دوشنبه، شهریور ۲۴، ۱۳۹۳

ای باور وعدههای خداوند با آلمی غم دلم میتپد شاد


اما تو ای بهترین، ای گرامی
ای نازنین تر مخاطب
اما تو بی شک عجیبی
مریم تر از مریم، آنکه زائید طفل خدارا
پاکی تو
پاک و بزرگ و نجیبی
تو روح روئیدنی
سحر سبز جوانه
تو در خزان غم آلود زندان
چون صد سبوی سبزنا،مژده ی صد بهاری
گم کرده های دلم را چه تاریک،
آئینه ی روشن بی غباری
تو خوشترین خنده ی سرنوشتی
ای باور وعده های خداوند
زیباترین گوشه های بهشتی
تو آن مژده ی راستینی
که گوید«آزادی» و راست گوید
با آرزوی تو ای آرزوی همیشه
گوئی در این گوشه ی غم
امشب من آزادم آزاد
و راستی را عجب عالم پر شگفتی
با عالمی غم، دلم می تپد شاد
آزادم و عهدم این است
کاوّل قدم راه میخانه پویم
واولین جام می بر سر دست
نام تو، نام تو، نام تو گویم
آری تو ای شعله ی پاک
ای لحظه ی شاد هستی
ای گفت و گوی دلم با تو، وز تو
در هوشیاری و مستی
ای لحظه ها از تو پر نور و ناب سعادت
یاد تو شیرینترین عهد و عادت

ای آشنای غم و شادی من
عشق تو زیباترین راستی ها
زندان و آزادی من.
مهدی اخوان ثالث

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر