سه‌شنبه، مهر ۰۷، ۱۳۹۴

که سیر جسم تا جان فرق دارد


خداخوان تا خدادان فرق دارد
که حیوان تا به انسان فرق دارد

موحد را بمشرک نسبتی نیست
که واجب تا به امکان فرق دارد

محقق را مقلد کی توان گفت
که دانا تا به نادان فرق دارد

مناجاتی خراباتی نگردد
که سیر جسم تا جان فرق دارد

مخوان آلوده‌دامن هر کسی را
که دامان تا بدامان فرق دارد

من و ابروی یار و شیخ و محراب
مسلمان تا مسلمان فرق دارد

من و میخانه، خضر و راه ظلمات
که می با آب حیوان فرق دارد

مخوان دور فلک را دور ترسا
که دوران تا بدوران فرق دارد

مکن تشبیه زلفش را به سنبل
پریشان تا پریشان فرق دارد

مبر پیش دهانش غنچه را نام
که خندان تا بخندان فرق دارد

رخش را مه مگو هرگز فروغی
که خور با ماه تابان فرق دارد.

فروغی بسطامی