گاو سنگی بزرگ کاخ آپادانای شوش که حدود دوازده تن وزن داشت زیر ضربات پتک ژان دیولافوای فرانسوی شکسته شد و به فرانسه برده شد
و اینک این سرستون در موزه لوور نگهداری میشود.
سرستون گاو دوسر کاخ آپادانا شوش قسمتی از کاخ با شکوه آپادانا داریوش بزرگ در شوش است. این سرستون بزرگ یکی از سی و شش ستون پشتیبان سقف کاخ آپادانا داریوش بزرگ در شوش میباشد و نمایانگر معماری هخامنشی است که از فرهنگها و تمدنهای مختلف و به صورت سبکی منسجم و مرتبط ایجاد شدهاست. هنگامی که داریوش بزرگ پس از کوروش بزرگ به پادشاهی هخامنشی رسید، شهر شوش را به عنوان پایتخت اداری و اجرایی سراسر قلمرو امپراطوری هخامنشی انتخاب کرد. این سی و شش ستون هر کدام دارای ۲۱ متر ارتفاع هستند که قاعده هر کدام به شکل مربع میباشد که نام پادشاه بر روی آن حکاکی شدهاست. قدمت این کاخ و سرستونها به ۵۱۰ سال پیش از میلاد باز میگردد. این سرستون نتیجه کاوشهای مارسل و جین دیولافوا (Marcel and Jeanne Dieulafoy) در سالهای ۱۸۸۴ تا ۱۸۸۶ میلادی میباشد.
ژان دیولافوا در بخشی از خاطرات خود از زبان همسرش می نویسد :
شوش ۸ فوریه - دیروز گاو سنگی بزرگی را که در روز های کنونی پیدا شده است با اندوه تماشا می کردم ، که نزدیک به دوازده هزار کیلو وزن دارد ! تکان دادن چنین توده بزرگی نا شدنی است . سرانجام نتوانستم به خشم خود چیره شوم ،پتکی به دست گرفتم و به جان حیوان سنگی افتادم . ضرباتی وحشیانه به او زدم . سرستون، در نتیجه ی ضربات پتک همجون میوه ی رسیده از هم شکافت. یک تکه سنگ بزرگ از آن پرید و از جلوی ما رد شد ، اگر با چالاکی خودمان را کنار نمی کشیدیم پایمان را خرد می کرد . مرمر ، سختی خود را کاملا از دست داده بود . در درازای دو هزار و پانصد سال ، ریشه ی گیاهان در میان ترکهایی که هنگام فرو ریختن سرستون ایجاد شده بود ، رخنه کرده و تکه های آن را از هم جدا کرده است . به این ترتیب بدون آن که انتظار داشته باشیم دوازده هزار کیلو به بارهای ما اضافه شد زیرا حمل قطعات کوچک گاو سنگی میسر شد.
برادران غلامعلی بایندر و یدالله بایندر یکی در خلیج فارس به دست نیروهای انگلیسی و دیگری در دریای خزر به دست نیروهای روسی با فاصله یک روز از هم در راه دفاع از میهن کشته شدند.
دریادار غلامعلی بایندر، فرمانده سابق نیروی دریایی شاهنشاهی ایران است، که در جریان درگیریهای میان قوای ایران و انگلستان در جنگ جهانی دوم در تاریخ ۳ شهریور ۱۳۲۰ برای وطنش کشته شد
غلامعلی بایندر فرزند دوم مرحوم علیاکبر بایندر (پدر ۳ شهید) از تیره ترکان آق قویونلو (بایندریه) بود که سال ۱۲۷۷خورشیدی در تهران متولد گردید. وی تحصیلات متوسطه خود را در مدرسه دارالفنون به پایان رسانده و سال۱۲۹۹ از مدرسه نظام مشیرالدوله با درجه ستواندومی فارغالتحصیل شد.
غلامعلی بایندر در مدرسهٔ نظام مشیرالدوله، در دانشکدهٔ توپخانهٔ پواتیه و فونتن بلو و دانشگاه جنگ پاریس و نیروی دریائی ایتالیا تحصیلات نظامی را به پایان رساند.
وی در ۱۳۰۱ در جنگ با اسماعیل آقا سیمیتقو مشارکت نمود و به خاطر رشادت و فداکاری در نبرد شکریازی، نشان ذوالفقار که عالیترین نشان نظامی ایران بود را دریافت کرد.
وی از سال ۱۳۱۰ فرماندهٔ نیروی دریائی شاهنشاهی ایران شد و در حقیقت نیروی دریائی جدیدایران را بنیانگذاری کرد.
به دنبال شکست مذاکرات ایران و انگلیس در باره بازپس گیری جزایر سه گانه ایران، مقامات دولتی و نظامی ایران در سالهای ۱۹۳۳ و ۱۹۳۴ میلادی از جزایر تنب دیدار کردند. دراین بازدید ها دریادار «بایندر» فرمانده وقت نیروی دریایی ارتش ایران پس از گفت و گو با ساکنان جزیره به مقامات نظامی بریتانیا اظهار داشت که جزیرههای تنب و بوموسی، بخشی از سرزمین ایران است.
در این روز، دریادار غلامعلی بایندر فرمانده نیروی دریایی جنوب، در بازگشت از آبادان با گلولههای ناو انگلیسی روبرو شد. ناوچههای ناو غافلگیر شده غرق شدند. گروهی از افسران و ناویها کشته شدند.
دریادار بایندر، همراه با سروان مکری نژاد، برای چاره اندیشی و آماده باش به ستاد نیروی دریایی جنوب، به سوی خرمشهر به راه افتادند ولی پیش از آنکه به خرمشهر برسند، با آتش ناگهانی مسلسلهای انگلیسی از پای درآمدند.
وی دارای آثار متعددی از جمله کتابی به نام خلیج فارس میباشد.
یَدالله بایُندُر، برادر دریادار غلامعلی بایندر که به فاصله یک روز از برادر، در بندر انزلی، در مقابل نیروهای شوروی مقاومت کرد و کشته شد .
ناوسروان یدالله بایندر در سال ۱۳۲۰ مسوولیت کفالت فرماندهی نیروی دریایی در دریای خزر را به عهده داشت. در آخرین ساعات شب دوم شهریور ۱۳۲۰ به دولت ایران اطلاع داده شد به خاطر بی توجهی به خواسته متفقین مبنی بر اخراج نیروهای آلمانی، ارتش دو کشور به شمال و جنوب ایران حمله خواهند کرد. به فاصله چند ساعت از زمین و هوا و دریا کشور ما در معرض تهاجم قرار گرفت. در شمال نیروهای حمله کننده با خشونت بندر انزلی را از زمین و هوا مورد تهاجم قرار داده و باعث کشته شدن ناو سروان یدالله بایندر شدند. یدالله بایندر فرزند علیاکبر بایندر از ترکان آق قویونلو (بایندریه) بود. مزار وی هم اکنون در محوطه باراندازهای بندر انزلی است.
و اینک این سرستون در موزه لوور نگهداری میشود.
سرستون گاو دوسر کاخ آپادانا شوش قسمتی از کاخ با شکوه آپادانا داریوش بزرگ در شوش است. این سرستون بزرگ یکی از سی و شش ستون پشتیبان سقف کاخ آپادانا داریوش بزرگ در شوش میباشد و نمایانگر معماری هخامنشی است که از فرهنگها و تمدنهای مختلف و به صورت سبکی منسجم و مرتبط ایجاد شدهاست. هنگامی که داریوش بزرگ پس از کوروش بزرگ به پادشاهی هخامنشی رسید، شهر شوش را به عنوان پایتخت اداری و اجرایی سراسر قلمرو امپراطوری هخامنشی انتخاب کرد. این سی و شش ستون هر کدام دارای ۲۱ متر ارتفاع هستند که قاعده هر کدام به شکل مربع میباشد که نام پادشاه بر روی آن حکاکی شدهاست. قدمت این کاخ و سرستونها به ۵۱۰ سال پیش از میلاد باز میگردد. این سرستون نتیجه کاوشهای مارسل و جین دیولافوا (Marcel and Jeanne Dieulafoy) در سالهای ۱۸۸۴ تا ۱۸۸۶ میلادی میباشد.
ژان دیولافوا در بخشی از خاطرات خود از زبان همسرش می نویسد :
شوش ۸ فوریه - دیروز گاو سنگی بزرگی را که در روز های کنونی پیدا شده است با اندوه تماشا می کردم ، که نزدیک به دوازده هزار کیلو وزن دارد ! تکان دادن چنین توده بزرگی نا شدنی است . سرانجام نتوانستم به خشم خود چیره شوم ،پتکی به دست گرفتم و به جان حیوان سنگی افتادم . ضرباتی وحشیانه به او زدم . سرستون، در نتیجه ی ضربات پتک همجون میوه ی رسیده از هم شکافت. یک تکه سنگ بزرگ از آن پرید و از جلوی ما رد شد ، اگر با چالاکی خودمان را کنار نمی کشیدیم پایمان را خرد می کرد . مرمر ، سختی خود را کاملا از دست داده بود . در درازای دو هزار و پانصد سال ، ریشه ی گیاهان در میان ترکهایی که هنگام فرو ریختن سرستون ایجاد شده بود ، رخنه کرده و تکه های آن را از هم جدا کرده است . به این ترتیب بدون آن که انتظار داشته باشیم دوازده هزار کیلو به بارهای ما اضافه شد زیرا حمل قطعات کوچک گاو سنگی میسر شد.
برادران غلامعلی بایندر و یدالله بایندر یکی در خلیج فارس به دست نیروهای انگلیسی و دیگری در دریای خزر به دست نیروهای روسی با فاصله یک روز از هم در راه دفاع از میهن کشته شدند.
دریادار غلامعلی بایندر، فرمانده سابق نیروی دریایی شاهنشاهی ایران است، که در جریان درگیریهای میان قوای ایران و انگلستان در جنگ جهانی دوم در تاریخ ۳ شهریور ۱۳۲۰ برای وطنش کشته شد
غلامعلی بایندر فرزند دوم مرحوم علیاکبر بایندر (پدر ۳ شهید) از تیره ترکان آق قویونلو (بایندریه) بود که سال ۱۲۷۷خورشیدی در تهران متولد گردید. وی تحصیلات متوسطه خود را در مدرسه دارالفنون به پایان رسانده و سال۱۲۹۹ از مدرسه نظام مشیرالدوله با درجه ستواندومی فارغالتحصیل شد.
غلامعلی بایندر در مدرسهٔ نظام مشیرالدوله، در دانشکدهٔ توپخانهٔ پواتیه و فونتن بلو و دانشگاه جنگ پاریس و نیروی دریائی ایتالیا تحصیلات نظامی را به پایان رساند.
وی در ۱۳۰۱ در جنگ با اسماعیل آقا سیمیتقو مشارکت نمود و به خاطر رشادت و فداکاری در نبرد شکریازی، نشان ذوالفقار که عالیترین نشان نظامی ایران بود را دریافت کرد.
وی از سال ۱۳۱۰ فرماندهٔ نیروی دریائی شاهنشاهی ایران شد و در حقیقت نیروی دریائی جدیدایران را بنیانگذاری کرد.
به دنبال شکست مذاکرات ایران و انگلیس در باره بازپس گیری جزایر سه گانه ایران، مقامات دولتی و نظامی ایران در سالهای ۱۹۳۳ و ۱۹۳۴ میلادی از جزایر تنب دیدار کردند. دراین بازدید ها دریادار «بایندر» فرمانده وقت نیروی دریایی ارتش ایران پس از گفت و گو با ساکنان جزیره به مقامات نظامی بریتانیا اظهار داشت که جزیرههای تنب و بوموسی، بخشی از سرزمین ایران است.
در این روز، دریادار غلامعلی بایندر فرمانده نیروی دریایی جنوب، در بازگشت از آبادان با گلولههای ناو انگلیسی روبرو شد. ناوچههای ناو غافلگیر شده غرق شدند. گروهی از افسران و ناویها کشته شدند.
دریادار بایندر، همراه با سروان مکری نژاد، برای چاره اندیشی و آماده باش به ستاد نیروی دریایی جنوب، به سوی خرمشهر به راه افتادند ولی پیش از آنکه به خرمشهر برسند، با آتش ناگهانی مسلسلهای انگلیسی از پای درآمدند.
وی دارای آثار متعددی از جمله کتابی به نام خلیج فارس میباشد.
یَدالله بایُندُر، برادر دریادار غلامعلی بایندر که به فاصله یک روز از برادر، در بندر انزلی، در مقابل نیروهای شوروی مقاومت کرد و کشته شد .
ناوسروان یدالله بایندر در سال ۱۳۲۰ مسوولیت کفالت فرماندهی نیروی دریایی در دریای خزر را به عهده داشت. در آخرین ساعات شب دوم شهریور ۱۳۲۰ به دولت ایران اطلاع داده شد به خاطر بی توجهی به خواسته متفقین مبنی بر اخراج نیروهای آلمانی، ارتش دو کشور به شمال و جنوب ایران حمله خواهند کرد. به فاصله چند ساعت از زمین و هوا و دریا کشور ما در معرض تهاجم قرار گرفت. در شمال نیروهای حمله کننده با خشونت بندر انزلی را از زمین و هوا مورد تهاجم قرار داده و باعث کشته شدن ناو سروان یدالله بایندر شدند. یدالله بایندر فرزند علیاکبر بایندر از ترکان آق قویونلو (بایندریه) بود. مزار وی هم اکنون در محوطه باراندازهای بندر انزلی است.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر