دوشنبه، شهریور ۱۳، ۱۳۹۶

قاتل سریالی و روانی آمریکائی دنیس لین رادر


دنیس لین «رادر» قاتل سریالی آمریکائی است که مانند دیگر قاتلان سریالی در ارتش آمریکا خدمت میکرد.



دنیس لین «رادر» (متولد ۹ مارس ۱۹۴۵) یک قاتل سریالی و یک جانی زنجیره‌‌ای آمریکایی است که بین سالهای ۱۹۷۴ و ۱۹۹۱ در کانزاس، استانهای متحده آمریکا، ده‌ها امریکایی را کشت. این قاتل بیرحم را با نام اختصاری بی تی ک ثبت کرده اند که رویکرد و روش بقتل رساندن قربانیانش بود. (کور کن، شکنجه کن ، بکش ) بی بمعنی‌ کور کردن، تی به معنی‌ شکنجه کردن، ک، به معنی‌ کشتن.
««رادر، قاتل» پس از اینکه زنان را میروبود، ابتدا چشم‌های آنان را با دقت از کاسه چشم بیرون آورده( او آنچنان در این کار مهارت داشت که هیچ جراحی به پایش نمیرسید. از گفته‌های اوست که هر چشم توسط ۶ ماهیچه کوچک در کاسه چشم جا گرفته است.) و سپس قربانیان را تحت شکنجه‌های طاقت فرسا قرار میداد و زمانی‌ که دیگر توانی‌ در قربانی باقی‌ نمیماند، او را خفه کرده و میکشت. این قاتل چشم‌هایی‌ که از کاسه چشم قربانیان در می‌آ‌ورد بعنوان مدال افتخار و یادگاری در شیشه‌های الکل کوچک نگاه میداشت. در بازرسی از خانه او، ده‌ها جفت چشم بدست آمد.
کمی پس کشف اجساد قربانیان، پلیس و رسانه‌های محلی نامه‌ای از بی تی ک دریافت میکردند که در آن قاتل ضمن مباهات بعملی‌ که انجام داده بود، شرح جزئیات و چگونگی‌ قتل را درج کرده بود. و پلیس عاجز از دستگیری قاتل بود. این نامه‌ها و قتل‌ها تا مدتی‌ طولانی قطع شد و پلیس احتمال میداد که قاتل بجرم دیگری دستگیر شده، و یا به تیر غیب گرفتار آمده و مرده و بهمین دلیل قتلها هم پایان یافته است. تا اینکه دوباره در سال ۲۰۰۴ قتلها بهمان شیوه، یعنی‌ ابتدا کور کردن قربانیان، سپس شکنجه‌های هولناک و پس از آن قتل قربانی با روش خفه کردن و در پی‌ آن نامه نگاری به پلیس و رسانه‌های محلی از سرگرفته شد.
«رادر» قاتل بزرگترین پسر از ۴ پسر «ویلیام الوین » و «دورته معا» بود. براساس اعترافات خود «رادر»، وی از کودکی بکشتن و شکنجه حیوانات بشدت علاقمند بود. و فرضیه مکدونالد را که میگوید کودکی که حیوانات را میکشد و از این کار لذت میبرد، اولین نشان جانی بودن ذاتی را نشان داده و هشداری برای پدر و مادرها است، بدین ترتیب یکبار دیگر مطرح میشود.



«رادر» در سال ۱۹۶۵-۱۹۶۶ در دانشگاه کانزاس بود ولی‌ نتوانست ادامه دهد، و در نتیجه به ارتش آمریکا پیوست. پس از آن ۴ سال (۱۹۶۶-۱۹۷۰) در نیروی هوایی خدمت کرد. و در پایگاه‌های نیروی هوایی آمریکا در تگزاس، اوکیناوا، کره جنوبی، آلاباما، یونان و ایران مستقر بود.
پس از پایان خدمت، و پس از بازگشت به استانهای متحده، او به پارک سیتی، واقع در حومه شمال ویچیتا نقل مکان کرد. در آنجا مدتی‌ در کشتارگاه بعنوان قصاب کار کرد.
«رادر» در تاریخ ۲۲ می ۱۹۷۱ با «پولا دیتز» ازدواج کرد و صاحب دو فرزند شد.
«رادر» از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۹۱ در چندین شرکت با مناصب مختلف کار کرد و هر بار چند تنی را کشته و اخراج شده و یا خود استعفا داد. «رادر» سرپرست سرشماری نفوس برای منطقه ویچیتا بمدت ۳ ماه در سال ۱۹۸۹ و مسئول سرشماری سال ۱۹۹۰ در ایالات متحده بود.
در سال ۱۹۹۱ «رادر» به استخدام شهرداری در بخش پارک شهر درآمد و سرپرست بخش‌های متفاوتی نظیر کنترل حیوانات، ساختمان سازی و دیگر کار‌ها شد. در این مدت مردم از کشته شدن حیوانات خانه گیشان که بیدلیل صورت میگرفت صد‌ها شکایت فرستاده بودند. در سال ۱۹۹۵ شهرداری او را اخراج کرد و دلیل اخراج را حاضر نشدن بر سرکار اعلام کرد و نمیدانست که «رادر» بجرم قتل دستگیر شده و در زندان بسر می‌برد.
«رادر» یکی از اعضای کلیسای لوتری مسیحی و رئیس شورای کلیسا بود. در تاریخ ۲۶ ژوئیه ۲۰۰۵، پس از دستگیری، همسر «رادر» فورا از او جدا شده و درخواست طلاق کرد.
تمامی جنایات شناخته شده «رادر» در کانزاس رخ داده است. پلیس در مجموع ۱۰ جسد را که به شیوه او کشته شده بودند را کشف کرده و یادگاری‌ها و یا سوغاتی که قاتل از صحنه قتل و از قربانیان خود جمع آوری کرده بود(چشمان قربانیان) در خانه‌اش یافتند. برخی‌ از این یادگاری‌ها که قاتل آنها را بعنوان مدال افتخار خود می‌دانست، متعلق به اجساد کشف شده و برخی‌ دیگر مربوط بدیگران بودند ولی‌ چون پلیس آمریکا بر طبق قانون بدون جسد نمی‌تواند قتلی را ثابت کند، این یادگاری‌ها به بایگانی سپرده شد و همان ۱۰ قتل در پرونده قاتل ثبت شد.
اولین قتل گروهی:
در ۱۵ ژانویه سال ۱۹۷۴، راجر چهار تن از اعضای خانواده اترو جوزف و جولی اترو و دو فرزند‌شان، ژوزفین و جوزف جونیس، را در خانه آنها بطرز فجیع کشتار کرد. او ابتدا پدر خانواده را بصندلی‌ بسته و در جلوی چشم او بزنش تجاوز نموده، سپس جلو چشم پدر و مادر، کودکان را کور و شکنجه و خفه نمود و در آخر ابتدا زن و سپس پدر خانواده را بروش هولناک خود کشت و با چهار جفت چشم از خانه آنها بیرون آمده و به آپارتمان خود رفته و شروع به نوشتن شرح جنایت خود کرده و سپس آنرا به روزنامه‌های محلی و اداره پلیس فرستاد. پسربچه ۱۵ ساله اترو بنام چارلی، سرشب بخانه آمده و اجساد خانواده خود را که بطرز فجیع کشته شده بودند کشف کرد. «رادر» بعد‌ها گفته بود که آنروز بزرگترین لذت جنسی‌ را از این قتل‌ها برده است.
در آوریل سال ۱۹۷۴، «رادر» به دومین قتل گروهی خود دست زد. او به آپارتمان کاترین برایت، رفته ابتدا چشمان او را از کاسه درآورد، سپس او را شکنجه نمود و در آخر او را خفه کرد. سپس به سراغ برادر او کوین رفت. ولی‌ پسرک بطرز معجزه آسائی فرار کرد. ضمن فرار، «رادر» بطرف او شلیک نمود، کوین با اینکه دوبار تیر خورد ولی‌ زنده ماند و برای پلیس، «رادر» را بعنوان یک مرد متوسط، با سبیل پر پشت، و چشمهای غضبناک روانی‌ توصیف کرد.
یكی دیگر از نجات‌یافته‌های خوش شانس از مرگ، آنا ویلیامز نام دارد. ۲۸ آوریل سال ۱۹۷۹ «آنا ویلیامز» برای صرف شام با یکی از دوستانش به رستوران رفت. آنای ۶۳ ساله، که آن شب به او خوش گذشته بود، دیر بخانه برگشت ، غافل از اینکه حادثه شومی از کنار گوشش رد شده بود. وقتی آنا در بیرون از خانه بود، «رادر» در خانه انتظار او را می‌کشید. ماه‌ها بود که «رادر»، آنا را زیر نظر گرفته بود تا در یک فرصت مناسب، وی را به قتل برساند. تا اینکه در شب مورد نظر «رادر» وارد خانه شد و منتظر صاحبخانه نشست. چند ساعتی گذشت، اما خبری از آنا نشد. «رادر» هم که از انتظار خسته شده بود، تصمیم گرفت برود. وقتی آنا بخانه برگشت، از منظره درهم و برهم آنجا و پنجره‌ای که شکسته بود، جا خورد. خواست با پلیس تماس بگیرد، اما تلفن هم قطع بود. آنا با خودش فکر کرد که شاید دزد وارد خانه شده، اما پول و طلاهای او سرجای‌شان بود. با این حال او پلیس را در جریان گذاشت. دو ماه از این ماجرا گذشت تا اینکه یک روز آنا، نامه‌ای از قاتل سریالی خطرناک دریافت کرد. در آن نامه، «رادر» نوشته بود:«آه آنا، چرا خودت را نشان ندادی؟» پیرزن که خیال می‌کرد یک نفر با او شوخی کرده، بدون اینکه به نامه توجهی کند آن را در گوشه‌ای رها کرد. «رادر» پس از این ماجرا دیگر هیچوقت برای کشتن آنا بخانه او برنگشت.
با وجود بازی گربه و موشی که «رادر» با پلیس بهراه انداخته بود، توانست زندگی‌ معمولی‌ و نرمال خود را حفظ کند. ازدواج کرد، به دانشگاه رفت، صاحب بچه شد و در کلیسا بعنوان رئیس هیئت مدیره انتخاب شد. در اداره‌های گوناگون استخدام شده و کار کرد. حتی یکبار بعنوان مسئول نصب دوربین‌های حفاظتی در خانه‌ها در یک شرکت فروش تجهیزات امنیتی، کار میکرد. که گفته شده است او توسط نصب دوربین‌های شخصی‌، خانه قربانیان را تحت دید و کنترل داشته و پس از اینکه بجریان و روال زندگی‌ آنان آشنا می‌شده، بخانه آنها رفته و کشتار جمعی‌ راه می انداخته است.
راجر در ۲۵ فوریه ۲۰۰۵ دستگیر شد و بجرم قتل ۱۰ آمریکائی محاکمه شد. برخی از همسایگان و اعضای کلیسای او، که در آن بعنوان رئیس شورای کلیسا خدمت کرده بود، از خبر دستگیری او شوکه شدند و نمی توانستند باور کنند مردی که آنها سالها میشناختند یک قاتل سریالی بیرحم بوده و ده‌ها سال در منطقه آنها شکار میکرده است.
بر خلاف انتظار، «رادر» بتمامی جنایات خود اعتراف کرد بشرطیکه بتواند در دادگاه جزئیات قتلهایش را بازگو کند. در تاریخ ژوئن ۲۰۰۵ شرح جزئیات جسورانه از قتل‌هایی‌ که انجام داده بود، مردم را در دادگاه بوحشت انداخت. بسیاری از ناظران خاطرنشان کردند که او حوادث وحشتناک را بدون هیچ نشانه‌ای از احساسات و پشیمانی توصیف کرد. دنیس «رادر» عامل شکنجه و قتل دهها تن‌ در طول ۲۵ سال، به ده بار حبس ابد محکوم شد. وی ضمن اعترافات تکان دهنده خود، جنایات خشونت آمیز خود را ناشی از حلول شیطان در روح خود دانست. گرگوری ولر، قاضی پرونده، گفت احکام صادره برای «رادر» بطور پی در پی لازم الاجراست و حداقل محکومیت او ۱۷۵ سال است. دنیس «رادر» ۶۰ ساله سه ماه پس از دستگیری به آزار جنسی و شکنجه و قتل ده‌ها زن و کودک و مرد طول ۲۵ سال اعتراف کرد. بعلت محدودیت قوانین ایالت کانزاس، حکم اعدام در باره او قابل صدور نبود. «رادر»، در جلسه دادگاه با اشتیاق از قربانیان خود و نحوه مثله کردن آنها سخن گفت. او از مجازات اعدام فرار کرد و به حبس ابد محکوم شد، چرا که مجازات اعدام در سال ۱۹۹۴ در کانزاس لغو شده بود. «رادر» در حال حاضر در زندان کانزاس بسر میبرد. متذکر میشود که امثال این قاتل روانی بعنوان سربازان آمریکائی، در زندان ابوغریب عراق چنان شکنجه های هولناکی را بر عراقیهای زندانی به مرحله اجرا گذاشتند که فیلمهایش مو بتن مردم سیخ کرده و ننگ دیگری بر چهره کریه آمریکائیها نشاند.





































هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر