راه پنهانی میخانه نداند همه کس، جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر
کاریکاتور ناصر دین شاه قاجار و شهریاری که برای اداره یونان گمارده بود در مجله پوک
دلم آشفتۀ آن مایۀ ناز است هنوز
مرغ پر سوخته در پنجۀ باز است هنوز
جان بلب آمد و لب، بر لب جانان نرسید
دل بجان آمد و او، بر سر ناز است هنوز
گرچه بیگانه زخود گشتم و دیوانۀ عشق
یار، عاشق کش و بیگانه نواز است هنوز
خار گردیدم و بر آتش من، آب نزد
غافل از حسرت ارباب نیاز است هنوز
همه خفتند بغیر از من و پروانه و شمع
قصۀ ما دوسه دیوانه، دراز است هنوز
گرچه رفتی، ز دلم حسرت روی تو نرفت
درب این خانه، به امید تو باز است هنوز
این چه سوداست عمادا، که تو در سر داری
این چه سوزیست که در پردۀ ساز است هنوز؟
عماد خراسانی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر