پنج حس و روح هر شش از جهات امر اوست.
آتشست و نور و آب و خاک ای یار عزیز
فعلشان صفرا و خون و بلغم و سودا بود
طبع آتش گرم و خشک و نور آمد گرمتر
همچو صفرا داند و خون هرکه او دانا بود
آب سرد و تر بُود مانند بلغم بی خلاف
خاک سرد و خشک و سودا همچو او اینجا بود
چارده چیز است جسم و جان پاک آدمی
هشت از سفل است و شش از عالم بالا بود
گوشت و خون و موی و پیه مادر آمد در وجود
استخوان و پوست و پی بارک هم از بابا بود
پنج حس و روح هر شش از جهات امر اوست.
امر او از قدرتش بالی هر بالا بود
بخشی از قصیده بالا بلند شاه نعمت اله ولی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر