اما تو ای بهترین، ای گرامی
ای نازنین تر مخاطب
اما تو بی شک عجیبی
مریم تر از مریم، آنکه زائید طفل خدارا
پاکی تو
پاک و بزرگ و نجیبی
تو روح روئیدنی
سحر سبز جوانه
تو در خزان غم آلود زندان
چون صد سبوی سبزنا،مژده ی صد بهاری
گم کرده های دلم را چه تاریک،
آئینه ی روشن بی غباری
تو خوشترین خنده ی سرنوشتی
ای باور وعده های خداوند
زیباترین گوشه های بهشتی
تو آن مژده ی راستینی
که گوید«آزادی» و راست گوید
با آرزوی تو ای آرزوی همیشه
گوئی در این گوشه ی غم
امشب من آزادم آزاد
و راستی را عجب عالم پر شگفتی
با عالمی غم، دلم می تپد شاد
آزادم و عهدم این است
کاوّل قدم راه میخانه پویم
واولین جام می بر سر دست
نام تو، نام تو، نام تو گویم
آری تو ای شعله ی پاک
ای لحظه ی شاد هستی
ای گفت و گوی دلم با تو، وز تو
در هوشیاری و مستی
ای لحظه ها از تو پر نور و ناب سعادت
یاد تو شیرینترین عهد و عادت
ای آشنای غم و شادی من
عشق تو زیباترین راستی ها
زندان و آزادی من.
مهدی اخوان ثالث
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر