سرود ششم بهشت

فلک دوم: فلک زهره ( عطارد)
ارواح کوشا و نکوکار
این سرود تمام در فلک زهره میگذرد و در سراسر آن دانته و بئاتریس و سایر ارواح بیحرکت میمانند و فقط یکی از ارواح، یعنی روح یوستینیانوس، قیصر روم سخن میگوید.
در سراسر کمدی الهی، این تنها سرودی است که چنین ویژگی را داراست. یعنی از اول تا آخر سرود، تماماً بگفتههای تنها یک تن اختصاص داده شده است. و خود دانته و دیگران در آن نقشی ندارند. میتوان این سرود را حماسهٔ رومی لقب داد، زیرا که بحقیقت در آن تاریخچه باستان از روزی که انیاس، شاهزاده ترویایی که میبایستی بعدها قیصرهای روم از نسل او پدید آیند، پس از شکست ترویا از شهر خود بیرون آمد و رهسپار شبه جزیره ایتالیا شد و در حقیقت تاسیس روم را با خود همراه آورد تا انتقال مرکز این تسلط از روم به قستنتنیه و پس از آن تا انقراض این دولت رومی و ادامهٔ جنبه معنوی آن در قالب امپراتوری شارلمانی و ژرمنی و رومی خلاصه شده است.
دانته بدستور کلیسا و برای تبلیغ مسیحیت و حکومت رومیها تحت عنوان امپراتوری روم! در تقابل با تنها امپراتوری واقعی بشر از زمان موجودیتش تا ۲۰۰ سال پیش که بر سراسر کره زمین حکومت میکرد یعنی امپراتوری پارسها و دین پارسها یعنی زرتشتی که کلیسا ۲۰۰ سال بیرحمانه با آن جنگید، اقدام به نوشتن کمدی الهی از روی مثنوی «از باد تا آد» دانشمند و حکیم ایران، سنائی کرده است،
که نوشتن همین کتاب هم از افکار او نیست، یعنی این سفر آدم زنده به جهان دیگر، ابتکار دانته نیست، و ۲۰۰۰ سال پیش از دانته در ادبیات ایران چندین نمونه از این داستان نوشته شده است. از جمله پیراپ نامه، ارود بزرگ از هیربدهای دوران امپراتوری ساسانی.
یکی از این داستانها که توسط یک کشیش مسیحی به نام Theophylcte Simocatta در کتاب او به نام «تاریخ زندگی قیصر موریس» نقل شده، ذکر میکند که در زمان پادشاهی خسرو پرویز امپراتور بزرگ ساسانی، زن زیبای ایرانی به نام گلدونک، عاشق امپراتور ایران میشود و این عشق او را به عالم مکاشفه و سفر به دنیای دیگر میکشاند و آنجا در سفری به دوزخ، عذابهای موحش دوزخیان را میبینند و فر و جلال بهشتیان را نیز بچشم شاهد میشود. در یکی از این دفعات فرشتهای غرق نور به دیدار او آمده و مرگ نزدیک شوهرش را بدو خبر میدهد. و او وقایعی را از دنیای دیگر برای خسرو پرویز بازگو میکرد و تا جایی که او را پیشگوی خسرو پرویز امپراتور ایران میدانستند. این ماجرا در کتاب دیگر به نام Evagros«تاریخ مذهبی» که چهل سال پیشتر نوشته شده نیز نقل شده است.
ولی بطور مسلم هیچ اثری را نمیتوان یافت که به اندازه پیراپ نامه، (سفرنامه هیربد زرتشتی به دنیای دیگر که در حدود دو هزار سال پیش از دانته نوشته شده ) یافت که کمدی الهی دانته شباهتی یکسان با آن دارد.
در این باره بارتلمی فرانسوی قرن نوزدهم مینویسد: «هیچ یک از مکاشفاتی که در گذشته از آنها یاد شده، مانند پیراپ نامه اردو ایرانی با کمدی الهی دانته شباهت ندارد، و این شباهت و نزدیکی بحدی است که ما را بی اختیار بفکر ارتباط این دو اثر و الهام گرفتن دانته از آن میکند!»
در پیراپ نامه اردو ایرانی یک هیربد(موبد موبدان) زرتشتی بدنیای دیگر رفته و مشاهدات خود را از قسمتهای دوزخ، برزخ و بهشت نقل میکند. درست همان اسکلتی که کمدی الهی دانته بر آن استوار است.
خلاصه این سفرنامه این است که پیراپ نامه اردو از پل چینوات (کپی آن پل صراط) میگذرد و به راهنمایی دو فرشته، نخست به همستگان ( اعراف، برزخ) و بعد از آن به بهشت میرود.
و سپس به دوزخ رفته و در پایان این سفر به زمین باز میگردد و آنچه را که دیده است به موبدان خبر میدهد.
دوزخ او عیناً مانند دوزخی است که دانته نوشته است و مانند آن چاه ویل و عظیمی است که در داخل زمین قرار دارد و اهریمن ( شیطان اعظم دانته) در قعر آن جای گرفته و فرمانروای انست، درست همانگونه که دانته شرح داده است!
برزخ او مثل برزخ دانته فاصلهٔ میان زمین و آسمان را شامل میشود و دقیقا همان ساختار را دارد.
بهشت وی درست مانند بهشت دانته عبارت است از آسمان یا فلک ستارگان، و آسمان ماه و آسمان خورشید و سرای ایزد ( عرش).
و پیراپ نامه دستههای مختلف ارواح بهشتی را در این طبقات چهار گانه میبیند و در باری ایشان از رهنمایان خود احوال میپرسد و در پایان این سفر بهشت است که اهورامزدا را بصورت فروغی خیره کننده میبیند، و بر او نماز میبرد، از زمرهٔ کسانی که وی در این سفر آسمانی خود میبیند، روح نخستین نیای بشر ( کیومرث، در شاهنامه هم فردوسی کبیر از او بعنوان اولین بشر نام برده است) است. همچنانک دانته در بهشت کمدی الهی خویش با روح آدم و یا نخستین بشر روبرو میشود.
ارواح پارسایان در بهشت دانته چرخ زنان سرود فر و جلال خداوند را میخوانند، و در بهشت پیراپ نامه اردو دقیقا این ارواح به سرود فر و جلال اهورامزدا مترنمند.
در هر دوجا آنان ارواح بهشتی را غرق در نور میبینند. شباهتهای مختلف این دو سفر بهشت بقدری است که گفته شده، گاه باور نمیتوان کرد که کمدی الهی بی آشنایی دانته با پیراپ نامه اردو سروده شده باشد. ( شاید در قسمت نخست و دوم کمدی الهی، دانته کمی در پیراپ نامه ایرانی تغییراتی داده، به این ترتیب که از اسامی ایتالیایی استفاده کرده و با قرار دادن دشمنانش در دوزخ از آنان انتقام گرفته و سبکی غربی به آن داده باشد، که این تغییرات در قسمت برزخ کمتر شده که نشان از قوه تخیل کوتاه او دارد و در قسمت بهشت و آخرین قسمت بدون هیچ تغییری و عیناً از پیراپ نامه کپی شده است، تو گویی دانته از تغییر دادن خسته شده و عیناً پیراپ نامه اردو را کپی کرده و در کتاب خود قرار داده است.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر