فردوسی کبیر از چگونگی آفرینش براساس اوستا میگوید و هرچند گفتار این بزرگوارترین، کوتاه گشته ولی همچنان میتوان به عظمت تفکر او در هزار سال پیش پی برد. او میفرماید، پس از اینکه اهورامزدا نور و آتش و ظلمات را آفرید، از تاثیر این سه برهم، ابتدا آب و سپس دیگر موجودات از این چار پدیدار گشتند.
از آغاز باید که دانی درست
سر مایهٔ گهران از نخست
که یزدان ز ناچیز چیز آفرید
بدان تا توانایی آرد پدید
سرِ مایهٔ گهرا این چهار
بر آورده بیرنج و بیروزگار
یکی آتشی بر شده تابناک
میان آب و نور از بر تیره خاک
نخستین که آتش بجنبش دمید
ز گرمیش پس خشکی آمد پدید
و زان پس ز آرام سردی نمود
ز سردی همان باز تری فزود
چو این چار گهر بجای آمدند
ز بهر سپنجی سرای آمدند
گهرها یک اندر دگر ساخته
ز هر گونه گردن برافراخته
پدید آمد این گنبد تیز رو
شگفتی نمایندهٔ نو بنو
ابر ده و دو هفت شد کدخدای
گرفتند هر یک سزاوار جای
در بخشش و دادن آمد پدید
ببخشید دانا چنان چون سزید
فلکها یک اندر دگر بسته شد
بجنبید چون کار پیوسته شد
چو دریا و چون کوه و چون دشت و راغ
زمین شد بکردار روشن چراغ
ببالید کوه آبها بر دمید
سر رستنی سوی بالا کشید
زمین را بلندی نبد جایگاه
یکی مرکزی تیره بود و سیاه
ستاره بر او بر شگفتی نمود
بخاک اندرون روشنایی فزود
همی بر شد آتش فرود آمد آب
همی گشت گرد زمین آفتاب
گیا رست با چند گونه درخت
بزیر اندر آمد سرانشان ز بخت
ببالد ندارد جز این نیرویی
نپوید چو پیوندگان هر سویی
و زان پس چو جنبنده آمد پدید
همه رستنی زیر خویش آورید
خور و خواب و آرام جوید همی
و زان زندگی کام جوید همی
نه گویا زبان و نه جویا خرد
ز خاک و ز خاشاک تن پرورد
نداند بد و نیک فرجام کار
نخواهد از او بندگی کردگار
چو دانا توانا بد و دادگر
از ایرا نکرد ایچ پنهان هنر
چنین است فرجام کار جهان
نداند کسی آشکار و نهان.
فردوسی کبیر، بخشی از مقدمه شاهنامه
نوروز همایون شجریان.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر