُرد و غیر کُرد، انسان باش
بشر بیدار شو، وجدان انسانی چه میگوید؟
شهرداد میدری
پاورقی
(۱)برگردان گویش کُردی: میان حجله ی خون، خدا چشمهایش را بسته است- با داغ و ناله بگو که آن عروس ایزدی چه میگوید؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر