شنبه، خرداد ۱۷، ۱۳۹۳

همدل و همدست آخوند قمی ..... در کنار او علیه مردمی


پیش از اینها ارتشی دولا نبود
آفتابه پرکن ملا نبود

راست قامت در بر شاه و وزیر
کس نمیگفتش مرا سرپا بگیر!

ارتشی دستش به عنوان سلام
بود بالا و فقط بالا، تمام

حالیا ای دست بالا لشکری
دست خود بسیار پائین میبری

گر که مشتاقی به مالیدن بسی
مال خود مالی به از مال کسی!

گرچه، تو هرگز نخواهی شد درست
چاپلوسی رشته ی تو، شغل توست

همدل و همدست آخوند قمی
در کنار او علیه مردمی

خلق را مأمور خاموشی توئی
لایق صد جور سردوشی توئی

غارت و فجر و جنایت جرم توست
قاتلی پنهان به یونیفرم توست

میدهد شیخ مظفر روزی ات
خشتک او بیرق پیروزی ات

تا شود صادر ز ایشان گوز و گاز
بیرق ات بر پای او در اهتزاز!

در عوض تو دست آقا را ببوس
قپه افزون بایدت پا را ببوس

بوسه ده اول به دست حضرت اش
تا ببینی تازگی ی «طارت»اش!

دست رهبر را بچسب و بوی آن
لطف ادرار پیمبر توی آن

عطر آرووغ امیرالمومنین
طعم استفراغ زین العابدین

چونکه دستش را مبارک دیده اند
چهارده معصوم بر آن ریده اند

ای فدای خامس آل عبا
ماچ را محکم بچسبان، مرحبا

با همین شدت اگر خدمت کنی
بین حزب اللهیان ناپلئونی!

هادی خرسندی
















هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر