‏نمایش پست‌ها با برچسب محمدعلی بهمنی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب محمدعلی بهمنی. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۹۶

با خزانت نیز خواهم ساخت خاك بی‌خزانم


تا گل غربت نرویاند بهار از خاك جانم
با خزانت نیز خواهم ساخت خاك بی‌خزانم

گرچه خشتی از ترا حتی برویا هم ندارم
زیر سقف آشنایی‌هات میخواهم بمانم

بیگمان زیباست آزادی ولی من چون قناری
دوست دارم در قفس باشم كه زیباتر بخوانم

در همین ویرانه خواهم ماند و از خاك سیاهش
شعرهایم را به آبی‌های دنیا میرسانم

گرتو مجذوب كجا آباد دنیایی من اما
جذبه‌ای دارم كه دنیا را بدینجا میكشانم

نیستی شاعر كه تا معنای حافظ را بدانی
ورنه بیهوده نمی خواندی بسوی عاقلانم

عقل یا احساس؟ حق با چیست؟؟ 

پیش از رفتن‌ ای خوب
كاش میشد این حقیقت را بدانی یا بدانم.

محمدعلی بهمنی

سه‌شنبه، مهر ۱۶، ۱۳۹۲

مردم ازاده بگویند مریزاد


این سیب که ناچیده بدامان تو افتاد.



من با غزلی قانعم و با غزلی شاد
تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد
ویرانه نشینم من و بیت غزلم را
هرگز نفروشم بدو صد خانه آباد
من حسرت پرواز ندارم بدل آری
در من قفسی هست که میخواهدم آزاد
ای بال تخیل ببر آنجا غزلم را
کش مردم آزاده بگویند مریزاد
من شاعرم و روز و شبم فرق ندارد
آرام چه میجویی از این زاده اضداد ؟
میخواهم از این پس همه از عشق بگویم
یک عمر عبث داد زدم بر سر بیداد
مگذار که دندانزده غم شود ای دوست
این سیب که ناچیده بدامان تو افتاد.
محمد علی بهمنی