
در دنیا مثلی است که میگوید، به تورگ جماعت نمیشه اعتماد کرد. مردم دنیا تورگها را موجودات دروغگو و ترسوئی میدانند که هیچگونه اخلاق و ضوابط انسانی در وجودشان چه در راوبط اجتماعی آنها با دیگران و چه در خانواده دیده نمیشود. از نظر تورگ ها، رحم و انصاف، بزرگی و مردانگی، مروت و مرام، نام شهرهایی در سیبری است که هنوز پای هیچ آدمیزادی به آنجا نرسیده است.
تا قبل از اینکه فرانسویها و انگل استانیها بر اساس سیاستهای آن زمان یعنی قرن ۱۹، هویت تورگی را علم کنند، حتی اگر به خود عثمانیها میگفتی تورگ، با خنجر بهت حمله میکردند، یعنی تا اواسط قرن ۲۰، تورگ بودن یک نوع ننگ محسوب میشد. امروزه هم دنیا به این نتیجه رسیده که روی دوستی تورگها نمیتواند حساب کند، و در عوض هر جا ترکیه با کشوری دشمنی کند، آن کشور در امان خواهد بود. این یک حرف مغرضانه نیست، این یک حقیقت اجتماعی در مورد تورگ هاست.(به امثال مردم اروپای امروزه مراجعه کتید) و احتیاجی نیست که به تاریخ بروید و برای اثبات این حرف از آنجا شواهد و مدارک بیاورید، همین که روزنامه خوان باشید و اخبار و تحولات دنیا را پیگیری کنید، این حرف برایتان ثابت شده است.
مثلا تا چند سال پیش، اسرائیل روابطی بسیار دوستانه با ترکیه داشت و بقدری صمیمی بودند که اگر سر و ته نخست وزیر وقت اسرائیل را میزدی در ترکیه بود. تا اینکه دولت اسرائیل فلسطینیها را در محاصره اقتصادی قرار داده و اجازه نمیداد مواد خوراکی و درمانی به فلسطینیهای ساکن نوار غزه برسد. در همین زمان دولت ترکیه یک کشتی رو از مواد خوراکی پر کرده ( مواد خوراکی از قبیل برگه خشک زردآلو و آلوچه و لواشک و از این دست مواد خوراکی) روانهٔ نوار غزه کرد، و وقتی کماندوهای اسرائیلی به کشتی که پرچم ترکیه بر روی آن نصب بود اخطار دادند، و با نادیده گرفتن اخطارشان روانه این کشتی شدند، ترکها با چوب و چماق به جون کماندوهای اسراییلی افتاده و تعدادی را زخمی کردند، و اسراییلیها هم که از کشتن باکی ندارند، تورگها را به مسلسل بستند و تعداد ۹ نفر از آنها را کشتند و تعداد زیادی را زخمی کردند. به ناگاه جنگ مغلوبه شد و دولت ترکیه اسرائیل را تهدید کرد که ناوگان دریایش ( منظورشان از ناوگان دریایی همان ناتو است)را برای جنگ با اسرائیل خواهد فرستاد و یک سری حرفها و تهدیدهای تو خالی و مسخره و نمایشی که فقط باعث این شد که روابطش بظاهر با اسرائیل تیره شود. و وقتی اسرائیلیها متقابلاً دندان نشان دادند، تورگها به گوشهای خزیده و شروع به لیسیدن زخمهایشان کردند و یادشان رفت که قرار بود ناوگان جنگی خود را برای گرفتن انتقام آن ۹ نفر تورگ کشته شده بفرستند. و البته تمامی این نمایش رسانه ای برای مخفی کردن همکاری تنگاتنگ اسرائیل و تورگها صورت گرفت و همچنین برای اینکه تورگها براحتی در میان مردم خاورمیانه نفوذ کرده و برای اسرائیل به جاسوسی بپردازند.
مثال دیگر، روابط بسیار دوستانه سوریه و ترکیه تا چند ماه پیش بود، بطوری که بشار اسد و عردوغان با هم دیزی دو نفره میخوردند و روی درخت همدیگر یادگاری کنده بودند. این دوستی تا آنجایی بود که وقتی بهار عربی به سوریه رسید و مردم به هوای آن خواستند تکانی بخورند و بگیر و ببند شد، تعدادی از اهالی سوریه از ترس به ترکیه پناهنده شدند و عردوغان برای اینکه دوستیش را به بشار اسد ثابت کند، شبانه ریختند و به زنهای سوری در کمپهای پناهندگی در ترکیه تجاوز کردند، که البته خبرش بلافاصله از روی آنتنهای خبری پاک شد. این دوستی آنچنان محکم به نظر میرسید که بشار اسد بیچاره خواب اینکه ترکیه خنجر را تا دسته از پشت به قلب او فرو کند را نیز نمیدید. تا اینکه سوریه یک هواپیمای جاسوسی را که به خاکش تجاوز کرده بود را سرنگون کرد و تازه معلوم شد که این هواپیما مال کشور دوست و همسایه ترکیه بوده و تورگها تمامی مرزهای خاکی و هواییشان را در اختیار دشمنان سوریه قرار داده و از آنجا به تروریستهای داعش تورگ و اروپائی کمکهای اساسی میرسانند. دوباره جنگ مغلوبه شد، عردوغان سخنرانیها کرد و به سوریه اتهام دروغ بست و گفت که سوریه را بخاطر کشتن خلبانهای تورگی مجازات خواهد کرد. و بهمین خاطر دست به دامن ناتو شده و جنجالی در رسانهها آفرید، و وقتی بشر اسد با چند تا هلیکوپتر جلوی پای لشگر ترکیه را به رگبار بست، تورگها دوباره دم را لای پا گذاشته و به گوشهای خزیدند و حنجره چرکینشان بسته شد.

این عکس مربوط به روزهایی است که عردوغان هنوز به بشار اسد از پشت خنجر نزده بود و در مرحله جاسوسی بسر میبرد.
مثال دیگر ایران عزیز ماست، که این داستان دوست بازی با ترکیه و رساندن میلیاردها دلار نفتی به این کشور بی ارزش، و کمکهای بی دریغ مادی و معنوی به ترکیه ۳۳ سال در دستور کار آخوندهای نوکر اشغالگران غرب و اسرائیل بود و در عوض آنها نفرت از ایران و ایرانی را در بین ایرانیها پراکنده کردند و سعی در جدا سازی بخشی از کشور ما داشتند، و وقتی آخوندها با تو سری اردغان را راهی کشورش کردند، و تحویلش نگرفتند، تهدیدها کرد، خلیج پارس را نامی دیگر خواند، به پان تورگهای نوکرش دستور داد بطور مرتب و سیستماتیک اخبار جعلی و دروغین منتشر کنند و بدبختی مالی و فساد اخلاقی جامعه تورگ و ترکیه را به ایران نسبت داده و دروغهای مسخره گفته و ایرانیها را به این ترتیب تحقیر کنند، به پان تورگهای نوکر اطلاعات ترکیه دستور دادند که با طرفداری ظاهری از شاهزاده رضا پهلوی، مردم را به شورش دعوت کنند تا بلکه در ایران هم بگیر و ببندی شد و در شلوغیهای بوجود آمده اینها هم از فرصت و شلوغی سواستفاده کرده و اسلحهها را راهی شهرهای آذربایجان کرده و از این رهگذر بتوانند به مقاصد شومشان برسند و هزار پلیدی دیگر. و امروز وقتی دوباره از همه جا رانده و مانده شدند، برای اینکه دوباره زیر بال و پر آخوندها بروند، شروع به فحاشی به مردم آزادی خواه ایران و شاهزاده ایران کردهاند.
بقول مسلمانان، تورگها قبیلهای ترسو و بزدل از بربرها هستند که تا صد سال پیش در حاشیه شهرهای آباد ایران در چادرهای سیاه به شکلی کاملا حیوانی میزیستند و با سوءاستفاده از جنگ خانمانسوز جهانی نخست و کشته شدن مردان، به شهرهای ایران حمله کرده و زنان و سالخوردهگان را کشته و اسیر گرفته و مال و سرزمین آنان را صاحب شدند و از آنزمان تا کنون بر روی زمین فساد و نسلکشی و دزدی و غارت میکنند و دوستی یشان بیش از دشمنیشان خطرناک است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر