‏نمایش پست‌ها با برچسب ژان ژاک روسو. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ژان ژاک روسو. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، اردیبهشت ۲۱، ۱۳۹۱

ارزش هر کس بقدر خرد اوست


وقتی‌ تصمیم گرفتم در وضع و حال روحی‌ خود دقیق شوم، در گردش‌های تنهایی خود، از تفکراتی که در این گردش‌ها بمغزم می‌رسید، صورت برداری کردم. بزودی احساس کردم خیلی‌ دیر به این فکر افتادم، زیرا در این سنّ و سال، احساسات و تفکراتم مانند سابق زنده نیست، و چون روز‌های گذشته آن اشتغال و التهاب طبیعی را ندارد.

کم کم درک کردم و آزمایش‌های زندگی‌ مرا به این فکر انداخت و یقین حاصل کردم که در واقع، سرچشمهٔ تمام خوشبختی‌های انسان در خودمان وجود دارد و مردم دیگر قادر نیستند که ما را بدبخت سازند و به طور کلی‌ کسی‌ که بخواهد حقیقتا خوشبخت باشد، هیچکس قادر نیست، این خوشبختی را از او بگیرد.

این تفکّرات عمیق، این التهابات روحی‌ که در حال گردش‌های تنها برای من حاصل میشد از جمله لذایذ گرانبهایی بود که من آنرا مدیون دشمنان خود میدانم. اگر آنها با من دشمنی نمی‌کردند هرگز نمیتوانستم با این گنجینهٔ پر ارزشی که در اندرون انسانی‌ وجود دارد، پی‌ ببرم. و در بحبوحه اینهمه لذت‌های روحی‌ چنان مسرور می‌‌شدم که در عالم رویا بخواب شیرینی‌ فرو میرفتم.

تفکّرات تنهایی، ژان ژاک روسو



دوشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۹۱

ماه اگر حلقه به در کوفت، جوابش کردم



تا وقتی‌ که زنده‌ام، تنها می‌‌مانم، زیرا چیزی که بتواند مرا تسلی‌ بدهد در این جهان وجود ندارد، این چیز‌ها نه باعث امیدواری من است، نه اینکه آرامش خیالی برای من فراهم میسازد.

از این به بعد نباید و نمی‌‌خواهم غیر از خودم بکسی دیگر و چیز دیگر سرگرم شوم، بنابر این بهتر این است که در خودم فرو بروم با روح خودم صحبت کنم، زیرا روح من تنها موجودی است که مردم نمیتوانند، آن را از من بگیرند.

اگر با نیروی فکر توانستم اندرون خود را سر و صورت داده و بدی‌های آنرا از بین ببرم، زحمت من در این زمینه بی‌ اثر نمانده است، و با اینکه در روی زمین به هیچ چیز حساب نمیشوم، لااقل بقیه ایّام زندگی‌ خود را مفت و مسلم از دست نداده ام.

تفکّرات تنهایی، ژان ژاک روسو