دوشنبه، بهمن ۱۶، ۱۳۹۱

آنچه که در حقیقت در مجلس ایران اتفاق افتاد


۱- رئیس جمهور کشور (محمود احمدی نژاد)در صحن علنی مجلس، رئیس مجلس (لاری جانی) را تهدید کرده و سپس از مافیا بازی و دزدی‌های خانواده او که با سواستفاده از مقام و منصبی که دارند، صورت گرفته است، پرده برداشت.

سئوال: اگر رئیس جمهورِ کشور که نماینده و در نتیجه حافظ منافع مردم است، از فساد به این سنگینی‌ اطلاع داشته و میدانسته است که در بین مقامات رده بالای کشور چپاول سرمایه‌های ملی‌ در حال انجام است و دزدی از بیت‌المال به گستردگی جریان دارد، چرا به محض اطلاع از این تخلفات، این افشاگری‌ها را در پیشگاه مردم ایران انجام نداده و در پی‌ آن مفسدین و متخلفین را تحت پیگرد قانونی قرار نداده است؟

چرا رئیس جمهور کشور مانند باج بگیران و اوباش خیابانی، صبر کرده و حرفی‌ از این تخلفات نزده و در خفا متخلفین را تهدید کرده و به دنبال گرفتن حق سکوت بوده است؟

یعنی‌ رئیس جمهور کشور به دنبال احقاق حق مردم ایران نیست، بلکه به دنبال رسیدن به قدرت و منافع بیشتر برای خود و گروه اراذل و اوباشی است که او را حمایت میکنند.
یعنی‌ شخص به اصطلاح رئیس جمهور کشور که میبایستی حافظ اجرای قانون در جامعه باشد، تخلف از قانون را عیب نمیداند، عیب آنجاست که برای تخلف از قانون به او حق سکوت پرداخت نمی‌شود.

و این روند کار او و گروهش در طول ۸ سال به ظاهر ریاست جمهوری و در باطن، نابودی تمامی ستون‌هایی‌ که اجتماع ایران بر آن بنا شده بوده میباشد،
یعنی‌ از ابتدا هدف او و گروه اراذلی که اطراف او هستند، ویرانی سیستمی‌ بوده که در اداره کشور وجود داشته و سالها برای برقراری این سیستم در ایران زحمت کشیده شده است،
یعنی‌ نابودی پایه‌های اقتصاد، کشاورزی، صنعت و از همهٔ اینها مهمتر اخلاقیات جامعه ایران بوده است.
و در راه رسیدن به این اهداف، و برای شکستن هر نوع مقاومتی در مقابل خود و اهداف شوم ضدّ ایرانی‌ ش، و برای اینکه کسی‌ به او کوچکترین اعتراضی نکند و مقاومتی انجام ندهد، او و راهزن‌های همکارش با ضبط و دوربین مخفی‌ راه افتاده اند و از فساد دیگر مقامات مفسد جمهوری اسلامی فیلم و نوار تهیه کرده و ۸ سال با توسل به تهدید و زور گیری آنها را خفه کرده و تو دهان آنها زده و باجگیری کرده و بدون کوچکترین ممانعت و اعتراضی به کار ویرانی ایران مشغول بوده اند.


۲- رئیس مجلس یا رئیس نمایندگان ملت، در صحن علنی مجلس یا خانه ملت، با وقاحت اعتراف می‌کند که او نیز از گند و کثافت کاری‌های رئیس جمهور اطلاع داشته ولی‌ متاسفانه فیلم و نوار تهیه نکرده تا افشاگری کند و این کار خود را جز اخلاق الهی خویش میشمرد!

یعنی‌ سکوت او آنجایی که باید از حقوق مردمی که ادعای نمایندگیشان را دارد، و وظیفه قانونی و شرعی و وجدانی دارد از این حقوق دفاع کند، غیر اخلاقی‌ نیست و اطلاع از فساد رئیس جمهور و جلوگیری از آن مهم نیست، مهم و غیر اخلاقی این است که از فساد فیلم تهیه شود، و رئیس جمهور چون از فساد فیلم تهیه کرده غیر اخلاقی کار کرد و او که از فساد فیلم تهیه نکرده اخلاقی‌ عمل نموده‌ است!
و از آن خنده دار تر و احمقانه تر دلیل این کار اخلاقی‌ خود را چنین ذکر می‌کند که او این کار را نکرده تا کشور دچار آشوب نشود! یعنی‌ باز دزدی و فساد و خیانت به مردم و کشور غیر اخلاقی‌ نیست و اصلا مهم نیست، مهم این است که مردم چیزی ندانند تا اعتراضی نباشد و این مفسدین همچنان به فساد خود ادامه دهند،
و کار غیر اخلاقی‌ آن است که باعث آگاهی‌ مردم شود، چون وقتی‌ مردم به اینکه چه کلاه گشادی سرشان رفته آگاه بشوند، مسلما کشور دچار آشوب میشود، و این غیر اخلاقی‌ است!

اخلاق کسی‌ که خود را رئیس نمایندگان مردم میداند، به همینجا ختم نشده و باز در کمال وقاحت می‌گوید: دزدی برادرم به من چه ربطی‌ دارد؟

 تو گویی این برادر بدون دلگرمی‌ و پشتوّانهٔ او که در بالاترین جایگاه تکیه داده میتوانسته است، دزدی به این آشکاری را انجام دهد! تو گویی او و ۴ برادر دیگر که ضدّ ایرانی‌‌ترین اعمال را انجام داده اند، یک گروه مافیای مخوف نیستند که اعدام و شکنجه آزادی خواهان ایران، در راس دستور کار چندین سالهٔ آنهاست و زمین خواری و چپاول ثروت‌های ایرانی‌‌ها هدف نهایی آنها.

۳- رهبر انقلاب شوم اسلامی، علی‌ خامنه ای، کارگردان سناریو نابودی قدم به قدم ایران، رهبر این جانیان و مفسدین فی الارض، بارها از نوچه‌های گرگ صفت غیر ایرانی‌ ش خواسته که دعوا را کش ندهند و با صلح و صفا، دست در دست هم، به روش و رسم ۳۴ ساله، به کار نابودی، چپاول، غارت و ویرانی ایران ادامه بدهند، و او این تذکرات را با صدایی رسا و از تریبون‌های عمومی‌ و در جلو چشم و گوش میلیون‌ها ایرانی‌، با وقاحت میدهد،

و ما براستی وقتی‌ اعمال تبهکارانه این گرگ‌های اشغالگر ایران را که آنچنان گستاخ شده‌اند که دیگر در عیان و در جلو چشم میلیون‌ها ایرانی‌ به رقابت بر سر بهتر دریدن ایران میپردازند،

می‌نگریم و هنوز به گونه‌ای ناظر و تماشاچی هستیم تو گویی این سرزمین ما نیست که در چنگال ایشان از هم دریده میشود، و وقتی‌ صدایی از جایی‌ برنمیخیزد، در نتیجه سئوال آخری که مطرح میشود این است:

آیا آنچه که در مجلس اتفاق افتاد، در واقع نمایش این حقیقت نیست که به راستی‌ خانه اینچنین خالی‌ مانده و آنچنان ایران از ایرانی‌ تهی گشته که این بیگانگان دیگر هیچ ترسی‌ برای پوشاندن جنایاتشان هم ندارند و در خانه ملت و بدون هیچ شرمی از آن گفتگو میکنند؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر