امام زین العابدین بیمار، توسط یک سنگ خلیفه مسلمین شد!
هنگاميکه امام حسين به شهادت رسيد بين امام سجاد و محمد پسر حنفيه فرزند علی بر سر امامت اختلاف افتاد محمد پسر حنفيه به امام سجاد گفت تو خودت بهتر ميدانی که من از تو لايقتر هستم. و امام سجاد در جواب گفت پاسخ تو را سنگ سیاه ميدهد! و دعوت کرد که به آنجا بروند. آنگاه محمد پسر حنفيه سنگ سیاه را صدا زد و هيچ جوابی نشنيد اما تا امام سجاد سنگدسیاه را صدا زد سنگ بصدا درآمد و گفت امامت مال علی پسرحسين است و نزديک بود سنگ سیاه از جا کنده شود!
(منبع: اصول کافی، جلد يک ص ۳۴۸ وری طبرسی ۲۵۸) آنوقت به بت پرستها ایراد میگرفتند چرا سنگ و چوب میپرستید! خوب وقتی یک سنگ میتواند حرف بزند، چرا او را بعنوان خدا نپرستند؟
منظور از سنگ سیاه، سنگ مکعب شکل یکپارچه ای بود که ایرانیان داخل آنرا تراشیده و مرکز نجوم پارسها در حجاز بود. این سنگ سیاه که به آن سنگ خارا میگفتند، از جنس عناصر زمینی نبود. و معلوم نیست منشاء آن از کجا بود. بهرحال پس از جنگ جهانی اول و حمله وحشیها و کشتار میلیونها ایرانی، و تجزیه دو سوم ایران و ویرانی و سوزاندن ایران کنونی که همان بهشت وعده داده شده بود، این منطقه حجاز هم از ایران جدا شده و به دست انگل استانیها افتاد که ضمن غارت اموال درون آن، برای پول سازی آنرا قبله مسلمین و کتبه نامیده و زیارت آنرا برای مسلمین اجباری کردند و بدین ترتیب سالیان زیادی این سنگ منبع درآمد سرشار آنان بود و هنوز هم هست. پس از فتنه ۵۷ در ایران و اشغال ایران توسط غرب و اسرائیل، این سنگ سیاه مکعب شکل یکپارچه بجای نامعلومی منتقل و بجای آن با آجر و سنگهای معمولی یک بنای مکعب سیاه ساخته و رویش هم پارچه سیاه کشیدند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر