یکشنبه، اردیبهشت ۲۰، ۱۳۹۴

این دستهای غیبی

این دستهای غیبی




آدمایی مثل ما احتیاج به زندان ندارند، ما خود سازنده قفس‌ها و میله‌ها ایم.
آخر و عاقبت کسانی‌ که مثل ما زندگی‌ میکنند، ناکجا آباده، بعد تعجب می‌کنیم چگونه به اینجا رسیدیم و چرا راه رهایی نیست، چرا اسیریم؟
یک چیزی در درون آدمایی مثل ما شکسته، یک چیزی کم داریم که دیگران دارند، یک چیزی که باعث می‌شود آدمای دیگه، سرشان را بندازند زیر و زندگیشان را بکنند و دربارهٔ آینده خواب‌های طلایی ببینند، خواب‌هایی‌ که برای آدم هایی مثل من و تو، وجود نداره!
چرا؟
بخاطر کارایی که کردیم، انگار دست‌های غیبی، ارواح سرگردانی هستند که نمی‌گذارند ما روی آرامش را ببینیم
گور بابای همهشون.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر