چهارشنبه، مهر ۲۴، ۱۳۹۲

امپراتوری صفوی و بوجود آمدن سبک‌های مختلف نقاشی دنیا در این دوره و به وسیله نقاشان ایرانی‌


عصر طلایی امپراتوری صفویه دوره سلطنت شاه عباس کبیر است و این عصر از آن جهت بشدت حائز اهمیت است، چرا که بدون تاثیرات مثبت آن در اروپای قرون وسطی که تحت تاثیر حکومت سیاه مذهبی و حاکمیت کلیسا دست و پا میزد و در حال خفقان بود، امکان رخداد و انقلاب صنعتی و رنسانس فرهنگی‌ و رهایی اروپایی‌ها از چنگال این دوران سیاه امکان پذیر نمی‌بود.

بدون امپراتوری صفوی نه رنسانسی بوقوع می‌‌پیوست و نه انقلاب صنعتی بوجود می‌آمد، و آنچه که امروز بشدت با آن مبارزه میشود آشکار شدن واقعیّات این دوره از تاریخ ایران است. چرا که اروپایی‌های نمک نشناس و ناسپاس، از اینکه اعتراف به این تاثیر بکنند شرم دارند و دولت مردان اروپایی با تمام قدرت آثار این دوران را از بین برده و یا در حال از بین بردن هستند، چرا که حتی لباس پوشیدن شاهان و درباری‌های اروپایی در واقع کپی و تقلیدی از دربار شاه عباس کبیر است.

و بدون مهندسین، معماران، نقاشان، هنرمندان، موسیقی دانان وحتی آشپز‌های ایرانی‌ که به اروپا برده شدند، اروپایی‌ها تا ۱۵ قرن دیگر همچنان در زیر خلافت کلیسا در توحش، آدم سوزی، جادوگری، خرافات، فقر، مریضی، سیاهی و جهالت بسر می‌برد.

و به دلیل اینکه اعتراف به این واقعیت برای اروپایی‌ها گران تمام میشود، امروزه شاهد این هستیم که چگونه اروپای‌ها به خصوص نوکران ملکه نیمه دیوانه انگلیس، با دست و پا زدن‌های مضحک، تخریب و از بین بردن آثار بجا مانده آن دوران و تحریف تاریخ، تلاش دارند طبق معمول و روش خود، تمامی شکوه و عظمت این دوره از تاریخ ایران را، با وجود آثار بیشماری که از این دوران طلای به جا مانده و در اکثر موزه‌‌های دنیا پراکنده است همچنان به خود نسبت داده و توحش، آدم خواری و جهالت و بی‌رحمی‌های آن دوران اروپا را به دوران پر افتخار صفوی منسوب گردانند ، غافل از اینکه، گیرم که خلق را به دروغی فریفتی، با دست انتقام طبیعت چه میکنی‌ که آنچنان پس گردنتان زده که با وجود این همه ثروت و مکنت در گًل گیر کرده‌اید و هر چه اختراع کردید دشمن جانتان گشته است.

غافل از اینکه کافی‌ است که هر آدم عآقلی تنها به یکی‌ از آثار به جا مانده از دوران صفوی بنگرد، تا مبهوت گردد، و تجلی‌ و شکوه هنر، صنعت و علم را در آن ببینند، و از خودش نپرسد که چگونه میشود باور داشت مردمی اینچنین هنرمند و دانشمند در جای به نام ایران زندگی‌ کرده و میتوانستن اینچنین شهر‌های زیبا و مدرنی‌ را ساخته و آثاری به غایت با شکوه را خلق کنند و همزمان قادر به توحشی که آثارش در اروپا به جا مانده باشند؟ اصولاً آدم هنرمند و دانشمند چگونه میتواند مانند یک وحشی رفتار کند؟ و پادشاهان صفوی که دربارشان مأوا و مسکن تمامی هنرمندان و دانشمندان سراسر دنیا بوده است، و از علم، هنر و استعداد حمایت میکردند، چگونه میتوانستن مانند اروپایی‌های مذهب زده وحشی و آدمخوار باشند؟ کسی‌ که چنین اتهامات ابلهانه‌ای را بگوید و یا باور کنند یا بسیار احمق است و یا مأمور است و معذور!


تصویری از مجسمه شاه عباس که به تازگی
 ناپدید شده است. در اینجا شاه عباس در دوران نوجوانی
 است

در زمان شاه عباس عمارات سلطنتی اصفهان و کاخ‌های بلند پایه ساخته و به اشعار و تصاویری از نقوش زینت یافته بود ، که در دوران قاجار های نوکر انگلیس سوزانده و یا تخریب گردید.

لیکن در این دوره بود که نقاشی ایران به اروپا رفته و در بین نقاشان آن دیار تاثیر خویش را نهاده و این تاثیر اکنون آشکار و عیان دیده میشود . در کاخ چهلستون هم اکنون نقوشی دیده می شود با این موضوعات : سفرا و ایلچیان اروپا در موقع تشرف به حضور شاه عباس و نیز در میدان جنگ و هنگامه‌های جنگی و مجالس مهمانی‌های درباری که همین آداب و روسوم دربار صفوی، دست مایه آداب و رسوم دربار اروپایی گشت و پوشیدن جامه ابریشم، زربافت و کفش‌های پاشنه بلند و کلاه‌های تزئینی پرّ دار در دربار کشور‌های اروپایی مد گشت .




هنرستان صفویه
دوره امپراتوری صفویه در ایران عصر ترقی و پیشرفت علم، معماری، هنر و صنعت و ابتکار است . در این عهد پیشرفت‌ها و تحولات بسیاری در فنون و هنر رخ نمود . مخصوصا هنر نقاشی در نیمه اول حکومت طولانی این خاندان به درجه بلندی از ابداع و استواری رسید و این تعجبی ندارد زیرا این دوره را میتوان بعد از ایلخان ها، دورهٔ نجات ایرانی‌‌ها به معنای واقعی‌ از اسلام و به خود آمدن ایرانی‌‌ها دانست، هر چند در دوران شاه عباس مذهب ساختگی انگلیسی‌ شیعه به ایران آورده و کم کم تزریق و به ایرانی‌‌ها تحمیل شد و باعث از بین رفتن نژاد پارسی و تمامی دستاورد‌های تمدن ۱۰۰۰۰ ساله ایران گشت، ولی‌ در ابتدا این دوره و بخصوص در ابتدای زمام داری شاه عباس ایران به نگین شرق معروف بود. و وجود دانشمندان بزرگی ماند شیخ بهائی و دیگران و همچین استیلای شاه اسماعیل بر کل ایران ( ۹۰۷-۹۳۰ هجری ، ۱۵۰۲-۱۵۳۴ میلادی ) و مهاجرت اساتید هنر به دربار شاهی ، انتخاب نابغه‌ای به نام بهزاد از طرف شاه به مدیریت کتابخانه شاهی مستلزم این پیشرفت بوده است . تمامی این اتفاقات باعث تاسیس و برپایی هنرستان جدیدی بود که در نوک آن بهترین خوشنویسان ، نقاشان و نخبگان هنر قرار داشتند ، که از بین هنروران ایرانی‌ انتخاب شده بودند . از این جهت روابط استواری بین فنون هنرستان صفویه در آغاز پیدایش آن و بین تبعیت فنی در دوره‌ای که بهزاد و همکاران و هنرآموزان زمان او به آن برتری و تفوق جهانی‌ یافته بودند ، پیدا شد .
معروف است که در عصر صفویه بزرگان و اشراف در جمع و نگهداری آثار هنرمندان اهتمام زیادی به خرج می دادند و در دنباله این کار نسخ خطی زیبا و نفیسی بوجود آمد که هر کدام دارای نقوشی زیبا در داخل خود بودند .

خصوصیات نقاشی این دوره
در نقاشی‌های دوره صفویه شکوه و عظمت این عصر و ابهت و جلال این زمان آشکار است و بیشتر موضوعی که برای کشیدن تصاویر و طرح صور نقاشی گرفته شده وضعیت زندگی و چگونگی کار و شغل مردم کوچه و بازار و همچین درباریان و طرز رفتار طبقه اشرافی و ترسیم کاخ‌های زیبا و باغ‌های دل گشا و شاداب ، طبیعت و زیبائی‌های سرزمین و جنگل‌های انبوه ایران بوده است . اشخاصی که در این تصاویر ترسیم شده اند همه با قامت‌های رعنا و پوشش‌های فاخر و زیبا به نمایش در آمده اند . در طرز ترسیم آنها تمام دقت و تناسب لازم به کار گرفته شده . از جمله چیزهایی که مشخص و مبین نقاشی‌های دوره صفویه است ، مخصوصا آن چه که مربوط به ازمنه اولیه آن می باشد ، لباس و پوشش سر اشخاص است که عبارت از کلاه‌های مزیّن به جواهر و پر طاووس است که به حالت استداره و گرد درست شده و از بالای آن علامت یا میله کوچک سرخ رنگی نمودار می باشد و در هر تصویری که وجود این گونه علامت مشاهده شد ، دلالت دارد که نقاشی آن مربوط به دوره خاندان صفویه بوده ، اگر چه بود و نبود غیر آن مستلزم این نیست که صورت مربوط به غیر این دوره و زمان باشد .
ظاهر امر این است که علامت نامبرده در آغاز کار علامت افراد خانواده صفویه و پیروان آن‌ها شمرده شده و رنگ این علامت همیشه سرخ بوده . چنان که در تصاویری که مربوط است به اوایل عصر صفوی این علامت دیده می شود . ولیکن اهمیت و لزوم آن چندان دوامی نیافت و طولی نکشید که استعمال آن کاهش یافت . به تدریج این کلاه رها شد و حتی بعد از وفات شاه طهماسب ( ۹۸۴ هجری – ۱۵۷۶ میلادی ) این علامت را به ندرت مشاهده می کنیم . و در عوض کلاه پر دار ایرانی‌، نمای افتخار درباریان اروپایی گشت.
از جمله چیزهایی که قرن دهم هجری ( پانزدهم میلادی ) را در تاریخ نقاشی ایران ممتاز می کند اثر وحدت سیاسی دوره صفویه در صنایع مختلف و نیز در نواحی مختلف کشور است . این وحدت در هر جا اختلاف و تفرقه را از بین برده به طوری که تمیز و تشخیص ما بین تصاویری که در شرق دولت صفوی کشیده شده با تصاویری که در غرب و مرکز آن تهیه شده مشکل گردیده ، زیرا استادان فنی و هنرمندان در تمام اطراف و نواحی یا گوشه و کنار امپراتوری از سرآمدان هنر و نقاشان دربار اصفهان، تبریز و قزوین پیروی و تقلید می نمودند و در این بین جز تفاوتی اندک بین محصولات فنی و کارهای دستی استادان در بخش‌های مختلف کشور دیده نمی شد .










نقاشان ممتاز و آثارشان
در موزه ” متروپولیتن ” نسخه خطی نفیسی از منظومه خمسه نظامی است که آن را ” سلطان محمد نور ” خوشنویس بزرگ و مشهور نوشته و در آن پانزده تصویر کشیده شده که هر کدام با رنگ‌های زیبا و درخشان زینت بخش اثر شده اند .
” مارتین ” تصویر سازی این نسخه خطی را به ” آغا میرک ” نسبت داده و ” ساکسیان ” آن را از ” محمود مذهب ” می داند . ، گذشته از این زیباترین کتاب و نفیس‌ترین نسخه در قرن دهم هجری (پانزدهم میلادی) ، نسخه‌ای در دست است که شامل منظومه خمسه نظامی می باشد و آن را بین سال‌های ۹۴۶- ۹۵۰ هجری (۱۵۳۹-۱۵۴۳ میلادی) برای شاه طهماسب نوشته اند و به قلم خوشنویس مشهور شاه “محمود نیشابوری” نوشته شده است . این نسخه به چهارده صورت و مجلس بزرگ و عمده زینت شده و از نفیس‌ترین آثار تاریخی موزه انگلیس و از نفایس شرقی برشمرده می شود . زیرا بر آن اثر امضاهای سر آمدان هنر دوره صفویه از جمله “سلطان محمد” ، “میرک” ، “میرزا علی ” و “مظهر علی” دیده می شود . شاید بدیع‌ترین صورتی را که سلطان محمد تصویر نموده و حرکت دارتر و سبک روح تر از همه و خوش طرح تر از تمام کارهای اوست ، صورتی است که در نسخه خطی از دیوان حافظ کشیده است . از جمله که جزو نقاشان درباری شاه طهماسب اشتهار یافته اند ، “مظفر علی” است که از کارهای او دو صورت در کتابخانه “سنت پترزبورگ” وجود دارد و صورتی هم در نسخه خطی سابق الذکر درموزه انگلیس است ، که تصویری از بهرام گور کشیده که به یک تیر گوش گور خر به سم آن دوخته تا برای دلبر خود مهارت و توانایی‌اش در شکار معلوم شود .
“مظفر علی” شاگرد “بهزاد” بود و برتری او در رقم و تصویر صور اشخاص به دوست داشتن رنگ طلایی و به کار بردن آن در نقاشی محرز و ممتاز است ، این استاد نقاشی‌ها و تصاویر لازم برای قصر شاهی و تالار چهل ستون اصفهان را عهده دار بوده است .
در آن جا دو نفر نقاش ماهر بوده اند که اهمیتی بسیار دارند ، یکی “میر سید علی” و دیگری “عبدالصمد” است که نقشی مهم در پیدایش نقاشی هندی و ایرانی در دربار هند بازی نموده اند .
میر سید علی اصلیتش اصفهانی بود و در تصویر نسخه خطی خمسه نظامی که برای شاه طهماسب درست شده همکاری نموده . او در این کتاب تصویری را کشیده که نماینده پیرزنی است که مجنون را به جانب سرا پرده لیلی می کشاند .
از نقاشان دیگر که خبر اشتغال آنان در زمان شاه طهماسب به ما رسیده می توان به نام هایی چون “مصور محمدی” ، “سید پیر نقاش” ، “شاه محمد” ، “دوست محمد” و نیز “شاه قلی تبریزی” اشاره کرد .



















































































































هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر