دوشنبه، شهریور ۰۳، ۱۳۹۳

معجزه باران را باور کن


فریدون مشیری


باز کن پنجره ها را که نسیم
روز میلاد اقاقیها را
جشن میگیرد
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت
برگها پژمردند
تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست
توی تاریکی شبهای بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد
با سرو سینه گلهای سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد
هیچ یادت هست
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین.
فریدون مشیری

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر