شنبه، مرداد ۱۱، ۱۳۹۳

چرا اعراب بجای غزه از اسرائیل حمایت میکنند

چرا اعراب بجای غزه از اسرائیل حمایت میکنند.



پاسخ کوتاه به این پرسش این است که اصولا چیزی بنام اعراب هیچگاه وجود خارجی نداشته و ندارد. آنچه که عرب و یا اعراب با دامنهای سپید و چیفه های صورتی چهارخانه بنمایش گذاشته و عرب مینامند، درواقع قبایل بیابانگرد یهودی هستند که نزدیک به صد سال پیش از شاه ایران اجازه گرفتند تا در صحرای پارس که اکنون صحرای عربستان نامیده میشود، اطراق کنند. این قبایل بغایت بربر و نیمه وحشی پس از جنگ جهانی دوم و تضعیف ایران و خلاء قدرت مرکزی از فرصت کمال سوء استفاده را کرده و به مکه و مدینه حمله کرده و پس از کشتار بومیان آنجا، خود را صاحب آن سرزمین نامیده و عربستان جعلی را بنا نهاده و اظهار موجودیت کردند و تاریخ جعلی حمله اعراب به ایران در ۱۴۰۰ سال پیش را توسط عوامل یهودی و نفوذی خود در ایران آشفته پس از جنگ جهانی دوم به ایرانیها حقنه کرده و در لباس آخوند شیعه وا‌ حسین سر داده و شبانه روز بر سر منبرها برضد ماهیت ایرانی و تبلیغ تاریخ جعلی حمله دروغین اعراب به ایران در ۱۴۰۰ سال پیش برای مردم بیخبر کوچه و بازار داستانهای احمقانه و سخنرانی های آتشین نمودند و تا آنجا پیش رفتند که با کمک غرب فتنه۵۷ را در ایران براه انداخته و آنرا انقلاب اسلامی نامیدند و موجب اشغال ایران از طرف غرب و اسرائیل گشتند. پس از آن هم توسط فتنه ۵۷ در ایران و بازی کردن نقش بازوی جنایت، برای غرب و اسرائیل، بطور نیابتی صاحب نفت و گاز خلیج پارس گشته و وقتی شکم همیشه گرسنه اشان سیر گشت، پروژه جنایتکارانه بهار عربی را در کشورهای خاورمیانه براه انداخته و این کشور ها را بزور عربی کرده و نامیدند. و اینکار دراصل با هدف مشخص و اصلی آنها، یعنی دگردیسی کشورهای متمدن خاورمیانه، ابتدا به توحشی بنام عرب و اسلام و سپس نسلکشی آنها بخاطر متوحش بودنشان بود. و درنتیجه چیزی بنام همبستگی اعراب وجود خارجی نداشته و ندارد تا بخواهد بر ضد اسرائیل بپاخیزد.
دولت‌های به اصطلاح عربی‌ می‌گویند: حماس غزه نیست، و غزه هم فلسطین نیست!
خبرنگار روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز میگوید: دو سال پیش، زمانی که اسرائیل به غزه حمله کرد؛ از همه طرف بویژه از سوی اعراب برای متوقف کردن جنگ تحت فشار قرار گرفت، اما اینبار چنین وضعی پیش نیامد.
پس از روی کار آمدن موذیانه و مجدد اخوان المسلمین تحت سرپرستی انگلیس در مصر که سال گذشته اتفاق افتاد، در حال حاضر مصر رهبری ائتلاف تازه‌ای از کشورهای خاورمیانه را بعهده گرفته است که عربستان، امارات و اردن را شامل میشود. این ائتلاف عملا در کنار اسرائیل ایستاد و از آنجا که حماس، اداره غزه را بعهده دارد، ضد جنبش حماس ایستاد و بهمین سبب تلاش‌های میانجی گران برای دستیابی به آتش بس، حتی بعد از گذشت سه هفته ، همچنان با ناکامی مواجه می شود.
دیوید آرون میلر مذاکره کننده سابق و پژوهشگر موسسه ویلسون در واشنگتن گفته است، کینه و وحشت کشورهای عربی(کشورهائی که بزور سیاستهای مخربانه و ضد بشری غرب و اسرائیل به ضرب و زور بهار عربی، هویت جعلی «عربی» گرفته اند، چراکه «عرب» نه نژاد است و نه پیشینه و جایگاه تمدن و تاریخی دارد، و همه این مسخره بازیها پس از فتنه ۵۷ در ایران و بدست آوردن گنجی بنام ایران، توسط غرب و با کمک امپراتوری فاسد رسانه ای و کاملا مصنوعی بخورد مردم دنیا بویژه سرزمینهای کهن خاورمیانه مانند مصر و تونس و الجزایر ووو داده شده است و آنها را عربی معرفی میکند.)از اسلام سیاسی، بر حساسیت آنها نسبت به بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل فائق آمد.
هیچگاه ندیده بودم که این تعداد از اعراب، با کشتار و ویرانی غزه و کوبیدن حماس به صورت ضمنی موافق باشند.(چون نه فلسطینیها عربند و هم اینکه آنها که خود را عرب مینامند، درواقع قبایل عبری هستند که براساس ملاحظات، موذیانه خود را عرب مینامند و دراصل همان قوم یهودند،)
هرچند مصر بصورت کلاسیک، در هر گونه گفتگو با حماس، میانجی بشمار می آید، اما دولت مصر، اینبار، با ارائه پیشنهادِ آتش بسی کاملا منطبق بر خواسته‌های اسرائیل، حماس را غافلگیر کرد، بویژه که این پیشنهاد، مطابق هیچیک از خواسته‌های جنبش حماس نبود. وقتی جنبش حماس، پیشنهاد آتش بس را رد کرد، لجباز خوانده شد و مصر بر طرح خود پافشاری و ادعا کرد که این طرح، باید نقطه آغاز هرگونه آتش بس باشد.
بدین ترتیب، درحالیکه کارشناسان هوادار فلسطینی‌ها، طرح مصر را بشدت کوبیدند و آنرا حیله‌ای برای تحت فشار قرار دادن حماس برشمردند، کشورهای هم پیمان مصر، این طرح را ستودند. عبدالله امیر عربستان، یک روز پس از اعلام شدن طرح مصر، با عبدالفتاح سیسی (رئیس جمهور ناپیدا و اسمی مصر) تماس گرفت و از آن استقبال کرد. دفتر سیسی در بیانیه‌ای اعلام کرد که در این مکالمه تلفنی، از اسرائیل گله‌ای نشده است، بلکه اشاره شده است که غیرنظامیان، بی‌آنکه مسؤول درگیری نظامی باشند، قربانی آن می شوند.
هیچگاه ندیده بودم که این تعداد از اعراب، با کشتار و ویرانی غزه و کوبیدن حماس بصورت ضمنی موافق باشند.
خالد الجندی مشاور سابق تیم مذاکره کننده فلسطینی و عضو پژوهشکده بروکینگز در واشنگتن بر این باور است که برخی دولت‌های منطقه و اسرائیل، منافع همسویی را پیدا کرده‌اند.
الجندی گفت: درگیری مصری‌ها با اخوان المسلمین، و جنگ اسرائیل با گروه‌های مقاومت فلسطینی، تقریبا مشابه یکدیگر است. بدین ترتیب، باید پرسید که آیا در این میانه، مساله جنگ نیابتی مطرح است؟
روند نوینی که شکل گرفته، تمام توقع‌ها از انقلابها در کشورهای خاورمیانه را تغییر داده است. هجده ماه پیش، تحلیل گران بر این عقیده بودند که دولتهای همسو با خواسته‌های مردمی و حامی فلسطینی‌ها و دشمن اسرائیل، در کشورهای خاورمیانه بر سر کار بیایند.
اما بجای این که اسرائیل به رژیمی منزوی تبدیل شود، اکنون این رژیم بعنوان تنها طرفی است که از انقلابها درکشورهای خاورمیانه و تنش‌های بین آنها بیشترین استفاده را برده است، و توانست پشتیبانی تاکتیکی جهان سنتی خاورمیانه را در جنگِ مشترک با اسلام سیاسی کسب کند.
بدین ترتیب، مسؤولان مصری بجای اینکه رژیم اسرائیل را عامل کشتار فلسطینی‌ها در جنگ بدانند، هم بصورت صریح و هم بصورت تلویحی، جنبش حماس را مقصر دانستند. حتی وقتی مدرسه‌های آژانس آنروا (وابسته به سازمان ملل متحد) هدف حملات موشکی اسرائیل قرار گرفت و در روز چهارشنبه، بار دیگر تکرار شد، باز هم حماس را مقصر دانستند.
در این میان، بصورت همزمان، رسانه‌های حامی دولت مصر، به جهت گیری ضد حماس و متهم کردن آن به تبدیل شدن به ابزاری در دست توطئه گران اسلام گرا برای بر هم زدن ثبات مصر و منطقه پرداختند.
مصاحبه‌ها و برنامه‌هایی که رسانه‌های حامی دولت مصر، ضد حماس ترتیب می دادند، تا حدی تند و یکطرفه بود که حتی خود اسرائیل، آنرا برای غزه بازپخش کرد.
یک دانش آموز دختر، در گفتگوی تلفنی با خبرنگار نیویورک تایمز گفت که رسانه‌های مصری حامی دولت، با او تماس می‌گیرند و از او می خواهند طوری صحبت کند که اسرائیلی‌ها با استناد به حرف‌های او بگویند، ببنید دوستان شما، ما را برای کشتن شما تشویق می کنند. حتی در برخی از برنامه‌های شبکه‌های حامی دولت مصر که برای غزه پخش میشود، مهمانانی دعوت می شوند که از ارتش مصر می‌خواهند به ارتش اسرائیل برای رهایی از حماس کمک کند.
بدین ترتیب، ائتلاف جدید اعراب، موجب تغییری در محورها و به چالشی برای آمریکا تبدیل شد که خواهان دستیابی به آتش بس است.
سازمان اطلاعات مصر، به تماس‌های خود با جنبش حماس ادامه میدهد و این همان روندی است که در زمان حسنی مبارک و محمد مرسی، وجود داشت، اما دشمنی مصر با حماس بحدی است که نیت‌های واقعی این کشور در قبال میانجی گری به ویژه پس از رد شدن طرح آتش بس را زیر سئوال می برد.
مارتین کرمر رئیس دانشگاه شالیم در اورشلیم معتقد است، بنظر می رسد، صرفنظر از حماس و قطر(دو یاور همیشگی اسرائیل) کشورهای خاورمیانه یا بی‌تفاوت هستند یا حاضرند پیرو مصر باشند. هیچکس در خاورمیانه، از آمریکا نمی‌خواهد برای توقف فوری جنگ اقدامی کند. این درحالی است که پیش از این، وقتی اسرائیل فلسطینی‌ها را سرکوب می کرد، بعنوان مثال عربستان، توقف فوری جنگ را از آمریکا میخواست و اینکار، راه گریزی پیش روی فلسطینی‌ها می گشود.
کرامر معتقد است که فلسطینی‌ها باید برای شکست حماس این دردها و رنجها را تحمل کنند؛ و نباید به حماس اجازه پیروزی داد، و این جنبش نباید از این جنگ به عنوان قوی‌ترین بازیگر صحنه فلسطین خارج شود.
البته مسئولان مصری با توصیف تعامل خود با غزه تحت عنوان همپیمانی با اسرائیل، مخالفند. آنها ادعا می‌کنند که در حال حمایت از غزه و ایفای نقش متعارفشان هستند. طبق ادعای یک دیپلمات بارز مصری، حماس غزه نیست، و غزه هم فلسطین نیست.
ارتش مصر با همکاری هلال احمر این کشور مقادیری دارو و وسایل پزشکی به غزه منتقل کرده و مصر همچنان کانالهایی ارتباطی با حماس را باز گذاشته است؛ و به موسی ابومرزوق از رهبران حماس اجازه می دهد که در قاهره اقامت کند.
ولی به عقیده کارشناسان، مصر و همپیمانان عرب خود تلاش می‌کنند نفرت خود از حماس را با توجه به حامیان فلسطین در کشورشان همسو کنند؛ چرا که این کشورها به دلیل ادامه کشتار و جنایات درغزه، خودشان را در نقطه مقابل شهروندان خود می‌بینند.
منبع العالم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر