کرد ها به خویشتن خویش باز میگردند.
آیا دکترین غربی که میگوید: وحدت و همگرایی، برادری، آبادانی، تمدن و ثروت و معنویت و فرهنگ آسیای مرکزی و یا ایران بزرگ تو مال من، جنگ و دشمنی و واگرایی و دشمنی و کینه و نفرت و فقر و جنایت من مال تو! برهم خواهد خورد؟
آنچه که پس از این بر سر سرزمین جعلی تورگیه بیاید تنها و تنها نتیجه سیاست های جنایتکارانه تورگها خواهد بود و بس.
دیپلماسی مینویسد: ظاهرا هر کس، هر ملت و هر کشوری باید خود تجربه کند و تجربه دیگران کمتر محل درس است. در حالی که اروپا بسوی وحدت، گامهای بلندی برداشته است، آسیای مرکزی (ایران بزرگ )بسوی تفرقه به پیش میرود. اروپا پس ازبراه انداختن دو جنگ وحشیانه و مرگبار جهانی آن هم با فراز و نشیب دریافته است که قدرت و توسعه نه در جنگ، بلکه در صلح و همزیستی مسالمت آمیز نهفته است! گذشتن از برخی از علایق و یا تعصبات ملی صلحی پایدار برای اروپا به ارمغان آورده و چنین مینماید که شهروند اروپایی را جایگزین هویت آلمانی، فرانسوی ووو کند. (و اینرا که از ملت های آسیای یاد گرفته است تنها برای خود میخواهد!)
اما آسیای مرکزی (ایران بزرگ ) با دسیسه و فتنه غربی در راهی دیگر گام برمی دارد. در حالیکه اتحادیه اروپا، قاره سبز را از واگرایی بسوی همگرایی هدایت می کند، آسیای مرکزی (ایران بزرگ ) بسوی واگرایی هل داده شده و سوق یافته است. و این سنت تاریخی غربی هاست که آسیای مرکزی (ایران بزرگ ) نیز باید آن را تجربه نماید اما شکی در آن نیست که این تجربه خونین سبب کینه و اختلافاتی ماندگار در آسیای مرکزی (ایران بزرگ ) خواهد شد و قرن ها طول خواهد کشید تا آسیای مرکزی (ایران بزرگ ) به زمان آرامش و صلح و برادری و فرهنگ وتمدن و معنویت پیش از فتنه ۵۷ در ایران بازگردد !
پس از ۳۷ سال جنایت غربی در منطقه و توسط بازوی نظامی آنان , تورگیه, نسبت به کرد ها و مردم منطقه , کردها در آسیای مرکزی (ایران بزرگ ) دیگرنقش قربائی جنایات تورگها و در حاشیه بازی نخواهند بود. آنان نه تنها از حاشیه به متن آمده اند بلکه به بازیگری تبدیل شده اند که از توان تغییرات ژئوپلیتکی برخودارند. در تورگیه, سوریه و عراق نقش ۵۰ میلیون کرد نه تنها پر رنگ شده بلکه به بازیگر اول و تعیین کننده ارتقا یافته است. اگر بگوییم آسیای مرکزی جدید با محوریت کردها در حال شکل گیری است چندان به بیراهه نرفته ایم.
مردمانی که میهن شان در زمان جنگ جهانی اول توسط انگلیس و فرانسه دزدیده شد و به تورگها واگذار گشت ، و در این راه میلیون ها کرد قتلعام گشتند, امروز برگشت به مام میهن را دور نمی بینند. کردها با تاریخی دیرینه از کهنترین مردم روی زمین هستند که توسط سیاست های جنایتکارانه لندن و پاریس پراکنده شده اند و با اینکه زبان و نژاد واحد دارند اما همچنان از کشورمادر یعنی ایران دور افتادهاند . به تعبیر روشن کردها تقریباً همه شرایط را برای بازگشت به ایران دارند اما معادلات جنایتکارانه غربی ها که خارج از اراده آنان است تاکنون مانع شکل گیری آن گردیده است. اگر تا امروز بازیگران منطقه ای و همراهی جنایتکاران غربی و فرا منطقه ای مانعی برای تشکیل بازگشت کرد ها به ایران بود با تضاد و اختلافات جدی روی داده میان کشورهای دارای جمعیت کرد این سد شکسته شده و دیگر مانع چندانی برای آرمان کردها وجود ندارد.
اینک سرزمین کردستان عراق بیش از آنکه در قامت یک دولت فدرالی عمل نماید، در قامت یک دولت مستقل ظاهر شده است. اعلام استقلال کردستان بیش از آن که به خاطر رعایت ملاحظات بغداد باشد، ناشی از دوراندیشی های اربیل است. تحولات سوریه نیز کردها را به بزرگترین برنده آن تبدیل کرده است. در حالی که کردها در جغرافیای کردی سخت ترین شرایط را در تورگیه داشته اند امروز به موقعیتی دست یافته اند که حتی از شرایط کردستان نیز در استقلال عمل جلوترند. تهدید کردهای سوری توسط جنایتکار تورگیه از این درک حاصل شده است اما این تهدیدات کوبیدن بر طبل توخالی است. همانگونه که آنکارا از خط قرمز استقلال کردهای شمال عراق عدول کرد و بارزانی را نه در ردای شیخ و رئیس عشیره بلکه در ردای رئیس دولت پذیرفت در آینده ای که دور نیست، کانتون و یا دولت کرد سوریه را نیز خواهد پذیرفت. آنکارا دانسته و یا ندانسته در ظهور و تقویت کردها نقش محوری داشته است.
تورگیه جعلی برای بر هم زدن همکاری راهبردی شیعیان و کردها که از دلایل مهم تغییر معادلات قدرت در عراق بود از هیچ اقدامی فرو نگذاشت. کمک به ظهور داعش، عقد قرارداد نفتی با اربیل، پناه داده به الهاشمی و بسیاری دیگر از اقدام ها که در راه به هدف رساندن سیاست های اروپا شکل گرفت، کردها را به استقلال عمل بیشتر نزدیک کرده است. تورگیه در منطقه و به ویژه در رابطه با کردها راهبرد خاص خود را تعقیب می کند اما آنکارا غافل از این نکته است که کردها نیز بازی و نقشه راه خود را داشته و به نظر می رسد با انسجام روزافزون کردی آنرا بخوبی پیش می برند. نظام و قدرت های جهانی که نقشه امروز آسیای مرکزی (ایران بزرگ ) در بخش مهمی حاصل چیدمان آنان است، امروز نیز به عنوان مهمترین فاکتور تاثیرگذار ناظر بر بازی هستند که خود چیدمان آن را طراحی کرده و آن را به پیش می برند. غرب با اختلافاتی که میان کشورهای آسیای مرکزی (ایران بزرگ )ایجاد کرده است توانسته خطوط قرمز کشورها را تغییر داده و قدرت اول تاثیرگذار معادلات منطقه گردد. برای تورگیه زمانی استقلال کردها خدشه به تمامیت ارضی تورگیه و به همین دلیل جنگ و کشتار کرد ها بود اما امروز دیکتاتور جانی تورگیه اینرا میداند که کشتار دستجمعی کرد ها دیگر تاثیری ندارد . در واقع آنکارا مدت هاست در نهان به این نتیجه رسیده است که تجزیه کشور جعلی تورگها نزدیک است.
در سوریه نیز نگاه رقابتی حاصل از دست یافتن به برتری ژئوپلتیکی، سبب شد تورگیه به امید سقوط زود هنگام اسد و جبران باخت راهبردی ناشی از قدرت یافتن شیعیان در عراق، به مهمترین عامل ویرانی سوریه تبدیل شود. نتایج حاصله از سیاست های تورگیه فارغ از تقویت داعش سبب شده کانتون های کرد در سوریه امروز به جدی ترین تهدید برای آنکارا تبدیل گردند. تهدیدی که سبب شده مقامات تورگیه مداخله و تجاوز به سوریه را حق خود عنوان کنند. توجه داشته باشیم تاکنون تشکیل دولت داعش در مرزهای تورگیه، از منظر مقامات آنکارا تهدید تلقی نشده اما تغییرات میدانی به سود کردها است که سبب تهدید امنیتی برای تورگیه شده است! این خود دلیلی دیگر است که اثبات می کند که داعش تهدیدی برای تورگیه نبوده و نیست. داعش برای آنکارا ابزاری برای سقوط اسد، عاملی برای کنترل کردها و از همه مهمتر عامل تعضیف موقعیت ایران در منطقه بوده و باور به امری فراتر از آن ساده لوحی است. اما کردها هم در داخل تورگیه و هم در سوریه محاسبات آنکارا را بر هم زده اند.
تورگ ها به دنبال پیوند کردهای منطقه بخویش هستند. در نگاه تاریخی تورگیه، کردها و ارامنه ساکنان اصلی سرزمین جدا شده از پیکره ایران بزرگ هستند . اما تورگ ها تاریخ جعلی خود را که با دزدی از تاریخ ایران و مراکش و الجزایر از طرفی و قبرس و یونان و بالکان از طرف دیگر بنام عثمانی دنبال میکنند! تاریخی که تا پیش از فتنه ۵۷ در ایران در هیچ کتاب تاریخی وجود خارجی نداشته و ندارد. و امروز کردها بیش از تکیه بر هر هویتی، کرد هستند و برای خویش نقشه راه و آرمانی دارند که مرحله به مرحله به پیش می رود. آنکارا تصور می کند روابط ویژه با اربیل و روند دورغین آشتی ملی و مذاکرات صلح با رهبر زندانی و بختیار کرد ها و جعل بیانیه از طرف اوجالان ، کردها را به آنان پیوند داده و آنکارا را برادر بزرگتر خواهد کرد! اگر آسیای میانه در دهه ۱۹۹۰ رؤیای برادر بزرگی آنکارا را بر باد داد، کردها در عصر جدید نه تنها رؤیا، بلکه جغرافیای امروز تورگیه را نیز می توانند بر باد دهند. دعوا و چالش کردها در تورگیه، فارغ از هویت کردی، دعوای جغرافیا است. از منظر تضاد اجتماعی و هویتی و از نظر سرزمینی و جمعیتی بیشترین و جدی ترین همگرایی کردهای منطقه در دهه های گذشته در تورگیه بروز یافته است. تضاد میان اکراد و تورگ ها با سیاست های جنایتکارانه بیش از پیش آنکارا در مقابل با کردها افزایش یافته و تحولاتی چون کوبانی و تحرکات کردهای سوری و لشگر کشی آنکارا در قالب جانی ترین تروریست ها یعنی داعشی از این تحرکات کار را بدان جا کشانده که امروز برای کرد ها هیچ دشمنی خونی تر ازتورگ ها وجود ندارد.
نکته آن که تغییرات ساختاری حاصله از جنایات ناشی از دولت سیزده ساله دیکتاتور تورگیه که در راستای راهنمایی و اهداف غربی در تورگیه بپیش می رود، می تواند منجر به نتایجی گردد که بر وفق مراد آنکارا نباشد. امری که بسیاری از صاحب نظران نیز آن را تأیید می نمایند.
نگاهی به منطقه نشان می دهد برنده اصلی تحولات آسیای مرکزی (ایران بزرگ ) کردها خوهند بود . این برآیند چه خوشایند و چه ناخوشایند کشورها باشد، تغییر چندانی در این نتیجه نخواهد داد. بحث استقلال کردها در فرداها، بحث چگونگی آن و بحث پیوند سرزمینی خواهد بود. حزب کارگران کردستان در این پروسه نقش پر رنگتری از دولت کردستان عراق و احزاب آن خواهد داشت. اختلافات در حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی از یک سو و سنگینی تمرکز بر کردهای عراق از قدرت تاثیرگذاری آنان بسیار کاسته و این اختلافات تا حدودی این دو حزب را به ابزار کشورهای منطقه تبدیل کرده است. حزب کارگران کردستان از آغاز ظهور و تا به امروز یک استثنا در احزاب کردی است. در راهبرد پ ک ک این حزب، حزبی است که برای همه سرزمین های کردی برنامه داشته و اهداف آن دربرگیرنده همه اکراد منطقه است.
توجه داشته باشیم در روند مذاکرات دروغین و مکارانه آنکارا با پ ک ک به نقل از اوجالان اعلام شده وی و حزبش از آرمان استقلال کردها عدول کرده اما تبلور عدم عدول از آرمان و هدف وی امروز در سوریه عملا ظاهر شده و چه بسا کردهای وابسته به پ ک ک، اولین دولت کرد را نه در تورگیه بلکه در سوریه به عرصه ظهور برسانند.
بهرحال در منطقه و در ارتباط با اکراد هر یک از بازیگران منطقه ای، بین المللی و داخلی راهبرد خاص خود را تعقیب می نمایند، اما این بازی پیچیده و چند وجهی را باید در درون بازی بزرگتری تحلیل کرد. حسی منطقی به من می گوید اگر قرار باشد سایکس، پیکوی جدیدی در آسیای مرکزی (ایران بزرگ ) شکل بگیرد، کردها در آن نقش محوری خواهند داشت. به نظر می رسد در آسیای مرکزی (ایران بزرگ ) دوران بازی با سرنوشت کردها به پایان رسیده است. کردها امروز به بلوغ سیاسی و اجتماعی لازم رسیده و آنان به آرامی و به کمک نظام جهانی به سوی تعیین سرنوشت خود حرکت می کنند. در این پروسه نقش اول از آن حزب کارگران کردستان می باشد. توجه داشته باشیم اگرچه پ ک ک همچنان در لیست تروریستی بسیاری از کشورهاست، اما عقلانیت، تجربه پرهزینه مبارزه و ارزیابی صحیح حزب کارگران کردستان از موقعیت جهانی و منطقه ای سبب شده این حزب جایگاه اصلی خود را در نزد مردم آگاه جهانی روز به روز محکم تر کرده و توسعه یافتگی را در خود نهادینه کند.
در حال حاضر حضور سنگین زنان در حزب کارگران کردستان و زیر مجموعه های آن در مقام رهبری و نمایندگی در آسیای مرکزی (ایران بزرگ ) که از منظر غرب با اعطای حقوق زنان فاصله دارد یک استثنا و الگوی توسعه یافتگی تلقی می گردد. ارزیابی صحیح از شرایط جهانی، منطقه ای و داخلی تورگیه توسط پ ک ک سبب عبور نسبی از فاز نظامی به فاز سیاسی و در نتیجه ورود در قالب حزب دموکراتیک خلق ها به مجلسی شد که تصور آن تا چندی پیش بعید بود. به نظر می رسد کردها در کنار نقشی که در دموکراتیزه نمودن آسیای مرکزی (ایران بزرگ ) دارند با توجه ویژه به نقش زنان و ارتقای موقعیت آنان تابلوی مقبولی را در نزد جهانیان نسبت به خود ایجاد کرده اند. و این اثبات میکند که کردها می توانند در سکولاریزه کردن آسیای مرکزی (ایران بزرگ ) نقشی اساسی را ایفا نمایند.
خلاصه آنکه روند تحولات در آسیای مرکزی (ایران بزرگ ) نشان می دهد کردها (با دادن صد ها هزار کشته و زخمی و آواره ) پس از غربی ها احتمالا برنده تحولات منطقه خواهند بود . تابلو ترسیم شده حاکی از آن است که کردها نه تنها به استقلال نزدیک شده اند بلکه از دید جهانی به موقعیت و بلوغ سیاسی دست یافته اند که می تواند به شکل گیری حکومت کردی کمک نماید. در حالی که آسیای مرکزی ( ایران بزرگ ) در آتش جنایات غربی ها و نگاه ارتجاعی تروریست های تورگ-انگلیسی داعش می سوزد، تعاملات و علایق کردها در ترسیم نقشه یک دولت مستقل عنصری بسیار تاثیرگذار خواهد بود.
نویسنده: صادق ملکی، توجه بفرمایید : مقاله بالا ویرایش شده است و مقاله اصلی دارای مطالب خلاف واقع بود که توسط آدم برفی اصلاح شده است , برای خواندن مقاله اصلی میتوان به سایت دیپلماسی ایرانی مراجعه کرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر