جنتی عطائی

بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را
و عاشقانه گذر کردم
از حیاط های ازدحام و انزوا
از حیاط های کودکان هدر
و زنان پا به زا
استواران لغوه
کبوتربازان زمینگیر
و پیرزنان لاجورد و گرد آجر
از حیاط های رخت و رخت و رخت
از حیاط های حوض های غسل و وضو
از حیاط های زن پدر و نشانده
هوو، پدر خوانده
از حیاط های قرض و قسط و مساعده
روضه، نذر، دخیل
از حیاط های رادوی، تپاز
راشد و مهوش
از حیاط های گلپا و یاحقی
از حیاط های اسمیرنوف
شلاق
نعره های پدر
و هق هق مادر
از حیاط های امید های مبهم و رؤیا
بر دوش خسته کشیدم
ترانه هایم را و
عاشقانه گذر کردم
از کوچه های پرسه و پس لیس
از کوچه های چولی
کولی و سک سک
از کوچه های نسق
حیدر حیدری
و قرق
از کوچه های هیئت، کتل، زنجیر
از کوچه های تاج، پرسپولیس
بهمنش و قلیچ
از کوچه های نگاه های خواستار
و سلام خای سرخ آبی
از کوچه های دیدار های پنهان
سایه های مشکوک
نفس بریدگی
از کوچه های مشیری، فروغ
از کوچه های خاطرات مکتوب
و بلوغ
بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را
و عاشقانه گذر کردم
از شهر های انتقال
مهاجرت
تبعید
از شهرهای گنبد
باغ ملی
بازار
از شهرهای هل، گلاب، فرش، چای
از شهرهای دوچرخه، ترن، هواپیما، قاطر
از شهرهای پاسبان، دژبان، ژاندارم
از شهرهای پایگاه، پادگان، پاسگاه
از شهرهای زرد زخم، صرع، خوره
از شهرهای فقر، مرگ
و نفرین مادران
از شهرهای ژنرال ها
حکومت نظامی و انتخابات
از شهرهای رود، کوه، دشت
از شهرهای هدایت، جلال، ساعدی، صمد
از شهرهای وداع های معطر
و اشک
بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را
و عاشقانه گذر کردم
از خیابانهای پلکارد
و گاردن پارتی
ساندویچ، آبجو، زر
از خیابانهای بخت آزمایی
فال، تصنیف
از خیابان های کیهان، اطلاعات
از خیابان های قصیر، گاو و مغول ها
از خیابانهای منفردزاده، داریوش
وثوقی، گوگوش
از خیابان های مشاعره، جدول، صف
از خیابان های تعزیه، غزل، سرود
از خیابان های راهپیمائی
اعلامیه
قطعنامه
قیام
از خیابانهای مجاهد، چریک، پیش مرگ
از خیابان های طویل بی برگشت
و بغض
بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را
و عاشقانه گذر کردم
از اتاقهای آخرین تردید، اولین بوسه
از اتاقهای رنگی پوستر
پله، تختی، کلی
و تیم ملی فوتبال
از اتاقهای نقشه، مینیاتور
و خط نستعلیق
از اتاقهای جنگ شکر، پاشنه آهنین، مادر
از اتاقهای بحث، انشعاب، انگ
از اتاقهای مصدق، مائو
استالین، و علی
از اتاقهای ختفا، گریم
لو رفتن
از اتاقهای تفتیش، دستبند، بی سیم
از اتاقهای کابل، قپان، بازجو
و تردید
از اتاقهای سرد تو در تو
و هق هق
بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را
و عاشقانه گذر کردن
از سلولهای ترسهای بسیار و امید های اندک
از سلولهای خود آموز و دیکشنری
از سلولهای یقلاوی
سه سیگار روزانه
و شبان مقطع کابوس
از سلولهای دغدغه، دوار، درد
از سلولهای زخم، عفونت، ورم
از سلولهای شمارش آجر، قدم، میله
از سلولهای حیاط، هواخوری، رمز
و حسرت یک آغوش
از سلولهای چه گوارا
شریعتی و خوجه
از سلولهای فریب دادن زندانبان
فریب دادن خویش
از سلولهای فراموش کردن
بخاطر آوردن
از سلولهای اشک های یاغی
و غضب های رام
و امید
بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را
و عاشقانه گذر کردم
از سالهای ناست، خضاب، ادکلن و فرخزاد
از سال های کنکور، کار و اجباری
از سال های بن بست، جمعه، کمکم کن، شب
از سالهای شاملو، اخوان، نیما
از سالهای سارتر، فلینی، برشت، جشن هنر
از سالهای اعتصاب، گاز اشک آور، دود، لاستیک
از سالهای نعش، اوین، چیتگر
از سالهای پویان، رضایی، خسرو و کرامت
از سالهای جهل، توطئه، فریب
از سال های قتلعام انقلاب
از سالهای سایه روشن سیال
و شک
بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را و عاشقانه
گذر کردن
تا با دهان کوچک تو بخوانم
آواز سرزمین صبورم را
در جشن زاد روز کودک اینده
بر دوش خسته کشیدم ترانه هایم را و عاشقانه گذر کردم.
ایرج جنتی عطایی
آوازهای سرزمین صبوری