جمعه، اسفند ۱۸، ۱۴۰۲

پرس پرسه پارس


اساتیر ایران



یكى از معانى واژه «پرس» حجاب و پوشش است. و پرسپ چامه های الوان و حریری را نیز میگویند که در ایام جشنهاى نوروز و جشن هاى ایرانى بطور كلى، به جهت زینت و آرایش بر در و دیوار و سقف خانه ها و بازارها و خیابانها میكشیدند.
واژه «پرس» همچنین نام ایران در کتب باستانی است كه آن را از نام پارسه از عهد امپراتورى هخامنشی گرفته اند. نام پارس در کتیبه های داریوش، پارسه و در تاریخ هرُدوت «پرسر» و در کتب تاریخى بسیارى «پرسیس » و در تاریخ بطور كلى «پرسین» است. در تاریخ راجع به نژاد پارسیان آمده است كه، پارسی ها را آریایى میگفتند و پارسیها نیز خود را چنین میخواندند. منشاء این نام از آنجاست كه در فلات قاره ایران خدایان میزیستند و شگفتى میآفریدند و پرسه پسر زئوس از دانایه بود.
زئوس كیست؟
زئوس یا ژوپیتر، پادشاه خدایان و فرمانروای تمام آتشكده هاى واقع در کوه المپ(دماوند)است. گفته میشود كه نام زئوس مربوط است به کلمهٔ dios به معنی «درخشان». واژه زئوس با بخش نخست واژه لاتین ژوپیتر «Jupiter» و واژه مورد کاربرد برای روز، پیوند دارد.
زئوس ایزد آسمان رخشان و نیز توفان نیز بشمار می‌رفت و به همین دلیل سلاح او آذرخش(تیر آتشین)بود که آن را به سمت کسی که او را ناخشنود کرده، پرتاب می‌کرده‌است. مواردی که او را بسیار خشمگین می‌کرد دروغگویی، پیمان‌شکنی و خیانت بوده‌است. از دیگر نشانه‌های او می‌توان به عصای سلطنتی، درخت بلوط(جنگلهاى بلوط در البرز) عقاب و سپرش (ققنوس و سپر ساخته شده اش از پوست بز) اشاره كرد. داستان زئوس یا ژوپیتر همان داستان فریدون شاه در شاهنامه است. بدین ترتیب كه کرونوس پادشاه(ضحاگ) که مانند ضحاک پدر خود را کشته است، خواب میبیند که توسط فرزندى كه بدنیا میآید، سرنگون خواهد شد. بهمین دلیل نوزادان را می‌بلعید. اما زئوس (فریدون) توسط همسر كرونوس و مادرش (ریا و گایا. ریا دختر گایا، همسر كرونوس و مادر زئوس است كه در شاهنامه فرانك نامیده شده و مادر فریدون شاه است)نجات پیدا میكند. بدین ترتیب كه ریا كه همسر كرونوس است و كرونوس تمامى نوزادان او را بلعیده، سنگ بزرگی را در قنداق‌ زئوس قرار داده و به جاى قنداق زئوس (فریدون)به کرونوس (ضحاگ) میدهد، وی نیز که فکر می‌کرد این سنگ بزرگ زئوس است آن را به جای زئوس میبلعد. و به خفگى مى افتد. ریا نیز از این فرصت استفاده کرده و به او میگوید كه دیگر نمیتواند نوزاد ببلعد و جانش در خطر است. پس او را به غاری در کوه‌های دیکتی واقع در کرت برده و مخفى میكند. (ضحاگ را برده و در غارى در كوه دماوند از رشته كوه هاى البرز مخفى میكند.) و در آن‌جا از بزی مقدس به نام آمالتیا به گلوى كرونوس كه بجز آب و شیر چیز دیگرى از گلویش پایین نمیرفته، میخوراند. زئوس كه در قنداقى است كه در گلوى كرونوس گیر كرده، با شیرى كه ریا به كرونوس میخوراند، تغذیه كرده و بزرگ میشود. این بز بعدها به‌عنوان پرستار زئوس نامیده میشود.( در شاهنامه، فریدون شاه نوزاد در دامنه كوه دماوند توسط گاوى كه به او شیر میدهد بزرگ میشود كه بعدها به او گاو پرستار فریدون شاه میگویند). پس از اینكه زئوس بزرگ میشود، با کرونوس و دیگر تیتان‌ها(ضحاگ و آل و یا خاندان او) وارد جنگ شده و آن‌ها را شکست داده و سرنگون میكند. و بچه‌های بلعیده شده را توسط معجونی از مس تند و شراب که متیس(زن كیمیاگر كه بعدها زن زئوس میشود) ساخته بود از شکم کرونوس بیرون آورده و به همراه آن‌ها کرونوس را تا ابد در تارتاروس(جهنم زیر زمینى)زندانی میكند(بر طبق شاهنامه فریدون شاه، پس از پیروزى بر ضحاگ، او را تا ابد در غارى در كوه دماوند به زنجیر میكشد). سپس با برادرانش براساس قرعه، فرمانروایی گیتى را میان خود و برادراتش، پورییدن و هادس تقسیم میكنند. (در شاهنامه فریدون شاه فرمانروایى گیتى را میان سه پسرش سلم، تور و ایرج تقسیم می‌کند). زئوس فرمانروای آسمان و زمین شد، (ایرج فرمانرواى ایران و یا كل زمین شد) پوزییدون فرمانروای دریاها( تور فرمانرواى توران) و جهان زیرزمینی و دوزخ هم نصیب هادس (سلم هم فرمانرواى روم) میشود.
اما نام پارس از كجا میآید؟ پس از پیروزى زئوس بر كرونوس(فریدون شاه بر ضحاگ)، زئوس نزد کفه پسر بلوس رفت و دختر وی آندرومدا(١) را بزنی گرفت و از این دختر پسری بیامد كه او را پرسس نامیدند، که در نزد کِفه بماند. بعد چون کِفه اولاد ذکور نداشت تمام ملت را به اسم پرسس ، پرس ( پارسی ) نامگذارى كردند.» رجوع به تاریخ ایران باستان ص ۷۳۰ و پرسس و پرسه شود.


فرانك مادر فریدون شاه

پاورقى
(١)آندرومدا، و یا زن به زنجیر كشیده، نام یکی از صورت‌های فلکی در شمال استوای آسمانی است که بزرگ‌ترین کهکشان همسایه به کهکشان راه شیری با نام کهکشان آندرومدا در آن دیده می‌شود. آندرومدا یکی از ٨٨ صورت فلکی است که توسط اخترشناس ایرانى لیست شده‌اند و همچنین یکی از ۴۸ صورت فلکی امروزی است. نام این صورت فلکی برگرفته از نام آندرومده دختر کاسیوپه در اساتیر ایران است که به صخره‌ای زنجیر شد تا توسط کتوس هیولای دریا، خورده شود. آندرومدا به همراه چندین صورت فلکی دیگر که همگی بر اساس شخصیتهای افسانه پرسیوس نامگذاری شده‌اند، در شبهای پاییزی در نیم‌کره شمالی واضح‌ترین حالت را دارند. به دلیل میل شمالی آن، آندرومدا تنها از نقاطی که در شمال عرض جغرافیایی ۴۰ درجه جنوبی قرار دارند قابل مشاهده است و برای نقاطی که در جنوب عرض جغرافیایی ۴۰ درجه قرارمی‌گیرند پایین‌تر از افق است. آندرومدا با مساحتی برابر ۷۲۲ درجه مربع، یکی از بزرگترین صورتهای فلکی است. این مساحت ۵۵٪ اندازه بزرگترین صورت فلکی (مارباریک)و بیش از ۱۰ برابر کوچکترین صورت فلکی (چلیپا) است. از کتاب صورتهاى فلكى اثر رحمان صوفی. رحمان صوفی رازی، ستاره‌شناس ایرانی سدهٔ سوم و چهارم هجری (حدود ۹۶۴ میلادی)، نویسنده کتاب صورتهاى فلكى یکی از هزاران اخترشناس ایرانی است که کهکشان آندرومدا را در کتاب صورتهاى فلكى گزارش کرد. وی مانند دیگر منجمان ایرانی کاشف کهکشان ها و سحابی های خارج راه شیری است و نیز به محاسبه زمان طولانی «سحابی‌های متغیر» پرداخت. او پژوهش کاملی در مورد کهکشان آندرومدا انجام داد که این نخستین رصد ثبت‌شده از این کهکشان است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر