پنجشنبه، بهمن ۱۸، ۱۴۰۳

فرمول خدا


خدائی که همه جا هست




در دانش فیزیک فرمول معروفی وجود دارد که به آن فرمول انرژی و یا فرمول انیشتین میگویند، چراکه او را کاشف این فرمول میدانند. و البته پاسخی برای این پرسش نیست که جرا انیشتن بدنبال پاسخ چگونگی این فرمول، بسراغ آخوندهای ایران آمده بود. به تصور اینکه هرکه دستار و عبای دانشمندان دوران امپراتوری صفوی را بر تن دارد، لابد چیزی حالیش است. و بیچاره خبر نداشت که آخوندها در واقع بازماندهگان قبایل بربری هستند که در زمان جنگ جهانی اول با سوءاستفاده از خلاء قدرت مرکزی در ایران، بربر منشانه ریختند و زنان و کودکان و سالخورده گانی را که در شهرها باقی مانده بودند، سربریدند و شهرهای آباد و زیبا را غارت کردند و سپس به آتش کشیدند. و تنها زمانی که رضاشاه بزرگ قشون قزاق را که کسی حریفشان نبود و از جانبازان رضاشاه هم بودند، براه انداخت و ایران را از تجزیه و ویرانی بیشتر حفظ کرد و مانع کشتار مردم ایران توسط بربرهای تورگ و عرب و عبری و انگل ساکسونی شد، این جانوران که اکثرا عبری بودند، عبا و دستارهائی که دزدیده بودند را بر تن کرده و خود را مرشد و معلم وانمودند. تا از دستگیری و مجازات خود را نجات دهند. و بعدها از این طرفند برای مفت خوری و ثروت اندوزی و کنترل مردم نهایت سوءاستفاده را بردند. و شبانه روز برای مردم از داستانهای خیالی احمقانه ای که میساختند داد سخن گفته و از درون جامعه متمدن ایران را خوردند تا آخر که منجر به فتنه ۵۷ غربیها و اشغال ایران توسط شغالان شد.
بهرحال انیشتین برای حل فرمولی که گفته میشود از آن اوست( احتمالا فرمول خیام کبیر و یا خوارزمی و یا پورسینا و ریحان بیرونی و یا یکی دیگر از دانشمندان ایرانی است که ترجمه شده است)بدنبال پاسخ بود و هنوز هم همه بدنبال پاسخ این فرمولند.
فرمول چیست؟
فرمول انرژی میگوید، انرژی برابر است با ماده در سرعت نور بتوان دو. میگوید، اگر ماده، جرم و یا جسمی، با سرعتی معادل سرعت مضاعف نور( سیصد هزار در سیصدهزار کیلومتر بر ثانیه) حرکت کند، تبدیل به انرژی میشود. یعنی اگر من سیبی را با بازوانی اهورای پرت کنم و آن سیب با سرعتی مضاعف سرعت نور بحرکت درآید، دیگر سیبی وجود نخواهد داشت و درعوض انرژی تولید خواهد شد.
این فرمول بیان می‌کند که جرم و انرژی قابل تبدیل به یکدیگر هستند. به این معنی که مقداری از جرم می‌تواند به مقداری انرژی تبدیل شود و برعکس.
براساس قانون بقای ماده و انرژی خیام کبیر، ماده و انرژی از بین رفتنی نیستند و مرتبا از شکلی به شکل دیگر درمیآیند. یعنی ماده تبدیل به انرژی میشود و انرژی تبدیل به ماده.
انیشتن و سایر فیزیکدانان جهان بدنبال این هستند که چرا خیام کبیر این فرمول را نوشته است. چراکه در دنیائی که ما میشناسیم، هیچ ماده و یا جرمی را نمیتوان یافت که در ظاهر توانا به حرکت با چنین سرعت هولناک باشد. و منظور خیام کبیر از نوشتن این فرمول چیست و در کجا این فرمول را مینوان استفاده کرد.
برداشتی که فزیکدانان از این فرمول داشتند، این بوده که دستگاهی بسازند که بتواند یک جرم را با چنین سرعتی بحرکت درآورد. تا بتوان انرژی بزرگی را از آن تولید کرد. اساس این تفکر از آنجا ناشی میشود که در زمان جنگ جهانی دوم، آلمانها موفق به ساخت بمب های بسیار قوی شده بودند که انگلیسیها دو تای آنها را خرج ژاپن کردند، چرا که از پس ژاپنی ها برنمیآمدند. و نامش را بمب اتمی گذاشتند. و همه آنچه که در رابطه با ساخت سلاح های اتمی و غنی سازی اورانیوم ووو در دنیا مطرح است از اینجا ناشی میشود.
اما معنای واقعی این فرمول چیست و درکجا استفاده میگردد؟
تاکنون هیچیک از فیزیکدانان بزرگ نتوانسته اند منظور از نوشتن این فرمول توسط خیام کبیر را بفهمند، و پاسخی علمی برای آن داشته باشند. ولی از نظر فلسفی و برطبق مثنوی این فرمول، فرمول چگونگی اثبات خدا است.
چگونه؟
در تمامی متون باستان که در رابطه با آفریدهگار وجود دارد، به مشخصات مشترکی برای او میرسیم.
مثلا:
خداوند نامکان و نازمان است. ولی در همه جا و در همه زمان هم موجود است.(تعریف انرژی)
خداوند بوجود آمدنی نیست و از بین رفتنی هم نیست.(تعریف انرژی)
خداوند بزرگ و مهربان است.(تعریف انرژی)
خداوند آگاه و مسلط و مقتدر بر همه چیز است.(تعریف انرژی)
خداوند در ذات همه چیز است.(تعریف انرژی)
و تنها خداوند است که میتواند با سرعتی غیرقابل تصور در حرکت باشد.(تعریف انرژی)
و اگر آدمی جسمی شود که توانا به حرکت با سرعتی معادل سرعت نور در نور، شود، «نور علا نور» و یا خدا خواهد شد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر