جمعه، آبان ۱۴، ۱۳۹۵

مراخود مست وحیران آفریدند


نگارا جسمت ازجان آفریدند
زکفر زلفت ایمان آفریدند

جمال یوسف مصری شنیدی
ترا خوبی دوچندان آفریدند

زباغ عارضت یک گل بچیدند
بهشت جاودان زان آفریدند

غباری ازسرکوی تو برخاست
وزان خاک آب حیوان آفریدند

غمت خون دل صاحبدلان ریخت
وزان خون لعل ومرجان آفریدند

سراپایم فدایت باد وجان هم
که سرتا پایت را جان آفریدند

ندانم باتو یکدم چون توان بود
که صد دیوت نگهبان آفریدند

دمادم چند نوشم درد دردت
مراخود مست وحیران آفریدند

زعشق تو عراقی رادمی هست
کزان دم روی انسان آفریدند.

عراقی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر