بخش بهشت

یوستینیانوس، قیصر رومی که در این سرود با دانته و به صورت یکطرفه، یعنی بدون اینکه دانته کلامی بگوید، گفتگو میکند، آخرین قیصر روم است که امپراتوری را از بیزانس اداره میکرد. بیزانس از سال ۳۳۰ سال پس از ساسانیان توسط کنستانتین قیصر روم و ( مخترع دین مسیحیت) به عنوان پایتخت مسیحیت انتخاب شد و از روم به بیزانس منتقل گشته بود. قیصر روم کنستانتین ( به عربی قسطنطین خوانده میشود، زیرا که زبان عربی ناقص است و از کمبود حروف الفبا رنج میبرد، حداقل ۴ حرف، گ، پ، ژ، چ را کم دارد و به همین دلیل اعراب همه چی را اشتباه تلفظ میکنند )، برای اینکه بزرگان رومی به این انتقال اعتراض نکنند و دلشان برای روم تنگ نشود، دستور داد خیابانها و کوچههای بیزانس را از خاکی که با کشتی از روم آورده بودند، فرش کردند و آنجا را روم تازه نام نهاد. ولی بعدها این شهر بهمان نام خود او یعنی کنستانتین ( قستنتنیه به اشتباه و به زبان ناقص عربی) شناخته شد.
مجسمههای مرمری که از پیکر فرشتگان، زنان و بزرگان ایران باستان و در زمان امپراتوری ساسانی در ایران از سنگهای مرمر یک پارچه میتراشیدند آنچنان باشکوه ، زیبا و با استادی ساخته میشد که دانته در بخش برزخ میگوید: این حجاریها آنچنان آراسته و با شکوه بود که نه تنها پولیکرتو بلکه طبیعت را نیز غرق شگفتی میکرد.( پولیکرتو مجسمه ساز بزرگ باستان ایران است که شاهکارش مجسمهای است به نام پاسدار شاه که از روی یکی از سربازان گارد جاودان امپراتوری هخامنشی ساخته است و آنچنان استاد و معروف بود که دانته میگوید، نه تنها او که استاد بزرگی در این کار بود با دیدن مجسمههای پارسی غرق شگفتی میشود، بلکه طبیعت ( خدا ) نیز غرق شگفتی میگشت.)
دانته میگوید: به خواست تقدیر عقاب روم همراه با آنیاس از مشرق به مغرب آمده ( اشاره به از بین بردن امپراتوری ساسانی و آوردن عقاب مشرق و یا نماد ساسانی و امپراتوری پارسها به غرب ) و در شهر رم موتن شده بود و این عقاب را در جهتی خلاف آنچه اراده آسمان بود از مغرب به مشرق انتقال داد ( اشاره به اینکه کنستانتین، سازنده دین مسیحیت و رسمی ساختن این دین برای غرب، شهر بیزانس را پایتخت مسیحیت کرد و از روم منتقل ساخت و از آن به بعد این شهر کنستانتینوس (امپراتوران پارسی این شهر را از بهشت زیباتر ساخته بودند، علت مخالفت دانته با این انتقال پایتخت از آن جهت است که چون کنستانتین دین مسیحیت را بوجود آورد و آنرا کیش رسمی امپراتوری روم اعلام ساخت، بعد از این پایتخت روم را بعنوان تیول به پاپ و کلیسا بخشید و دانته همواره بر این عقیده بود که وجود این مال و منال به عدهای تحت عنوان مذهب، و کلا مال و منال دنیوی باعث فساد کلیسا و سستی جنبه روحانی و معنوی آن شده و بنابر این نقل و انتقال پایتخت و عقاب مغرب خلاف ارادهٔ آسمان صورت گرفته است.
سرود ششم تقریبا مروری بر، تاریخ، قیصرها و امپراتوری و قهرمانان ساختگی رومی دارد و به میدانهای جنگ و پیروزیهای رومیان و حوادثی که در تاریخ این شهر روی داده میپردازد. دانته سرود ششم دوزخ را با نام فلورانس، سرود ششم برزخ را به نام ایتالیا و سرود ششم بهشت را امپراتوری روم نام نهاده و به احتمال زیاد این تقارن اتفاقی نیست.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر