راه سوم

قرمز یا آبی؟ در جهت جریان آب شنا کردن یا در جهت مخالف دست و پا زدن؟ همرنگ جماعت بودن یا کناری ایستادن و زخمها را دیدن و فریاد زدن؟ بد یا بدتر؟ راحت طلبی یا حقیقت؟ در فقس بیخیال از خوراک و خواب و امنیت بودند یا در سینه کش آسمان پرواز کردند و هر لحظه با مرگ روبرو شدن؟
از من میپرسی؟ هیچکدام. من رنگ دیگری را برمیگزینم.
چراکه این سیاه و سپید دیدن، این بر سر دو راهی قرار داشتن و این ناگزیر بودن، تربیت استعماری و کار احمقهاست و برای خردمند حقیقت ندارد.
همیشه راه سومی هست که تنها کسانی آنرا مییابند که از سرمایه جاودانی شان یعنی مخ و خرد خود استفاده میکنند.
مثلا گربه هم راحت طلب است، هم آزاد. هم با مالیدن خود بصاحبش و انتقال موجودات خارش آوری که او را میآزاد به صاحب! که اینکار را بپای ناز بودن و کرشمه گربه میگذارد، او را میفریبد و از مهر او برخوردار شده و خوراک و جای خواب رایگان و بی منت بدست میآورد. و درحالیکه از شر خارش هم رها شده، بدون قلاده بهرجا که بخواهد رفته و هر کاری دوست دارد انجام میدهد.
و یا کبوترانی که بظاهر جلد (جلب) شده اند و خوراک و جای مطمئن دارند ولی در آسمان آزادانه پرواز میکنند.
یا کمدینی که هر چه بخواهد میگوید و تازیانه شماتت را تا بالاترین نقطه ممکن بالا برده و آنچنان سریع و سهمگین مینوازد که مانند گاز گرفتن کوسه مدتی طول میکشد تا دردش حس شود و بدین ترتیب از شر ظالم و دشمنان در امان است.
اینها نمونه هایی از راه های سومی هستند که هر دو طرف را شاد میکند! بله همیشه راه دیگری هم موجود است. و نیاز به انتخاب بین این یا آن نیست.






هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر