دوشنبه، اسفند ۲۵، ۱۴۰۴

فردا روز آذر و یا چهارشنبه سوری است


چهارشنبه سوری برای ملت شریف و اصیل و تحت ستم ایران تا ابد پایدار باد،



از القاب حضرت زرتشت مقدس پور آذر است.
چنین خواندم که پیش پور آذر
از آتش نرگس و گل رست و ریحان. ناصرخسرو
این کعبه نور ایزد و آن سنگ خاره بود
آن کعبه پور آذر و این کردگار کرد. خاقانی

آذر نام ایزد نگاهبان آتش و یا حضرت زرتشت مقدس است. میگویند آتش در زبان در پهلوی بنام آتر، اثیر و در زبان اوستائی بنام «نار» آمده‌است. ایزد نار و یا آذر در کتاب اوستا به سبب اهمیت مقام، فرزند و یا پور اهورامزدا خوانده شده‌ که آتش را به آدمیان توسط حضرت زرتشت مقدس میرساند،

گویند پارسیان هفت آتشکده معتبر بعدد هفت کوکب سیار داشته اند. هفت آذر، که نام هفت آتشکده ٔ معروف ایران باستان است، عبارتند از: آذرمهر، آذرنوش ، آذربهرام ، آذرآئین ، آذرخُرین ، آذربرزین ، آذرزرتشت و یا آتشکده آذرگشسپ که در بلخ قرار داشته و مانند دیگر آتشکده ها، محلی بود که گنجهای باستانی ایران را در آنجا قرار داده بودند. این آتشکده مانند دیگر آتشکده ها در زمان جنگ جهانی اول توسط وحشیهای انگل ساکسون چپاول و ویران شد.
رساله هفت پیکر حکیم ایران نظامی، از این هفت آتشکده الهام گرفته است.
کهن‌ترین و قدیمی‌ترین آتشکده‌هایی که باستان‌شناسان تاکنون موفق به کشف و شناخت آن شده‌اند، متعلق به فرهنگ و تمدن اولیه بشر و حضرت زرتشت مقدس و در ایران بزرگ است. در کشور تاجیکستان در شهر تاریخی سرزم هنوز برخی از کهنترین آنها قرار دارند که دیرینگی آن آتشکده‌ها به پنج هزار و پانصد سال پیش میرسد که باور به یکتاپرستی را برای نژاد آریا در آن سامان نشان می‌دهد، اما قدیمی‌ترین آتشکده که هنوز توسط بربرها بطور کامل ویران نگشته، آتشکده نوبهار در بلخ است که قدمت آن به شش هزار سال می‌رسد. گفته میشود این آتشکده محل زندگی حضرت زرتشت مقدس بوده است. همچنین از کهنترین و بزرگترین و مهمترین آتشکده های ایرانیان در منطقه آناتولی قرار دارد که در سال ۱۹۲۲ با کمک انگلیس و روسیه از پیکر ایران جدا و به تصرف تورگها درآمد و امروزه تورگها از آنها کسب درآمد میکنند.

حدود سه هزار سال پیش یعنی در دوران امپراتوری پارسی اشکانیان مورخ ایرانی «استرابون» که در شهر آماسیه پونتوس در شمال آناتولی به دنیا آمده بود، یونان و ترکیه امروزی، بویژه منطقه کاپادوکیه و کوماژن در جنوب آناتولی را «living part of Persia» یعنی بخش زنده سرزمین پارس مینامد. بگفته وی و دیگر مورخان معتبر، در آنجا فقط زبان و فرهنگ پارسی و آئین زرتشتی وجود داشته است. وی همچنین این مناطق را سرزمین آتشکده ها و «Holy Places Of The Persian Gods» یعنی اماکن مقدس خدایان پارسی مینامد. در شمال این منطقه شهر ژیله قرار دارد که شبیه به شهر واتیکان مسیحیان کاتولیک امروزی برای زرتشتیان بوده است، چراکه این شهر را هیربد و مغان های زرتشتی اداره میکردند و مردم از دیگر مناطق برای تحصیل علوم به آنجا رفته و درجات حکمت و دانش کسب میکردند.

باستانشناسان بسیاری از آتشکده های ایرانیان که امروزه چارتاقی‌هائی از آنها باقی مانده است را آتشکده‌های دورهٔ ساسانی و سامانی و صفوی می‌دانند. بناهای آتشکده ها یا بطور کامل تخریب شده یا تغییر کاربری داده شده و به کلیسا و مسجد دگردیسی یافته اند. ولی تعدادی هم مانند چهار طاقی بازه هور، چهارتاقی نیاسر و چهارطاقی بهاران سالم مانده‌اند.






«آذر پارسی» نام سلاح شیمیائی آتش زائی بود که امپراتوری پارس در حدود سه هزار سال پیش در دوران امپراتوری ساسانی بکار می برد. «آذر پارسی» قرنها تنها توسط پارسها مورد استفاده بود و دیگران به آن دسترسی نداشتند. این سلاح بسیار مهلک بوده و ترس قابل توجهی در دشمن ایجاد میکرده‌ است. فرمول ساخت «آتش پارسی» مخفی نگه داشته شد، بطوریکه امروزه هیچکس دقیقاً نمیداند که آتش پارسی چه بوده ‌است. بنظر میرسد که «آتش پارسی» مانند بمب آتش زا و دیگر سلاحهای مدرن آتش زا عمل میکرده، به این معنی که خاموش کردن آن بسیار سخت و دشوار بوده است‌. بطوریکه ریختن آب و خاک بر روی آن باعث بیشتر شدن آتش میشده‌ است. برخی نظریه‌ها در رابطه با ترکیب مواد این آتش این است که در آن نفت، همراه با آهک، گوگرد، نیترات سدیم و نیترات پتاسیم بکار میرفته. خیلی از این مواد در مواد منفجره استفاده میشود. ابداع آتش پارسی احتمالاً بیشتر زاده به کیمیاگری بوده‌ است. ایرانیان از این آتش برای ساخت کشتی آتش و حمله به دژمن استفاده میکردند. همچنین از این آتش برای درست کردن بمب‌های آتش زا که به وسیله منجنیق میتوانستند آنها را به کشتی‌های دیگر پرتاب کنند، استفاده میشده ‌است. تلاش‌های زیادی برای ساخت دوباره این آتش انجام شده ولی تاکنون هیچ فرمول رضایت بخشی بدست نیامده. لازم است ذکر شود که آتش پارسی، با نام آتش مادی نیز شناخته می‌شد. پروکوپیوس مورخ قرن ششم ایران، در نوشته‌های خود اشاره میکند که ایرانیان روغنی خام به نام نفتا داشتند که نام خود را از واژه پارسی میانه، نفت گرفته بود و بنظر میرسد یکی از عناصر اساسی تشکیل دهنده «آتش پارسی» یا آتش باستان بوده‌ است. جان هالدون از دانشگاه پرینستون گفته سازندگان احتمالاً نفت را با رزین بدست آمده از کاج که خاصیت چسبندگی دارد مخلوط می‌کرده‌اند که در عین حال، باعث سوختن طولاتی تر و داغ تر آن میشده‌ است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر