اقیانوس پارس شد اقیانوس هند، دریای پارس شد، دریای عمان، صحرای پارس شد صحرای عربستان، و اینک بدنبال تغییر نام خلیج پارس اند، خلیج پارس که جز هویت تاریخی ایرانی است.
در طول تاریخ، خلیج پارس نه تنها بخشی از خاک ایران محسوب میشده و حاکمیت آن در دست ایرانیها بوده است، بلکه به اذعان تمام منابع تاریخی موجود این پهنه آبی با عناوینی نظیر خلیج پارس، دریای جم، دریای پارس شناخته شده است. نام خلیج پارس از جمله نامهای تاریخی است که از گذشته بسیار دور تاکنون در اسناد، قراردادها و مکاتبات مورد استفاده همه اقوام و ملت های دور و نزدیک آن، از پارس و سغدی و هندی تا لاتین تبارهای جنوب اروپای کنونی قرار داشته است. از این رو خلیج پارس بعنوان مهمترین گذرگاه آبی جهان با موقعیت تمدنی ایران پیوندی تنگاتنگ داشته و دارد.
با این حال در دهههای گذشته برخی از حاشیه نشینهای غیر پارسی که با پول نفت و گاز خلیج پارس از وضعیت رقت بار بدوی و فقر و عقب ماندهگی مطلق بیرون آمده اند، براساس سیستهای غربی های متجاوز، در اقدامی که با روح همزیستی مسالمتآمیز ملل و فرهنگهای منطقه ناسازگار بوده است، به جای استفاده از نام معتبر «خلیج پارس »، نام خلیج عربی یا خلیج را بکار گرفتهاند و اخیراً نیز علاوه بر اعراب نمک نشناس که هرچه دارند از صدقه سر اسرانیان است، پارهای از سازمانها، ارگانها، خبرگزاریها یا مجلات و رسانههای معلوم حال، به این نامگذاری مجعول روی آوردهاند. با توجه به اینکه کوششهای متجاوزان غربی برای تغییر نام «خلیج پارس » در سطح بین مللی از هیچ گونه پایه و اساس و واقعیت تاریخی و جغرافیائی برخوردار نیست، کوشش آنها تنها وحدت واقعی همسایگان را بمخاطره میاندازد.( که البته هدف هم فقط ایجاد دشمنی و درنتیجه ایجاد جنگ بین ساکنان این منطقه است.). بعضی از اعراب که در تقابل با ایران به سر میبرند، در قبال نام خلیج پارس به دنبال منافع خود هستند و در این بین وحدت منطقه را نادیده میگیرند. این عمل در شرایطی صورت میپذیرد که نیروهای فرامنطقهای حضور روز افزون خود را با استفاده از همین گونه تنشها و اختلافات تثبیت میکنند.
در این نوشتار ضمن تشریح موقعیت استراتژیکی خلیج پارس، به بررسی تبارشناسانه نام خلیج پارس و چگونگی شکلگیری ادعاهای واهی در استفاده از نام دیگری برای خلیج پارس خواهیم پرداخت.
جغرافیای طبیعی و راهبردی خلیج پارس، شیار هلالی شکلی است که بیش از یک چهارم ذخایر فسیلی جهان را در خودجای داده و از طریق دریای عمان به اقیانوس هند و آبهای آزاد راه مییابد. این خلیج طولی نزدیک به ۹۰۰ کیلومتر و پهنایی نزدیک به ۲۴۰ کیلومتر دارد و در کشاله و چینخوردگیهای پست و فرو افتاده جنوب زاگرس پدید آمده است. خلیج پارس به عنوان شعبهای بزرگ از اقیانوس هند که بر سر راه کلیه خطوط دریائی در مشرق عدن واقع شده است، مانند دالانی است که بین ۲۴ دقیقه ۳۰ درجه عرض شمالی و ۴۸ دقیقه ۵۰ درجه طول شرقی واقع شده است. حدود آن از شمال و شمال خاوری به سواحل ایران، از شرق به دریای عمان، از جنوب و غرب به شبه جزیره پارس محدود است. رودخانههای آروند و فرات و کارون و کرخه که از جبال ارمنستان سرچشمه گرفتهاند، به انضمام رودخانههای جراح، هندیان و رودهای کوچک دیگر به این دریا میریزند. آبهای خلیج پارس کم عمق و زیر بستر آن دارای منابع نفت و گاز (هیدروکربن) فراوان است. این عمق در دهانه خلیج ۷۰ تا ۹۰ متر است و هر قدر به طرف بالای خلیج میرود کمتر میشود و به مسافت ۹۰ کیلومتری تا دهانه شط به ۳۰ متر میرسد. عمق خلیج پارس در بیشتر موارد از ۵۰ متر تجاوز نمیکند و حداکثر عمق آن به حدود صد متر میرسد. این امر به سادگی امکان حفاری و استخراج منابع آن را فراهم میسازد. در صیدگاههای مروارید عمق خلیج پارس کمتر از ۳۶ متر است. مساحت خلیج پارس ۹۷ هزار مایل مربع است و طول آن از سواحل عمان تا رأس دریا در حدود ۵۰ مایل و عرض آن در مناطق گوناگون میان ۲۹ تا ۱۸۰ مایل است.۱ حاشیه خلیج پارس شامل کشورهای ایران، ایراگ، و خلیفه نشین های کویت، بحرین، قطر، امارات و عمان میشود و در این بین بیشترین ساحل خلیج پارس که قابلیت کشتیرانی نیز دارد، تحت حاکمیت ایران میباشد. خلیج پارس به مثابه یک راه آبی و دریایی از آغاز تاریخ موقعیت برجسته سیاسی داشته است و استانهای جنوبی ایران که در کنار خلیج پارس قرار دارند، به نوعی خاستگاه تمدنهای بزرگ خاور باستان با پیشینهای چند هزار ساله است. از قرنها پیش ایرانیان از بندر بوشهر و جزیره خارک برای سکنا و کشتیرانی و حکمفرمایی بر سواحل خلیج پارس و بازرگانی با هند غربی و دره نیل استفاده میکردند.
به لحاظ موقعیت سوقالجیشی نیز بابل در حوالی خلیج پارس در کنار دجله و فرات قرار گرفته بود و سه دریای پارس ، هند و اسود را به هم مرتبط میساخت. همچنین تاریخنگاران تأکید میکنند که در این نواحی مراکز مهم تجارتی وجود داشته است. هم اکنون نیز خلیج پارس مهمترین آبراه بینمللی جهان است که بیش از ۵۰ درصد انرژی جهان در آن نهفته است . خلیجپارس و کشورهای ریز و درشت پیرامون آن (ایران، عراق، کویت، بحرین، قطر، امارات متحده عربی و عمان) نزدیک به ۱۰ درصد ازگستره ۴۴ میلیون کیلومتر مربع قاره آسیا را در بر میگیرند. خلیج پارس در مقام محل و معبر مبادله کالا و تجارت میان شرق و غرب، نه تنها از زمانهای دور صحنه رقابت و کشمکشهای ملل ذینفع و متجاوزان و استعمارگران بوده است بلکه همیشه و بیش از هر دریای دیگری مورد توجه باستانشناسان و مورخان و جغرافیا نویسان قرار داشته است. پیشینه تاریخی بنابر مدارک متقن، خلیج پارس از هزاران سال پیش نه توسط ایرانیان، بلکه توسط ملتهایی که با ایرانیان مراوده داشتهاند، از جمله یونانیان و رومیان با عنوان «دریای پارسی» نامیده شده است و آن را «خلیجپارس » یا «دریای پارس » نامیدهاند. خلیج پارس با همین نام طی هزاران سال گذشته شناخته شده و تمامی کشورها و اقوام مختلف از این نام استفاده کردهاند. تمام متون قدیمی جغرافی جهان از نقشههای هکاتایوس و بطلمیوس تا آثار جغرافیدانان و جهانگردان، شعبهای بزرگ از اقیانوس هند را که از جنوب ایران به موازات دریای سرخ تا قلب دنیای قدیم پیش رفته است، خلیج پارس یا دریای پارس نامیدهاند. از سدههای هفتم و هشتم پیش میلاد تمام عالمیان از جمله آناکسی ماندر، هکاتوس، هرودوت، اراتوستن، هیپارک، پومپونی مله، کراتس مالوس، استرابون، بطلمیوس، مایکروپیوس، ایزیدورسویلی،خوارزمی، ذید بلخی، سرابیون، رسته، فقیه، قدامه، فضل پارسی، خردادبه، مسعودی، استخری، هوغل، مقدسی، ناصرخسرو، ادریسی، جیحانی، فرازی، بیرونی، جبیر، یاقوت، قزوینی، مستوفی، بتوته، حافظ، شرفالدین علی یزدی، غازی ووو، دریای جنوبی ایران را تحت اسامی و عناوینی نظیر خلیج پارس ، خلیج پارس، دریای پارس، بحر پارس، سینوس پرسیکوس، ماره پرسیکوس، گلف پرسیک، پرژن گلف (گالف)، پرزشیر گلف، پرسیس یاپرسیکوس، نامیدهاند. بررسی و بازنمود اوضاع و احوال اجتماعی،سیاسی و اقتصادی خلیج پارس و جزایر آن و تشریح وضعیت آن از عصر صفویه تا امروز مبحثی عظیم میطلبد که از حوصله این نوشتار خارج است. در ادامه به بررسی سندیت نام خلیج پارس از میان منابع تاریخی ـ جغرافیایی ایرانی، یونانی، غربی و اسناد حقوقی خواهیم پرداخت.
۱ـ منابع ایرانی: خلیج پارس طبق اسناد موجود از هزاره هشتم پیش از میلاد مورد استفاده تجاری و نظامی ملل دنیای قدیم قرار گرفته است. در سنگ نبشته داریوش هخامنشی در مصر متعلق به سال ۵۱۸ تا ۵۰۵ پیش از میلاد، که هنگام حفر کانال سوئز به دست آمده است، در عبارت «درایه تپه هچا پارسا آیی تی هنی» به معنای دریایی که از پارس میرود یا سر میگیرد، نام دریای پارس آمده است.
ایرانیان در روزگار هخامنشی این دریا را «پارسا درایا» یا دریای پارس میخواندند. در کتیبههایی که از داریوش در تنگه هرمز نیز یافت شده، عبارتی پیرامون دریایی که از «پارسرود» سرچشمه میگرفته است به چشم میخورد. در کتاب جغرافیای دنیا به عنوان قدیمیترین کتاب جغرافیا به زبان پارسی که حدود هزار سال قبل تألیف شده است آمده است: «خلیج پارس از حد پارس برگیرد، با پهنای اندک تا به حدود سند.» میتوان گفت از هنگامی که بشر تاریخنویسی را آغاز کرد دریای جدا کننده فلات قاره ایران از شبه جزیره پارس را «دریای پارس » یا «خلیج پارس » نامیده است. و در هیچیک از این ادوار تاریخی نام دیگری به آن نهاده نشده است.
۲ ـ منابع یونانی طبق نوشته مورخان و جغرافی نگاران یونانی که پیش از میلاد مسیح میزیستهاند چون هرودت (۴۸۴ ـ ۴۲۵ ق. م) کتزیاس (۴۴۵ـ ۳۸۰ ق. م)، گزنفون (۴۳۰ ـ ۳۵۲ ق. م) استرابن (۶۳ ق. م ـ ۲۴ م)، یونانیان به این دریا نام پرس و به سرزمین ایران پارسه، پرسای، پرسپولیس، یعنی شهر یا مملکت پارسیان دادهاند. «هکاتیوس هلطی» از علمای قدیم یونان در سال ۴۷۵ قبل از میلاد از نام دریای پارس استفاده کرده است. در نقشههای باستانی از قول هرودوت و گزنفون به این دریا، دریای پارس اطلاق شده است. کلودیوس پتوله مااوس (بطلمیوس)، جغرافینگار، نقشهنگار و ریاضیدان مشهور قرن دوم میلادی، در کتاب جغرافیای عالم که به زبان لاتین نگاشته شده، و همچنین در نقشهای که کشیده، از خلیج پارس با نام پرسیکوس سینوس یاد کرده است. «کوین توس کوروسیوس روفوس» مورخ رومی که در قرن اول میلادی میزیسته این دریا را دریای پارس یا آبگیر پارس خوانده است. همچنین در کتابهای جغرافیایی لاتین، آبهای جنوب ایران (دریای مکران و خلیج پارس ) را ماره پرسیکوم یعنی دریای پارس نوشتهاند. بنابراین مورخان و جغرافینگاران یونانی پیش از میلاد در شرح روی کار آمدن هخامنشیان دریای مکران و خلیج پارس را دریای پارس میخواندند.
۳ـ منابع در ایران: در سده هفتم پس از میلاد، تلاشی برای تغییر نام «دریای پارسی» صورت نگرفت. و این نام از سوی امپراتوریهای ایرانی، که قرنها منطقه را تحت سلطه خود داشتند مورد احترام قرار گرفت.
محققان نظیر استخری، مسعودی، بیرونی، هقول، مقدسی، مستوفی، ناصرخسرو،اهرین مطهرمقدسی (بشاری)ووو، که مطالعه در اطراف این دریای ایرانی را تا قرن ۱۵ ادامه دادند، در اثار و نوشتههای خود از آبهای جنوب ایران به نامهای دریای پارس، خلیج پارسی و خلیج پارس یاد کردهاند. حتی از این جغرافیدانان نقشههایی موجود میباشد که اقیانوس هند رادریای پارس نام گذاردهاند. جغرافیدانان این نام را از دو تمدن باستانی گرفتند و همزمان مورد استفاده قرار دادند. بدین ترتیب که «پارسا درایای» ایرانی را «دریای پارس » و «سینوس پرسیکوس» یونانی را «خلیج پارس » مینامیدند و حتی منظور از دو دریا در سوره الرحمن قرآن را نیز همان دریای پارس و دریای متوسط میدانستند.
نقشههای فراوانی که از این قرون در دست است، علاوه بر تأکید و تأیید نام خلیج پارس ، دگرگونی یاد شده در تغییر نام دریای پارسی و دگرگونی در دایره شمول این نامها را ترسیم میکنند. ۴ـ منابع غربی: بیشتر کسانی که در مورد دریای پارسی و دریای مکران از روی منابع ایرانی مطلب نوشته و یا عینا کپی کرده اند، بیگانگان و به ویژه انگلیسیها بودهاند، زیرا به لحاظ موقعیت ویژهای که در این منطقه داشتهاند کوشیدهاند تا حقیقت نهفته بماند و نامهای جعلی و ناقص جای اسامی درست را بگیرد. اما منابعی از آنها بجای مانده است که بر صراحت نام خلیج پارس تکیه میکنند. در سال ۱۸۹۲، لرد کرزن، وزیر خارجه انگلستان، در کتاب «ایران و قضیه ایران» مکرراً به نام خلیج پارس اشاره کرده است. ویلیام راجرز، وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده آمریکا، در گزارش مورخه ۱۹۷۱ میلادی خود در مورد سیاست خارجی این کشور از نام خلیج پارس استفاده کرده است. در فرهنگهایی که به زبانهای مختلف تدوین و چاپ شده است، از جمله فرهنگهای آلمانی، انگلیسی، امریکایی،فرانسوی ووو، خلیج پارس نیز به همین نام آورده شده است. امروزه در میانآثار بیگانگان نیز دریای پارس به فراموشی سپرده شده و از ترکیب خلیج پارس استفاده میشود.
یکی از معروفترین دایرهمعارفهای دنیا که بزبان پارسی است و البته اینک اصل پارسی آن پنهان گشته و نسخه های بزبانهای بیگانه از آن در دست است، و سند قاطعی برای مراجعه است که از ترکیب خلیج پارس بهره برده است. اسناد دلایل و مستندات حقوقی معتبری درباره اصالت نام خلیج پارس وجود دارد که به قرن ۱۶ میلادی باز میگردد. طی سالهای ۱۵۰۷ تا ۱۵۶۰ در کلیه موافقتهایی که دربار امپراتوری صفوی با ملل دنیا داشتند حتی در متون لاتین نیز از عبارت «خلیج الپارسی» و در متن انگلیسی «پرشین گلف» استفاده شده است. همچنین در اسناد استقلال کویت که میان امیر این کشور ونمایندگان بریتانیا! منعقدشده است.
این سند که توسط عبدالسالم الصباح نیز امضا شده است، چنین آغاز میشود: «حضرت صاحب الفخامه الفخیم السیاسی لصاحبه اجلاله من الخلیج پارسی المحترم» سازمان ملل متحد: سازمان ملل متحد تا به حال دو بار نام تاریخی و اصیل این آبراه را «خلیج پارس » اعلام کرده است. سازمان ملل خلیج پارس را نامی تازه میداند که از آغاز قرن بیستم جانشین نام کهن دریای پارس شده و بیش از دریای پارس مورد استفاده قرار گرفته است. دبیرخانه این سازمان در سند مورخ ۵ مارس سال ۱۹۷۱ میلادی و یادداشت (آ دی ۳۱۱/گی ای ان) به دولت ایران یادآور میشود که بنابر عرف جاری در دبیرخانه سازمان ملل متحد در اسناد و نقشههای جغرافیایی، منطقه آبی بین ایران از سمت شمال و خاور و تعدادی از کشورهای عربی از سوی جنوب و باختر به نام خلیج پارس نامیده میشود،و این بنا بر عرف قدیمی انتشار اطلسها و فرهنگهای جغرافیایی است. دومین بیانیه به تاریخ دهم آگوست ۱۹۸۴ ثبت شده است و در هر موقعیت، همه ۲۲ خلیفه نشین حاشیه خلیج پارس نیز اسناد سازمان ملل را امضا کردهاند. این دبیرخانه همچنین بابت اشتباهاتی که سازمان ملل در برخی اسناد در به کار بردن نام خلیج پارس مرتکب شده، عذرخواهی کرده آن را اشتباه سهوی دانسته (سند ۲۶ ژوئن ۱۹۹۱ میلادی در سازمان ملل) و از کارگزاران سازمان خواسته است که همواره این موضع ایران را در نظر داشته باشند.
ضمن اینکه کنفرانس سالیانه سازمان ملل درباره هماهنگی در مورد نامهای جغرافیایی نیز هر سال بر نام خلیج پارس تأکید کرده است. ادعاهای واهی چندین دهه از کوششهای برنامهریزی شده اعراب برای تغییر نام تاریخی خلیج پارس میگذرد. آبراهی که ایران را از شبه جزیره پارس جدا میسازد بر اساس تمام اسناد تاریخی و جغرافیایی، نقشههای موجود از ایران باستان تا دوره معاصر و همچنین بیانیههای سازمان ملل متحد، «خلیج پارس » نام دارد و حتی در تمام نوشتهها و نقشههای که به لهچه عربی درآمدند، و پیش از دهه ۱۹۶۰ به چاپ رسیده است از عنوان «الخلیج الپارسی یا بحر پارس » استفاده شده است.
صحت ادعای فوق حتی در بخشی از سرود ملی قدیمی مصر نیز دیده میشود که در آن از خلیج پارس یاد شده و مرزهای اعراب را از خلیج پارس تا دریای مدیترانه ترسیم نموده است: «حدود نامن الخلیج الپارسی حتی بحر الابیض.» موضوع تغییر نام خلیج پارس از دهه سوم قرن بیستم به دنبال سیاست پارسیزدایی انگلیسیها در منطقه خلیج پارس مطرح شد. هدف اصلی سیاست یاد شده توسعه سرزمین انگلستان در منطقه خلیج پارس بود مانع اصلی این سیاست را باید هویت ایرانی دانست که سالیان دراز بر منطقه خلیج پارس سایه افکنده بود.
اصطلاح «خلیج عربی» برای اولین بار از سوی یک دیپلمات انگل استانی در منطقه خلیج پارس عنوان شد. «سرچارلز بلگریو» که بیش از سه دهه نماینده سیاسی دولت انگل استان در خلیج پارس بود، پس از مراجعت به لندن درسال ۱۳۴۵ هجری خورشیدی کتابی درباره سواحل جنوبی خلیج پارس منتشر کرد و در آن برای نخستین بار از عنوان تازه و جعلی خلیج عربی استفاده نمود. چارلز بلگریو در کتاب خود با عنوان «ساحل دزدان» نامی که پیشتر به سواحل جنوبی خلیج پارس اطلاق میشد، ادعا نموده بود که اعراب علاقهمندند خلیج پارس را خلیج عربی بنامند. بدین ترتیب بلافاصله پس از انتشار کتاب،استفاده از اصطلاح جعلی خلیج عربی در مطبوعات آغاز شد و پس از چندی در مکاتبات رسمی کشورهای حاشیه خلیج پارس، نام خلیج عربی به جای خلیج پارس نشست. اگر چه دولت ایران در همان زمان در قبال این عمل واکنش نشان داد و از قبول محمولههایی که نام «خلیج عربی» را به خود داشت خودداری مینمود، اما دیپلمات بریتانیایی، در راستای سیاست قدیمی تفرقه بیانداز و حکومت کن ـ کار خود را کرده بود و اعراب را با واژه تازهای آشنا نموده بود که بیش از پیش به جنگ لفظی عرب و جم دامن میزد.
از این رو دولتهای حاشیهای خلیج پارس تبلیغات سیاسی، مکاتبات دیپلماتیک و محور برنامههای آموزشی خود را بر نام خلیج عربی متمرکز نمودند. در اقدامی دیگر از سوی انگلیسیها، روزنامه تایمز لندن در سال ۱۹۶۲ در یکی از مقالات خود از خلیج عربی به جای خلیج پارس استفاده کرد و از آن زمان به بعد برخی از دولتها و شیخنشینان عرب با خریدن روزنامهنگاران و خبرنگاران خارجی و یا با پرداخت مبالغ هنگفت به چاپ نقشههایی که خلیج پارس را خلیج عربی نشان میداد مبادرت نمودند. این تحرکات ابتدا از سوی چهرههایی چون عبدالکریم قاسم در عراق و سپس توسط جمال عبدالناصر رهبر جنبش ملی جهان عرب در مصر ادامه یافت. در سال ۱۹۵۸ سرهنگ عبدالکریم قاسم با کودتایی در عراق به حکومت رسید و پس از مدتی داعیهدار رهبری جهان عرب گردید. در راستای چنین اندیشهای از تاکتیک دشمنتراشی برای تحریک احساسات عمومی ملی سود جست و برای نخستین بار «خلیج پارس » را به نام جعلی «خلیج عربی» خواند.
قاسم که با این عمل قصد داشت با مطرح نمودن ایران به عنوان دشمن اصلی اعراب، توجه جهان عرب را از قاهره به بغداد جلب کند و به رهبری خود در جهان عرب دامن زند، با شکست مواجه شد. به شهادت اسنادی که در همان دوران در عراق و حتی از سوی دانشگاه بغداد چاپ و منتشر شد، قاسم حتی نتوانست توجه مقامات رسمی دانشگاهی عراق را نیز به خود جلب نماید. سرهنگ جمال عبدالناصر رهبر جنبش ملی جهان عرب در مصر که در نظریه وحدت عربی خود، دنیای عرب را از اقیانوس اطلس تا خلیج پارس «من المحیط الاطلسی الی الخلیج الپارسی» نامیده بود، دیری نپائید که با اوجگیری هیاهو و جنجال پان عربیسم خود، و برای سرپوش گذاشتن بر شکستهای اعراب از اسرائیل از نام ساختگی خلیج عربی سود جست.
ناصر با طرح چنین سیاستی دو هدف عمده را پیگیری میکرد. نخست زنده کردن تعصبات نژادی اعراب و سپس رویارویی با شاه ایران که با اسرائیل روابط خوبی برقرار کرده بود. دولت ناسیونالیست مصر که با دامن زدن به چنین مسائلی سعی در قوام و دوام بخشیدن به اتحادیه عرب داشت، از شیخ نشینهای بحرین، قطر، دوبی، ابوظبی، شارجه و سلطاننشین عمان نیز درخواست نمود که در راه آرمانهای مشترک ملت عرب و رفاه عمومی منطقه با جمهوری عربی متحده۲۱ همکاری نمایند. از این رو در ۲۳ مرداد ۱۳۴۲ کمیسیون اتحادیه عرب در شیخنشینهای خلیج پارس برای نخستین بار نام خلیج عربی را در یک سند رسمی ذکر نموده و به دنبال آن اتحادیه عرب تصمیم گرفت این نام مجعول را در برنامههای درسی کلیه کشورهای عضو اتحاده و مکاتبات رسمی به کار گیرد. با این حال مقاصد اعراب از تغییر نام خلیج پارس فراتر میرفت و شامل استان نفتخیز خوزستان نیز میشد که آن را عربستان مینامیدند. و خوزستان را بخشی از سرزمین عربی میدانستند در این راستا در دسامبر ۱۹۶۴ کنفرانس حقوق دانان عرب، خوزستان را جزو لاینفک میهن عربی دانست و در ۱۰ نوامبر ۱۹۶۵ رژیم بعثی سوریه این ادعا را پذیرفت و از آن پشتیبانی کرد.
در واقع پشت کلمه خلیج عربی، جزایر عربی، خوزستان عربی (عربستان)، حکم فرمایی بر تنگه هرمز و تبدیل کردن ایران به زائده جهان عرب نهفته بود اگر چه تلاشهای ناصر برخی از سیاستمداران عرب را نیز با وی همراه کرده بود اما در نهایت نتیجه دلخواهی در پی نداشت. زیرا رستاخیز عرب آنطور که ناصر در رویای خود مجسم کرده بود، با واقعیات فاصلههای زیادی داشت. علت اصلی آن نیز عدم انسجام و یکپارچگی دولتهای عربی بود. در واقع ملتی که ناصر از آن دم میزد، چیزی جز تخیل نبود تلاشهای قاسم و ناصر در جهان عرب با قدرت یافتن صدام حسین در عراق بار دیگر توسط او ادامه یافت. صدام که در وهله نخست صدها میلیون دلار هزینه کرده بود تا با کمک گروهی روزنامهنگار، دانشگاهی، ناشر و مرکز نقشهسازی، نام خلیج پارس را تغییر دهد، در پی وقوع انقلاب اسلامی در ایران دست به تجاوز به خاک ایران زد. هشت سال جنگ تحمیلی که با ادعاهای واهی صدام مبنی بر حاکمیت بر اروند رود و عربی خواندن خوزستان و شهرهای دیگر ایران آغاز شده بود، در نهایت با شکست عراق خاتمه یافت.
در واقع نتیجه عملی این تجاوز، افزایش حساسیت ایرانیان بر نام خلیج پارس بود که در پی آن ایرانیان استفاده از نام خلیج عربی را نوعی ستیز با ایرانیت و تجاوز به تاریخ ایران قلمداد نمودند. پس از جنگ دوم خلیج پارس و تهاجم عراق به کویت در سال ۱۹۹۱، نفوذ نظامی ایالات متحده بر منطقه بیشتر شد و دیری نپائید که امریکاییها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران به رودر رویی کشورها و شیخنشینهای ساحل جنوبی خلیج پارس با ایران دامن زدند. از این رو شیخنشینهای شارجه و ابوظبی در مقابل ایران قرار گرفتند و به طرح ادعاهای واهی نسبت به مالکیت جزایر سه گانه (ابوموسی، تنب کوچک و تنب بزرگ) پرداختند. شیخ زاید بن سلطان آل نهیان، صدها میلیون دلار برای تغییر نام خلیج پارس و تردید آفریدن بر مالکیت مطلق ایران بر جزایر سه گانه هزینه کرد ولی گذشت زمان به او نشان داد که در این زمینه به موفقیتی دست نخواهد یافت. اگر چه ادعای «شورای همکاری خلیج پارس » در بیست و پنجمین نشست سران کشورهای عرب حاشیه خلیج پارس در بحرین نام شورای همکاری کشورهای خلیج پارس را به شورای همکاری کشورهای خلیج عربی (مجلس التعاون لدول الخلیج العربیه) تغییر دادند، اما به نظر میرسد سیاست ایرانیزدایی و پارسی ستیزی اعراب، با توجه به تعلق بیش از نیمی از خلیج پارس و حساسترین نقاط استراتژیک و ژئواکونومیک آن به ایران راه به جایی نخواهد برد.
در واقع همانگونه که تلاش برای کنار گذاردن و یا نادیده انگاشتن ایران از ساختار امنیتی منطقه بیثمر میباشد، تغییر نام خلیج پارس نیز ناممکن مینماید. با این حال نباید از خاطر برد که اعراب در طول سالیان و دهههای اخیر تبلیغات گستردهای را به منظور تغییر نام خلیجپارس آغاز کردهاند. آنها در حالی نام شرکتهای هواپیمائی، روزنامهها، مجلات، شرکتها و بسیاری از چیزهای دیگر را بنام خلیج یا خلیج عربی تغییر دادهاند که نام «خلیج پارس» در برگیرنده هزاران سال تاریخ است و عدم استفاده از آن، بیارزش ساختن پیشینه و تمدنهایی است که پیرامون آن بالیدهاند.
به کار بردن نام جعلی «خلیج عربی» به جای «خلیج پارس »،عنوان «شیخ شعیب» برای «جزیره لاوان»، «قیس» برای جزیرهی «کیش» و «شطالعرب» برای «اروند رود» از جمله مواردی است که علیرغم هم نژادی مردم منطقه، به منازعات هویتی و قومی میان کشورها دامن میزند. زیرا تغییر نامهای کهن جغرافیایی، تحریف واقعیتهای تاریخی و جعل هویتهای موجود است.
از آن هنگام كه تاریخ بشر مكتوب شد و جغرافی بگونهای علمی در مقیاس با سطح و حد تحقیق و مطالعه در دوران باستان مورد بررسی قرار گرفت، نام دریای پارس که اینک خلیج پارس شده، جزء چهار دریای شناخته شده بوده كه به اعتقاد كهن همگی از یك اقیانوس عظیم به وسعتی معادل همه آبهای جهان سرچشمه میگرفتند و بسیار پیش از آنكه داریوش هخامنشی امپراتور ایران در كتیبههای خود از دریای پارس سخن براند، آریاییها هم این پهنه آبی را با نام پارس میشناختند.
خلیج پارس نامی است بجای مانده از کهنترین منابع، زیرا که از هزاران سال پیش سر بر آورده است، و با پارس (نام سرزمین ملت ایران) گره خورده است. قدمت خلیج پارس با همین نام چندان دیرینه است که عدهای معتقدند: استانهای جنوبی ایران در کنار خلیج پارس گهواره تمدن عالم یا خاستگاه نوع بشر است. « ایرانیان و یا ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسانهایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند دادهاند. و دریانوردی ایرانیان در خلیج پارس، حدود پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول به اوج خود رسید.
داریوش بزرگ، نخستین ناوگان عظیم دریایی جهان را به وجود آورد. کشتیهای او طول رودخانه سند را تا کرانههای اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج پارس پیمودند، و سپس شبه جزیره پارس را که امروزه به اشتباه عربستان مینامند، را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن کانالی را داد که امروزه به ان کانال سوئز میگویند. و کشتیهایش از طریق همین کانال به دریای مدیترانه راه یافتند.
در کتیبهای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شده است: «من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این ترعه را دادهام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان دادهام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود.» داریوش در این كتیبه از خلیج پارس به نام دریایی كه از پارس می آید نام برده است و این نخستین مدرك تاریخی است كه درباره خلیج پارس موجود است. از سفرنامه فیثاغورث ۵۷۰ قبل از میلاد تا سال ۱۹۵۸ در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج پارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شده است.
از سفرنامه فیثاغورث ۵۷۰ قبل از میلاد تا سال ۱۹۵۸ در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج پارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شده است. خلیج پارس ، دریای كم عمق و نیمه بستهای است با مساحت حدود ۲۴۰ هزار كیلومتر مربع كه در جنوب غربی قاره آسیا و در جنوب ایران قرار دارد.
زمین شناسان معتقدند كه در حدود پانصد هزار سال پیش، صورت اولیه خلیج پارس در كنار دشتهای جنوبی ایران تشكیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شكل ثابت كنونی خود را یافت. قدمت خلیج پارس با همین نام چندان دیرینه است كه برخی آگاهان معتقدند: استان های جنوبی ایران که در کنار خلیج پارس واقع شده اند، گهواره تمدن عالم یا مبدا پیرائی نوع بشر هستند.
یونانیها که خود بخشی از امپراتوری ایران بودند، این خلیج را پرسیكوس سینوس یا سینوس پرسیكوس كه همان خلیج پارس است، مینامند. از آنجا كه این نام برای اولین بار در منابع درست و معتبر تاریخی كه غیر ایرانیان نوشته اند آمده است، هیچگونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد. چنان كه یونانیان بودند كه نخستین بار، سرزمین ایران را نیز پارسه و پرسپولیس یعنی شهر یا كشور پارسیان نامیدند. استرابن جغرافیدان قرن اول میلادی نیز به كرات در كتاب خود از خلیج پارس نام برده است. همچنین فلاریوس آریانوس مورخ دیگر یونانی در كتاب تاریخ سفرهای جنگی کوروش بزرگ از این خلیج به نام (پرسیكون كیت) كه همان خلیج پارس است، نام میبرد.
خلیج پارس و نام پرتوافكن آن میراث گرانسنگ ایرانیان باستان است. میراثی كه ایرانیان آزاد اندیش روزگار كهن برای فرزندان خود به یادگار گذاردهاند تا مایه فخر و مباهات نسلهای بعدی باشد و ایرانیان همواره بخاطر آورند كه نمادهای میهنی و ملی آنان كه با پوششی از باورهای ژرف انسانی مزین شده است، در همیشه تاریخ موجب بالیدن آنان بوده و خواهد بود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر