سالیان دراز و پیدرپی است ( بقولی بیش از ۴۰ سال) که در شهرهای مختلف کردستان اشغالی انفجارات کوچک و بزرگی رخ داده که نتیجه مستقیم اعمال وحشیانه و تروریستی و فاشیستی و نژاد پرستانه ترک هاست که گروه بزرگی از مردمان را تنها به جرم ترک نبودن، بجرم سنی نبودن، بجرم اخوانی نبودن، بجرم گرگ نبودن و بجرم این و آن به صلابه کشیده و به سلاخی برده و میبرند. بمبگذاریها نتیجه مستقیم نسلکشی، و قتلعامهای وحشیانه و هولناکی است که ترکها در خاک اشغالی کردستان و بر ضدّ کرد ها، شیعیان، متفکرین و دانشجویان و کمونیستها انجام داده و میدهند. این بمبگذاریها و انفجارات با خشنتر و وحشیتر شدن ترکها در ۵ سال گذشته، طبیعتا مرگبارتر و گسترده تر شده است تا جایی که در این اواخر بطور کلی تبدیل به میدان جنگی خونبار گشته که هیچ کس در آنجا در امان نیست، و خارجی و داخلی هر لحظه در مرز و شرف به هوا رفتن هستند. بویژه در این اواخر یعنی ۳ ماه گذشته انفجارات بصورتی دقیق و منظم و حرفهای صورت میگیرد.
اما انفجار روز گذشته در آنکارا با تمامی انفجاراتی که تا بحال در کردستان اشغالی صورت پذیرفته است، یک تفاوت کلی، مهم و اساسی دارد. انفجار مهیب دیروز، گذشته از خسارات مالی و جانی فراوان، اعتبار نداشته شبکه تروریستی ترکا به نام دولت ترکیه را بطور کلی از بین برده و آنچنان به حیثیت نداشتهشان لطمه وارد ساخته است که سالها (۴۰ سال ) انفجارات کوچک و بزرگ با بمبهای دست ساز ابتدایی، در در و دشت و کوهستانهای کردستان نمیتوانست چنین ثمر و نتیجه و فلاکتی را برای ترکها به ارمغان داشته باشد. چگونه؟
- نخست ساعت وقوع انفجار درست در ساعتی است که شهر در اوج جنب و جوش و زندگی است، یعنی نه شب است که تعداد زیادی خفته باشند، نه بامداد است که تعداد زیاد بر سر کار باشند، و درست در ساعاتی از بعد از ظهر است که مردم هم فارغ از کارند و هم فارغ از خانه و خواب. و به همین دلیل هم گروههای امنیتی و حفاظتی درست در همین ساعات بیشترین حضور، دید، فعالیت و کنترل را در شهرها و مناطق دارند. انفجار بمب در این ساعت از روز در بین یک گله امنیتی، دشوارترین کار ممکن میباشد! این یک!
- انفجار در مکانی از شهر رخ میدهد، که پادگان نظامی و پدافند هوایی ارتش ترکی، مجلس و خانه ملت ترکا، ساختمان نخست وزیری و ادارات مختلف در آن واقع شده و به همین دلیل میباید ( میبایستی ) از این منطقه امنتر در ترکیه وجود نداشته باشد ، چرا که این منطقه سر و کله شبکه تروریستی ترکا تحت عنوان دولت ترکیه واقع شده است و به همین دلیل بجز ماموران اطلاعاتی و چشمهای آشکار و پنهان، در هر نیم متر دوربین و چشم حفاظتی الکترونیکی که پیشرفتهترین از نوع خود نیز هستند ، جا سازی شده و از سر مار با دقت و شبانه روز مراقبت کرده وگر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد، جنبیدن آن پشه درست زیر نظر آنهاست. و در نتیجه و به همین دلیل، انفجار بمب در این منطقه و در این مکان کار هر گروه و دسته و مخالف معمولی نیست.
این انفجار تنها از عهده دو گروه بر میآید و میآمده و بس!
یک: وزارت جنایتکار اطلاعات ترکا (میت)
دو: وزارت اطلاعات یک کشور پیشرفته که خود سازنده سیستمهای امنیتی است.
در مورد اینکه این انفجار کار خود ترکا باشد، و ترکا این کار را کردهاند که بهانه و دلیل موجّه برای قتلعامهای ترسناک و هولناک و ضدّ بشریشان را داشته و در ضمن آنها را بدین گونه بپوشانند و همچنین انگیزه و دستاویزی برای ادامه تجاوزت و قتلعامهای خود بر ضدّ ملت سوریه و عراق و نسلکشی بیرحمانه کردها را داشته باشند، به نظر من بعید میاید. چرا؟ درست به دو دلیل بالا که این انفجار بیش از آنکه هزاران فایده برای ترکها داشته باشد، یک خودکشی محض و حتمی برای ترکا محسوب میشود، و ترک مگه چقدر خر است که دست به انجام چنین خودکشی بزند؟ و تازه ترکا اگر قرار بود چنین جنایتی را دوباره مرتکب شوند، بمب را دوباره میبردند بین جماعت کردها که با رندی ترکی با یک تیر دو نشان بزنند! و نه زیر دماغ رجب قاتل که بر اثر شنیدن این خبر مانند اصغر ترقه راه میرود و به همه کس و همه چیز فحاشی کرده و میزند و میشکند و کسی هم جلودارش نیست! من به این احتمال یکی دو درصد بیشتر نمیدهم، با اینکه به خریت ترکا اعتقاد ویژه دارم ولی بهر حال از نظر من این کار ورای خریت ترکی است و نمیتواند کار ترک تروریست باشد.
همچین این انفجار کار گروههای کرد و کمونیست و مخالفان ترکِ تروریست هم نمیتواند باشد، چرا که منطقه و مکان انفجار بمب ، جایی برای بمبگذاریهای دستجات معمولی نیست. اگر این انفجار در هر جای دیگری بجز این منطقه از شهر آنکارا اتفاق افتاده بود، آنوقت گمان اینکه کردها و یا گروههای دیگر تحت کشتار ، دست به انجام چنین عملی زده باشند، میرفت و آنها نیز جز گروههای مورد ظنّ و تردید میبودند. و بقول دیکتاتور احمق و بیسواد و بیمار ترکا رجب قاتل، میتوانستیم، یک زن سوری و یا یک تروریست عرب و یا یک کردی که همه خانوادهاش توسط ترکا سوزانده شدهاند و یا یک کردی که بر ضدّ تروریستهای ترک داعشی میجنگد و در سوریه هماکنون زیر بمبارانهای از راه دور توپخانه ترکا قرار دارد، را عامل این انفجار دانست!
از نظر من بیشترین گمان و شک، در مورد احتمال دوم است، یعنی احتمال اینکه ماموران اطلاعاتی خارجی یک کشور پیشرفته به انجام این انفجار دست یازیده اند، بیش از هر احتمال دیگری است. برخی ممکن است که ماموران اطلاعاتی و جاسوسی رؤسها را مسئول این کار بدانند، که این هم از نظر من ردّ است، چرا که ماموران جاسوسی روسی در آنکارا احتمالا توسط دستگاههای غربی شناسایی و به ترکها لو داده شده و در نتیجه زیر ذرهبین اند، و به همین دلیل هم دامنه عملیاتشان محدود میباشد، و دیگر اینکه سیستمهای امنیتی ترکا که این منطقه را پوشش میدادند غربی است و رؤسها نمیتواند بدقت غربیها از این سیستمها سردراورند یعنی هدف از وجود این سیستمها هم همین است. در نتیجه تنها یک احتمال وجود دارد و آن هم دستهای پر فتوت ماموران امنیتی غربی هاست. ( کار کارِ سیفیر سیفیر یدی است 007! :))
و من نمیدانم در جلسه اضطراری و طولانیای سردمداران شبکه تروریستی ترکا با شرکت رجب قاتل، داود اوغلو رئیس دولت با زاویه ۳۶۰ درجه، رئیس اطلاعات وزارت پت و پهن تروریستی ترکا "میت"، رئیس پلیس و فرماندهان ارتش فاشیست و قاتل ترکا ، و و و که دیشب تا پاسی از بامداد امروز در پشت درهای بسته ادامه داشت، و ترکا بیچاره و درمانده و ناگزیر بدنبال پاسخگوی به چرایی این رخداد بودند، آیا ترکا به همین نتیجه رسیده اند و یا خیر. و اینکه امروز یک کرد را مسئول این رخداد معرفی کردند از سر ناچاری و بیچارگی بوده،
و بدین تریتب تلاشی مذبوحانهای را در راه محدود کردن ابعاد فاجعهای که درگیرش هستند انجام داده و نمیخواهند گستردگی آنرا به داخل و خارج نشان داده، و درواقع فاجعه را در حد همان درگیری و جنگ داخلی با کردها محدود کردند
! و یا نه کلا پرتند و یا شاید هم نمیخواهند باور کنند که در همان راهی افتادهاند که پیش از این اسلافشان، صدام و قذافی افتاده بودند!
و یعنی این که ترکا یک کرد پیشمرگه را مسئول انفجار در این منطقه مهم و مرکز و جایگاه سر مار میدانند، و با رندی ترکی خواستند از این رخداد پیش آمده در جهت توجیه بمبارانهای شمال سوریه سو استفاده کنند، در واقع با خریت ترکی اعتراف عاجزانه به دو مطلب کرده اند:
۱- قدرت کردها در آن سرزمین اشغالی تا جای که دامنه عملیاتشان میتواند تا مرکز و پایتخت ترور پیش برود و گسترده گردد !
۲- ضعف سیستم حفاظتی و امنیت ترکی! و در نتیجه در خطر بودن تمامی احد آن سرزمین اشغالی!!
و مگه ترک خر چقدر خر است که با این کار خود و دولت و سیستم و کشور داریش را به لجن بکشد؟ دیدیم که بیش از اینها خر است و امروز احمقانه یک کرد پیشمرگه از سوریه را مسئول این بمبگذاری معرفی کرده است! یعنی کل دیشب همه الیت و نخبگانِ ! ترکی عقلهایشان را روی هم گذاشته و امروز به این نتیجه رسیدند که به خودشان لجن بمالند!
من نمیدانم در پشت این درهای بسته چه شیونها و افغانها و درماندگیهایی رخ داده،
ولی مطمئنم که وقوع این انفجار تن ترکا را بشدت لرزانده است، و به خود آنان و متحدانشان اینرا ثابت کرده که هیچ جای امنی برای آنان وجود ندارد، و دستهایی هست که هر لحظه اراده کنند، میتوانند آنان را بخاک و خون بکشند و اینکه هنوز این کار را نکردهاند، یعنی هنوز زمانش نرسیده و یا احتمال دیگری که من از آن بیخبرم.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر