بسیاری از پارسیزبانان عبارت «کرسی شعر» را نهتنها درست تلفظ نمیکنند، بلکه معنای دیگرایرانیان ی از آن مراد میکنند! برخی مردم گاهی واژهای را نادرست تلفظ میکنند و همان اشتباه بر سر زبانها میافتد. تا پنجاه سال پیش مردم در زمستان برای گرمشدن دور کرسی مینشستند و گاه برای سرگرمی و وقتگذرانی چرتوپرتهایی به هم میبافتند و میخندیدند. ولی امروز مردم این سخنان چرندوپرند را که «کُرسی شعر» نامیده میشد بد تلفظ میکنند و چیز دیگری از آن میفهمند؛ این را نیز باید افزود که سخنان دور کرسی همیشه هم بیهودهگویی و چرندوپرند نبوده است.
نمایش پستها با برچسب لغتنامه دهخدا. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب لغتنامه دهخدا. نمایش همه پستها
سهشنبه، تیر ۰۲، ۱۳۹۴
«کرسی شعر»
بسیاری از پارسیزبانان عبارت «کرسی شعر» را نهتنها درست تلفظ نمیکنند، بلکه معنای دیگرایرانیان ی از آن مراد میکنند! برخی مردم گاهی واژهای را نادرست تلفظ میکنند و همان اشتباه بر سر زبانها میافتد. تا پنجاه سال پیش مردم در زمستان برای گرمشدن دور کرسی مینشستند و گاه برای سرگرمی و وقتگذرانی چرتوپرتهایی به هم میبافتند و میخندیدند. ولی امروز مردم این سخنان چرندوپرند را که «کُرسی شعر» نامیده میشد بد تلفظ میکنند و چیز دیگری از آن میفهمند؛ این را نیز باید افزود که سخنان دور کرسی همیشه هم بیهودهگویی و چرندوپرند نبوده است.
شنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۹۴
چرا ایرانیان در مقام آرزوی عمر دراز برای دیگری میگویند: «امیدوارم ١٢٠ سال زنده باشی» و نمی گویند ١٠٠ یا ١۵٠ ساله بشی و مانند اینها؟
![]() |
| برگرفته از نقاشی کاخ های ایرانی ,کار نقاشان بزرگ ایرانی , پیش از حمله قاجار به ایران . امروزه نقاشی های نقاش های ایرانی تماما در دیوار های کاخ ها و موزه های اروپایی بنام اروپایی ها نصب شده است |
آش
ایران را با عنوان کشور مادر در دنیا میشناسند. ایران را همچنین با عنوان کشور گلها, کشور پرندگان , کشور شاهان, کشور هنر, کشور معماری, کشور شاعران و نویسندگان , کشور شعر و ادبیات, کشور علم و اختراع و کشور خوراک و آشپزی و پخت و پز نیز مینامند. فرهنگ خوراک ایرانی آنچنان غنی است که تنها ۴۸۰ نوع پخت آش در آن وجود دارد .در زیر تعریف آش و نام تعدادی از انواع آشها که از دیرباز در ایران پخت میشده و میشود لیست شده است.
آش : آنچه پزند از خوراک . خوراک رقیق آشامیدنی .
رزق تن پاک همه باطل و ناچیز شود
گر نیاید پدر تاش تکین بر دم آش .
ناصرخسرو.
این آشها را خردمندان فرشتگان از سرای بهشت دست به دست کرده اند و این آشها را می فرستند و دو تن فرشته برهر خوان ایستاده اند و محافظت می کنند. (کتاب معارف).
و از تو هم بخورند از کژدم و مار و پرنده و بر آش جهان ترا نواله کنند. (کتاب المعارف ).
تا تو در بند قلیه و نانی
کی رسی در بهشت رحمانی
خوردن اینجا روا نمیدارند
در بهشت آش و سفره کی آرند
در بهشت ار خوری جو و گندم
هم ّ آدم کنی پی خود گم .
اوحدی .
هرچه در وجه آش و نان تو نیست
بفشان و بده که آن تو نیست .
اوحدی .
طعامی خاص که باقسام پزند روان و با برنج و غالباً با سبزی و حبوب و دانه ها و ترشی ها و چاشنی ها. و این همان ابا و با و وا باشد :
نه همچو دیگ سیه رو شوم ز بهر شکم
نه دست کفچه کنم از برای کاسه ٔ آش .
پور یمین .
مطبخی را دی طلب کردم که بغرائی پزد
تا شود زآن آش کار ما و مهمان ساخته .
کاتبی ترشیزی .
یکشنبه، اسفند ۱۱، ۱۳۹۲
بخشی از لغتنامه دهخدا با سانسور!
دانلود حروف، آ، ب، پ، ت، ث، ج، چ، خ، د، ذ، ر، ض ، گ، ل، م، ن، و... از لغتنامه دهخدا با سانسور جمهوری کثیف اسلامی و آخوندهای دشمن ایران و ایرانی که حتی به لغتنامه دهخدا هم رحم نکردند و یک شیر پاک خورده هم نیست بپرسه چرا لغتنامه را سانسور و مخدوش میکنید، بی پدرای عرب پرست، چقدر دشمنی آخه، چرا همه چیز این ملت را نابود میکنید؟؟؟
دانلود








