به بهانه حمله وحشیانه غرب و کمپانی به یمن با پرچم عربی
صدای آدمبرفی مینویسد:
با اینکه عربستان جعلی میداند که حمله به یمن طبق قوانین بین مللی تجاوز آشکار به یک کشور مستقل بحساب میآید و غیر قانونی است و این جنگ ممکن است منجر به نابودی عربستان گردد اما با پشتیبانی(حمایت همه جانبه!) غرب و اسرائیل برای تحقق این سناریو، دست به اینکار میزند!
حمله صدام حسین به کویت که آنهم با فریفتن او توسط عوامل نفوذی سازمانهای اطلاعاتی صورت گرفت، چراکه برای حضور همه جانبه نظامی آمریکا در منطقه میبایستی بهانه ای محکم وجود میداشت، نمونه ای از این دست سناریو هاست( عرب کی چیز یاد گرفته که این بار دومش باشد! تو قرن بیست و یک اکثرا بیسوادند.)
بهر حال میلیارد ها دلار تسلیحات نظامی غربیها که به اعراب عبری حوزه خلیج پارس واگذار کرده اند یک غرور پوشالی بوجود آورده که اعراب عبری را بشدت متوهم ساخته است. چنانچه تصور میکنند پول نفت و گاز دزدیده شده از خلیج پارس و ملت ایران، احتمالا مزد کارکرد آنان است و یا از پدران خار شتر خوار خود به ارث برده اند! که با آن سلاح میخرند! و یا نه میدانند و این خرید و فروش نمایشی، فقط برای توجیح، انبار ساختن، یک کوه اسلحه در منطقه است! به چه منظور؟ نابودی همه مردم منطقه آنهم به نوبت؟
بر کسی پوشیده نیست که آنچه در رسانههای عبری و غربی از وضعیت عموم مردم در کشورهای منطقه منعکس می گردد با واقعیت ۱۸۰ درجه تفاوت دارد. من طی تماسهای تلفنی با تعداد زیادی از دوستان در کشورهای مختلف منطقه (بویژه همپیمان با عربستان جعلی در این عملیات) وضعیت را در این کشورها جویا شدم. در حال حاضر پرسشهای مختلفی ذهن ملتهای منطقه را مشغول خود کرده که نمونههای زیر مشتی از خروار است :
اگر کشورهای منطقه توانایی گردهم آمدن و حمایت از هم را داشتند چرا برای حمایت از ملت فلسطین که هم او را به جعل عرب مینامند و هم سنی وارد عمل نشدند؟ جامعه اتحادیه اعراب کجا بود؟
اگر هدف حمایت از دولت شرعی یک کشور منطقه می باشد پس چرا اعراب عبری برای حمایت از بشار اسد در سوریه یا معمر قزافی در لیبی و یا بن علی در تونس و یا مبارک و مرسی در مصر ووو وارد عمل نشدند؟ پس چرا به روسیه در مورد حمایت از رئیس جمهوری قبلی قانونی اوکراین ویکتور یاناکویچ و خواسته مردم روس تبار این کشور انتقاد می شود و روسیه تحریم می گردد.
اگر بنا بحمایت از منافع ملی میباشد پس همه کشورهای جهان حق دارند برای حمایت منافع ملی خود به کشورهای همسایه حمله کنند. پس سازمان ملل چه کاره است؟
اگر عبدربه منصور هادی رئیس جمهور شرعی ومورد حمایت مردم یمن است پس چگونه است که هیچکس در یمن حاضر نیست از او حمایت کند و وی مدام در حال فرار می باشد؟ مگر در سوریه برخی ادعا نکردند که مردم بشار اسد را نمی خواهند ولی دیدیم که هم ارتش هم مردم دور او جمع شدند و وی در مملکت خود ایستادگی کرد و فرار نکرد؟ رئیس جمهوری که شجاعت ندارد در مملکت خود بایستد و از خودش دفاع کند آیا می تواند از حق و حقوق ملت دفاع کند؟
جه توقعی از مردم یمن است، وقتی می بینند درحالیکه خود در فلاکت بارترین شرایط زندگی می کنند، فردی که ادعای ریاست جمهوری دارد در کاخهای کشورهای دیگر خوش می گذراند و تقاضای بمباران مردم خود را میکند! و بعد قبول کنند وی رئیس جمهوری بماند؟
چرا مردم بینوا باید هزینه ماجراجویی و حمایت از اعراب عبری که با پول دزدی نفت وگاز خلیج پارس ثروتمند شدند و هیچوقت بفکر آنها نبودند را بپردازند.
بهرحال این پرسشها و دهها پرسش دیگر در ذهن ملتهای منطقه وجود دارد که فعلا رسانههای مختلف غربی و عبری تلاش دارند به آنها پاسخ گمراه کننده دهند.
کل رسانههای کشورهای منطقه وابسته به غرب و نوکران بیچاره هیچکاره موسوم به ائتلاف عربستان در حال حاضر فعالیت خود را بر محور اتحاد اعراب عبری برای مقابله با نفوذ میهن پرستان کشور های منطقه درجهت رهائی از چنگال ابلیسی که به آنها تحمیل گشته است، متمرکز کرده اند. و به بهانه واهی و نمایشی «نفوذ آخوندهای مزدور ایران بر شیعیان در یمن» و نمایش خطر حوثیها بر امنیت عربستان جعلی، ملت یمن را هزاران بار بمباران نموده و ضمن کشتار صدها هزار غیر نظامی یمنی، زیر ساخت ها و آثار باستانی هزاران ساله پارسی آنان را نیز از بین برده اند.
آنهائی که به اوضاع درونی یمن اشراف دارند می دانند که عربستان جعلی و عبری ها چندین بار، دستکم سه بار در ۳۶سال اخیر تلاش کرد یمن را تصرف کنند و هیچ وقت موفق نشدند و اطماع عبری های عربستانی نسبت به خاک یمن نتیجه ای نداد. در حال حاضر سه استان یمن در اشغال عبریهای عربستان جعلی می باشد و برای اینکه یمنیها هیچ وقت بدنبال برگرداندن این استانهای حاصل خیز نباشند با نیرنگهای مختلف اوضاع این کشور را بهم ریخته و تلاش داشته اند تا همیشه روسای جمهوری این کشور عوامل عبریهای عربستانی باشند.
اتحادیه اروپا میخواهد بر یمن تسلط داشته باشد اما به دلیل اینکه شرایط یمن به آنها این اجازه را نمی داد و نمی خواهد خود مستقیم وارد عمل شود عربستان و دیگر نوکرها را جلو انداخته و خود پشت صحنه اداره امور را در اختیار دارد. در نهایت اگر هم سربازی کشته شود سرباز آنها نیست و اگر هم عربستان یمن را اشغال کند در واقع یمن در اشغال آنها خواهد بود. عربستانیها و کشورهای عرب حاشیه نشین خلیج پارس توانایی استفاده از حجم بالایی از تسلیحات پیشرفتهای که در اختیار دارند را ندارند و وابسته به افسران غربی (بویژه انگلیسی، فرانسوی، آلمانی ) در این زمینه می باشند. و در صورت استفاده از این تسلیحات بر علیه یمنی ها قطعا فضای عمومی منفی بر علیه آنها تحریک خواهد کرد.
نمایش مسخره و سناریو مخرب دیگری به نام « به توافق رسیدن جمهوری اشغالگر اسلامی با کشورهای ۵+۱ بر سر مسئله هستهای» وجود دارد که در جهت برپایی یک اشغالگری بزرگ در خاورمیانه و موجه نشان دادن حضور نظامی غربی ها بویژه استانهای متحده آمریکا در منطقه است. و هدف آن ایجاد جنگ، آوارهگی، آشوب و بهم ریختن نظام خاورمیانه است و تا کل منطقه به اشغال غرب و اسرائیل درآید، ادامه خواهد داشت.
عربستانیهای عبری همیشه ترس و واهمه این را دارند که ملتها در کشورهای منطقه به پا خاسته و دست آنان را از دخالت در کشورهایشان کوتاه کنند. و یکی از دلایل تروریست پروری و ایجاد جنگهای نمایشی رسانه ای داخلی بین مردم یک کشور با همکاری همه جانبه تورگها، به همین دلیل صورت میگیرد. اینکار انان را مطمئن میسازد که خود و سرزمینهایی را که بطور پنهان در تصرف خود دارند(مانند ایران و عراق) از خطر استقلال دور نگاه دارد. در این راستا آنها با دخالت در ایران و عراق و بحرین انقلاب و فریاد دادخواهی مردم این کشورها را وحشیانه سرکوب کردند و در یمن نیز نمی خواهند انقلاب مردم یمن به نتیجه برسد تا عبرتی شود برای دیگر ملت ها.
اگر فقط شیعیان حوثی در یمن شورش کرده بودند، که سنیهای این کشور به دلیل کثرت عددی و قبیلهای توانایی ایستادن در مقابل آنها را داشتند. اما سنیها و حتی گروههای حزبی غیر مذهبی و ارتش هم با آنها همپیمان هستند و این انقلاب را به یک انقلاب فراجناحی و فرامذهبی تبدیل کرده و این مساله خطر بزرگی برای همسایه شمالی یمن یعنی عبریهای منطقه بویژه در عربستان جعلی به حساب می آید. چرا که با همه تلاشهایش نتوانست جنگ یمن را به جنگ شیعه و سنی تبدیل کند.
با حمله ارتش و بسیج مردمی به عدن همه نقشههای عربستان برای تقسیم یمن و راه انداختن جنگ داخلی در این کشور نقش بر آب شد و مجبور بود که یک واکنش سریع نشان دهد.
کشورهائی که حامی عربستان در این جنگ هستند به دو گروه تقسیم می شوند. گروهی که مثل امارات، کویت، قطر و بحرین هیچ توانمندی عملیاتی قابل ذکری ندارند و فقط به دلیل ترس از برادر بزرگتر عبری همراهی او را می کنند. و کشورهایی که مثل مصر، پاکستان و ترکیه جعلی و سودان به طمع باج گیریهای مالی سنگین از عبریهای عربستان وارد این ائتلاف شده اند و در موضع گیریهای اخیر آنها شاهد آن بودیم که اینان فعلا در حال بررسی حجم باجی هستند که می توانند از عربستان دریافت کنند تا عملا وارد ائتلاف گردند.
این درگیریها منجر به بالا رفتن قیمتهای نفت در جهان خواهد شد به دلیل اینکه احتمال زیاد دارد در صورت ادامه این روند یمنیها کشتیهای نفتی و منابع اقتصادی عربستان و کشورهای همپیمان آن را مورد هدف قرار دهند و تنگه مندب را که در اختیار انگل استان است را برای رفت و آمد کشتیهای ائتلاف عربستان ببندند.
(تنگه مندب و یا دروازۀ سوگواری، تنگه ای به عرض ۳۲کیلومتر که دریای سرخ را به اقیانوس هند متصل می سازد و آن میان شبه جزیره عربستان و قاره افریقاست.
براساس اسناد جغرافی دانان پارسی،آسیا و افریقا به یکدیگر متصل بودند تا این که زمین لرزه ای شاخ آفریقا را از شبه جزیره پارس در این محل از هم جدا کرد و دریای سرخ را بوجود آورد و نام «دروازه سوگواری» بخاطر تعداد زیاد افرادی که بر اثر آن جان خود را از دست داده اند، به این تنگه داده شده است
فاصله دو سوی تنگه از هم ۳۰ کیلومتر است. جزیره پریم تنگه مندب را به دو کانال تقسیم می کنند. کانال شرقی به نام تنگه کوروش کبیر نامیده می شود و سه کیلومتر پهنا و ۳۰ متر عمق دارد. کانال غربی، تنگه پریم نام گرفته و پهنای آن در حدود ۲۵ کیلومتر و ژرفای آن ۳۱۰ متر است.)
اختلافاتی که میان اعضای این ائتلاف در خصوص حمایت از عبری های عربستانی، یا اخوان مسلمین تورگی و قطری و یا سکولاریسم مصری و اردنی وجود دارد و کاملا با هم در تضاد هستند همبستگی ائتلاف را بصورت کوتاه مدت وابسته به پولهای فروش نفت و کاز دزدی از خلیج پارس خواهد نمود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر