شنبه، دی ۲۰، ۱۳۹۳

ابدال خداوند بر روی زمین


کار مردان روشنی و گرمیست، کار دونان حیله و بی‌شرمیست



واژه ابدال بمعنی و چم، نیمه خدا و بدل خداست که به هفتاد و دو تن‌ زن و مرد که فر ایزدی با خود دارند، اطلاق میشود. در فرهنگ لغت برای ابدال معانی: اخیار، زنان نیک، نیک مردان، آدمیان خدا، هفت تنان پروردگار، سرهنگان درگاه حق و غیره آمده است. ولی‌ تاریخ آن برمیگردد به یک تفکر معنوی از ایران باستان.

ایرانیان باستان معتقد بودند که هفتاد و دو تن‌ زن و مرد که فر ایزدی با خود دارند، آدمیان یزدان هستند که از طرف او بر روی زمین میچرخند، و آموزگار مردمند و نگاهدار نیکو کاران و پارسایان. و هر گاه یکی‌ از آنان می‌میرد، خداوند دیگری را بجای او بدنیا میاورد. به این ۷۲ تن‌ ابدال و یا بدل خداوند می‌گویند. و هر کدام مسئول رهبری یک ملتند که در مجموع هفتاد و دو ملت بر روی زمین میبایست وجود داشته باشند. مات هفتاد و دو ملت از دو و هفتاد اویند.
شناخت این هفتاد تن‌ که ابدال خداوند اند برای همه آسان نیست و کار هر کسی‌ نیست. و عده‌ای هستند که با نیرنگ و حیله گری خود را بعنوان یکی‌ از این آبدال جا میزنند و مردم را گمراه میکنند، و مولانا میفرماید خلق از آنجا گمراه شدند، که هر مدعی را بجای ابدال گرفتند. و بجای الگو برداری از مردمان پارسا و پرهیزکار و راستین و ایزدی، از کسانی‌ الگو برداشتند که شاگردان ابلیس و مکار بودند.
جمله عالم زین سبب گمراه شد
کم کسی ز ابدال حق آگاه شد
و شاید فلسفه ساخت آخوند برای ایرانیها، و دین ‌شیعه با تکیه بر این اعتقاد ایرانیان بوده که اغیار‌ با آگاهی‌ از کتب ایرانی‌ به آن دست یافتند. و انتخاب نام شیخ، مولوی‌ ، مولانا، که در ایران به آن مولا می‌گویند، و قرار دادن وظیفه راهنمایی مردم برای این جماعت فاسد و گمراه از این جهت است.
آبدال در بین ایرانیان معمولا پادشاهانشان بودند، که فر ایزدی با خود داشتند، و در دنیا به پارسایی مشهور و معروف بودند.
بعد‌ها این داستان در ادیان دیگر کپی شد و به شکل دلخواه آنان نوشته شد. مثلا در اسلام آمده است: ابدال گروهی برگزیده از پارسایان و راست کرداران پروردگار را گویند که هیچگاه زمین از آنان خالی نباشد و جهان بدیشان برپایست و آنگاه که یکی از آنان بمیرد پروردگار توانا دیگری را بجای او برانگیزد تا آن شمار که به گفته‌ای هفت و بقولی هفتاد و دو تن‌ است همواره کامل ماند. این گروه بدانچه خدای از رازها در حرکات و منازل ستارگان و کهکشان‌ها نهاده آگاهند و از ندیده‌ها و نشنیده‌ها و نخوانده‌ها بهره دارند و به آنچه دیگران نمی‌بینند، نمی‌شنوند و نمی‌بینند توانا هستند . و آنان که ابدال را هفت تن شمارند گویند یک زوج و یک فرد نیز با این هفت است و هر سرزمین از هفت سرزمین آباد ( بر طبق شاهنامه و به گفته فردوسی‌ کبیر در دوران باستان تنها ۷ اقلیم آباد بر روی کره زمین وجود داشته است که به آنها سرزمین‌های هفتگانه می‌گفتند ) به یکی از آن هفت تن‌ تعلق دارد. و هر یک بدل پیغامبری از پیغامبران باشند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر