قاری قرآنی که آواز و صدای ناخوشایندی داشت، بلند بلند قران همی خواند.
صاحب دلی از کنار او گذشت و پرسید: برای خواندن قران چقدر مزد میگیری؟
گفت: هیچ.
پرسید: پس این زحمت رو چرا به خودت میدهی؟
گفت : از بهر خدا میخوانم.
گفت: از بهر خدا مخوان.
گر تو قران بدین نمط خوانی
ببری رونق مسلمانی.
گاهی با کسانی روبرو میشوی که به بهانه وطن دوستی آنچنان دلایل احمقانهای در دفاع از وطن و ضدیّت با دشمن آن میآورند که انگشت حیرت بی اختیار به طرف دهان رفته و آنجا گزیده میشود. در چنین هنگامی یاد جمله معروف «دفاع بد، بدتر و کاری تر از هزار بار دشمنی است» میافتی و حکایت بالا.
پیش از اینها، برای اینکه دشمنی را خراب کنند، بی آبرو سازند، نابود کنند، جمیع خردمندان جمع میشدند و ساعتها تفکر میکردند و هزاران راه و چاه میتراشیدند، ولی امروز، برای انجام همهٔ این کارها، احمق استخدام میکنند، و ازش میخواهند تا از دشمنشان دفاع کند. به همین سادگی. چرا که امروز بشر به این نتیجه رسیده که در حماقت قدرتی است که در خرد نیست.
بقول سعدی شیرین سخن:
احمق را ستایش خوش آید چون لاشهای که در پوستش بدمند و بادش کنند تا فربه شود و وقتی فربه شد، ببرد رونق آدمی و انسانی.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر