یکشنبه، فروردین ۰۳، ۱۴۰۴

گل لوتوس یا نیلوفر آبی گل ملی ایرانیان


گل نیلوفر آبی گل ملی ایرانیان



در قدیمی‌ترین اثر حماسى ادبی برجسته بازمانده از دنياى باستان، الواح حماسى گيل گمش، كه مربوط به بيش از ۶ هزار سال پيش ميشود، و آنرا بعنوان اولين شاهنامه ايرانيان ميتوان ناميد، حماسه اى ديگرى از تاريخ انسان آريايى و چگونگى پيدايش بشر بر روى زمين است. در گيلگمش و يا هرچه نام واقعى آن است، درباره انسان آريايى كه امروزه غربيها آنها را فضايى(و به جاى آريايى آنها را آنانوكى مينامند)آمده است كه انسان آريايى انسان کامل، انسان برتر، و يا ابر انسان، است كه دو سومش خدا و یک‌سوم او بشر است. آثار بجا مانده از دوران آرياييها مانند تخت جمشيد در ايران، زيگوراتهايى كه در تمامى جهان برپا است، پترا در اردون، اهرام ثلاثه در مصر، سازه هاى شگفت انگيزى كه در هند است، ماچو پيچو در پرو، چيچن ايتزا در مكزيك و و و كه شگفتى هاى دنياى امروز ما را تشكيل ميدهد، اثبات اين ادعا است. چراكه ساخت هر كدام از اين سازه ها، براى بشر امروز، تقريبا ناممكن است. سازه هايى كه در آنها دانش رياضى و فيزيك و شيمى در مرتبه اى بسيار بالاتر از آنچه كه امروزه شناخته ميشود، قرار دارد.
در حماسه گيل گمش كه حماسه سفر کوروش کبیر به تمامی کره زمین است، انسان خود نيمه خداست، او اهل ترس و شادى است، کسی است که هر دو حرکت را انجام می‌دهد، بسیار بالا رفته و آسمانها را سير ميكند، و بسیار پایین رفته و به آتش درون زمين ميرسد. «گیل‌گمش» با بزرگ‌ترین شادی‌ها و ژرف‌ترین افسردگی‌ها تصویر شده است. به بلندترین بلندی‌ها بالا می‌رود و به فرومایه‌ترین پستی‌ها پایین می‌آید. ميگويد كه زندگى حركت است. اندیشه زندگی کامل، نوسان پرشکوه از پایین به بالا است، از بیرون به درون و وارونه. اگر زندگی دربرگیرنده ناسازگارها نباشد، خط راست است. مانند این است که نفس نکشید و زندگی نکنید. هنگامی که زندگی ریتم دارد، فراز و فرود دارد، آن هنگام یک مجموعه است که به رسایی نزدیک می‌شود. اين ابر انسان، نمادى دارد بنام گل نيلوفر آبى.

واژه لوتوس، یک واژه کهن پارسی است که امروزه به گل نیلوفر آبی متداول و رایج گشته است. این گل با نامهای( نیلوفر آبی، لوتوس یا سوسن شرقی) در جهان معروف میباشد. و در باستان در نزد آریائیها سمبل ملی آنها و در اغلب کشورهای آسیایی بعنوان سمبل و نماد همگانی مطرح گردیده است.
گل لوتوس ریشه در خاک و ساقه در آب دارد و روی آن بطرف خورشید است. این گل نماد آئین انسانیت ایرانی است و همچون نماد پاکی و تهذیب نفس. و پیام آن برای جهانیان دعوت برای رسیدن به نور زرتشت و تابش این نور بر زندگی جهانیان است.
لوتوس که در ضمیر ناخودآگاه انسان ریشه ای عمیق دارد و در درون خود دنیای خدایان و انسانها را احاطه کرده با منشاء زندگی و تخیل آدمی جوش خورده است، بدین معنی که مبین رشته های جادویی و روحانی میباشد که نخستین آدمیان و یا زرتشتیان و یا پیروان سه نیک را بجهان میپیوندد. نخستین تصاویری که ایرانیان از این گیاه خلق کرده اند بیانگر حس انتزاع گرایی اوست.(۱)
از آنجائیکه این گل ریشه در باورهای آئین انسانی و اسطوره ای ایرانیان دارد، درنتیجه با گذشت زمان، تغییر آداب، عقاید و شرایط اجتماعی نه تنها حضورش کمرنگ نگردیده بلکه مستحکمتر بجلوه گری خود ادامه داده و قدرت، صلابت و پایداریش را تثبیت کرده است.
در افسانه ها و باورهای مردمان باستان ایران چنین آمده است که در ابتدای خلقت، زمانی که اهورامزدا تنها در میان آبهای نخستین میگشت، گیاه لوتوسی را مشاهده نمود که تنها بر روی آب موجود بود. او را مانند خود تنها و پر شکوه دید. پس مقداری از گلی که لوتوس در آن رشد میکرد را در دست گرفت و بر روی برگ لوتوس قرارداد و آنرا سمبل جهان گردانید. و لایه های متعدد گلبرگهای لوتوس نمایانگر ادوار مختلف جهان، مقاطع و مراتب گوناگون هستی گردید. درباور آریائیها هشت گلبرگ نیلوفر نشانه هشت جهت وجود است که پس از خلقت از قعر آبهای اولیه ظهور کردند. این هشت جهت عبارتند از (راست،چپ، جلو،عقب، بالا،پائین، بیرون، درون)
ظهور نیلوفر از آبهای اولیه که عاری از هر گونه آلودگی بوده، نشانه خلوص، پاکی و نیروی بالقوه است که از درون آن نیروی مقدس حیات، دانش و معرفت ظهور میکند.




در گذشته و پیش از جنگهای ویرانگر چلیپی، این گل بیانگر نمادهای مختلف میبود که مشترک با عقاید سایر ملل نیز هست بعنوان مثال سمبل باروری، کامیابی، قدرت حاصلخیزی زمین، حمایت از هر موجود زنده، صلح جهانی، زیبائی، تندرستی، مظهر عشق، ریاضت و عبادت میبود. لوتوس مظهر روشنایی نیز هست در نتیجه حاصل قدرتهای خلاق آتش، خورشید و ماه است و بعنوان محصول خورشید و آبها و یا میترا شناخته شده است. در اساطیر ایران این گل سمبل ایزد بانوی میترا است که جای مهمی در آئین های ایران باستان بخود اختصاص می دهد وی ایزد بانوی آب میباشد که در نقوش برجسته بصورت زنی جوان حجاری شده است. نام این خدا نخستین بار بصورت میترا، در کتیبه های هخامنشی دیده شده است. بنابراین گل نیلوفر آبی را گل میترا بشمار آورده اند.
بهمین جهت نیلوفر با آئین مهری نیز پیوستگی نزدیک مییابد. در صحنه زایش مهر، او از درون غنچه نیلوفر متولد گردیده است. بنابراین برخلاف اینکه ریشه لوتوس را در آئین بودا پنداشته اند، به آئین مهر یا میتراسیم که قدمتی بس طولانی تراز آئین بودا دارد مربوط میگردد.
در دین زردتشت این گل سمبل اهورا مزداست. سمبل انسانی اهورمزدا نیم تنه مردی است که شاخه ای از گل لوتوس را در میان انگشتان خود گرفته است. زرتشتیان بر این باورند که نیلوفر آبی جایگاه نگهداری تخمه یا فر زرتشت بوده که در آب نگهداری میشده است.
گل لوتوس در طراحی:
سیر تحول گل لوتوس در طراحی و گرافیک، از هخامنشی تا دوره های مختلف امپراتوری پارسی، از سلوکیان، اشکانیان، ساسانیان، سامانیان، صفوی تا حتی دوران زندیه و قاجارها، این گل یکی از راههای پی بردن به تاریخ هنر و معماری و هنر پارسی بوده و توجه و بررسی نقش این گیاه مقدس است که در هر دوره و زمان مورد توجه هنرمندان قرار گرفته است. وجود این گیاهان بعنوان یک عنصر اصلی تزئینی در معماری و هنر دوران مختلف زندگی بشر پارسی از باستان تا قرن حاضر سئوالات بسیاری را در ذهن هر انسانی بوجود می آورد که چرا این گیاه اینچنین مورد توجه ایرانیان قرار گرفته است، مبدا و منشاء این توجه از کجا بوده و فلسفه وجودی آن چه بوده است.
در دین زردتشت این گل سمبل اهورا مزداست. سمبل انسانی اهورمزدا نیم تنه مردی است که شاخه ای از گل لوتوس را در میان انگشتان خود گرفته است. زرتشتیان بر این باورند که نیلوفر آبی جایگاه نگهداری تخمه یا فر زرتشت بوده که در آب نگهداری میشده است.
از آنجائیکه این گل مظهر سه نیروی مینوی آئین هخامنشیان یعنی میترا یا مهر، زرتشت و اهورامزدا است، بارزترین و زیباترین نقوش آن در تخت جمشید بتصویر کشیده شده است.
تزئینات لوتوس در این دوره به دو صورت بچشم میخورد:
۱) دسته اول بصورت مکمل اصلی بر روی سایر نقوش معماری نظیر جنگ افزارها، پوشاک و دردست بزرگان و صاحب منصبان بچشم می آید.
۲) دسته دوم بصورت منفرد در جای جای آثار معماری هخامنشیان و یا در ترکیب با گیاهان دیگر دیده می شود.
زیبا ترین نقش نیلوفر را در هنر معماری ایران، در سر ستون پاسارگاد و تخت جمشید می توان دید که از جهت عظمت زیبائی و استحکام هنری بر جسته ترین پدیده معماری جهان محسوب می گردد.
در تخت جمشید ۲۵ طرح مختلف از لوتوس بسته بکاربردش بتصویر کشیده شده است که به آنها اشاره می گردد
۸ طرح لوتوس در ستونها بکاررفته است ۵ طرح از آن در پایه ستونها و سه طرح در قسمت زیر سر ستونها. چهار گونه از آن در دستان بزرگان و افسران ارتش قرار دارد که فرم آن بیانگر مقام و رتبه آنهاست.
۳ طرح ۱۶،۱۲و۸ پر لوتوس دیده می شود که رابطه مستقیم با علم شگفت انگیز کیهان شناسی و نجوم هخامنشیان دارد. طرح ۱۶ پر آن نشان دوازده ماه سال بعلاوه ۴ سال کبیسه است، دوازده پر آن نشان دوازده ماه سال است و ۸ پر آن نشان خورشید.
همچنین این سه طرح بیانگر حضور سه نیروی مینوی یعنی میترا، زرتشت و اهورامزدا نیز میباشد.
یک نقش بارور و غنچه دار از این گل وجود دارد که نشان قدرت، پویایی، برکت و صلح است این گل نشانه خاص پادشاه بوده و در دستان داریوش شاه و خشایارشاه دیده می شود.
طرح دیگری از لوتوس بصورت فرم گلدانی است. در پایه تخت روان داریوش
نمونه دیگر نقشی است از ترکیب لوتوس و درخت نخل که بر دیواره های تخت جمشید دیده می شود و برخی آنرا گل آفتابگردان هم مینامند.
و نهایتا نقشی از لوتوس وجود دارد که بر روی دشنه داریوش شاه مشاهده میشود، ظرافت و زیبائی این طرح بحدی چشم نواز است که میتوان روح هنر معماری را در آن مشاهده کرد.
پس از هخامنشیان در زمان سلوکیان و اشکانیان، تزئینات معماری تحت تاثیر هنر معماری هخامنشی قرار گرفته و وجود لوتوس باز هم بجلوه گری خود ادامه داده و تحت نفوذ هنر پارسی زمان خود دچار تحولاتی در شکل و فرم خود گردید. کار مهم هنر اشکانیان در زمینه معماری دستیابی به گنبد روی گوشواره و تکوین ایوان طاق دار است که خود بر گرفته از فرم طاق دار نیلوفر آبی است. تصویر لوتوس در دوره امپراتوری ساسانیان یکبار دیگر روح هنر هخامنشیان بازتاب مییابد. در این عصر دامنه تزئینات توسعه بیشتری مییابد و آراسته تر میگردد. اجزای تزئینی گل لوتوس بیشتر گردیده و فرم مارپیچی و پیچیده بودن گل مشهود میگردد. نقشهای دیگری که در این دوره دیده میشوند، نقشهای ترکیبی از چند نوع گیاه شامل نیلوفر آبی بهمراه هلال ماه است که در آنها گل ستاره ایی و نیم برگ نخل بکاررفته است. تصاویر زیر خود بیانگر تحولات لوتوس در این دوره میباشد.
در این دوره طرح لوتوس از حالت ساده بیرون آمد و فرم تزئینی و استیلیزه تری بخود میگیرد و خطوط منحنی و مارپیچ بیشتر میگردد. برگهای این گل در کنار خود گل به ایفای نقش پرداخته و بیانی گردیده از فرم گنبد، طاق و ایوان.
یکی از زیباترین تصاویر از گل و برگ لوتوس در دوره سامانیان است که تلفیق این گل با خطوط پارسی است که کتیبه های بسیار زیبایی را در معماری دوران سامانیان نقش آفرینی کردند.
اما بیشترین تحول لوتوس در دوره صفویه شکل می گیرد. و به شکوفائی شگفت انگیزی میرسد. در این عهد یکبار دیگر نقش قدرتی لوتوس در حیطه پادشاهی احیا میگردد و پایه و اساسی بارگاه امپراتران صفوی میگردد. برای نقش بندی گل شاه عباسی که خود نشان مخصوص شاه عباس بوده است بکار رفته و جایگاهش در تاج پادشاهی واقع میگردد.
در دوران زندیه و قاجاریه تحول چندانی در این گل بوجود نیامده اما نمود بارز در هنر های دیگر نظیر نقاشی، مجسمه سازی، قالیبافی،فلز کاری و تذهیب ووو پیدا کرد. تصاویر متحول شده این دوران، انسانهای این عصر را بارموز جاودانی خود به دروازه های پر رمز وراز گذشته های دور میبرند. به افسانه های جادویی پیشینیان که آدمی را مبهوت میکند.
در آخر چنین میتوان نتیجه گیری کرد که نقش لوتوس:
۱) همانند سایر هنرهای کاربردی و تجسمی دارای یک روند تحول و سیر تکاملی در طول دوره های مختلف باستان بویژه در دوره امپراتوری های باستان ایران بوده است.
۲) این نقش تحت تاثیر اشکال و تزئینات معماری قرارگرفته و معماری نیز متقابلا تحت تاثیر این طرح بوده است.
۳) سیر تحول نقش این گل ، تحول آنرا از یک هنر آئینی به یک هنر کاربردی نشان می دهد.

پاورقی
(۱) انتزاع گرائی، یعنی جداسازی ویژگیهای پدیده ها، بگونه ای که هر ویژگی با چهره ای جداگانه بشمار رود. و پیوندی میان آن با ویژگیهای دیگر پنداشته نشود. در دستور زبان بنامی گفته می شود که ذهنی باشد و نه فیزیکی. مانند: بخت، انگ، لیچار، زمان. در بعد فیزیکی مانند، دست، پا، میز، درخت و تاآخر. جدا سازی اجزاء از کل.


































































































































هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر